زثولیت
رفتن به کانال در Telegram
Communication : @Zer0etun1bot Every page tells of Zeth. Yet every line points to Him; a man shaping himself toward Him and writing what he finds along the way. Your name isn't written here but you're all over it.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
218
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
+230 روز
آرشیو پست ها
219
جای این حجم از نفرت در جغرافیای من تنگ بود، نفرت خود را درید و کینه شد و فریاد زد، چنین شد که فریادش گوش پتیارهها را در چندصد کیلومتر آن طرفتر کر کرد.
219
آنها روزگار را بر من سخت کردند و مسیر را برایم دشوار. محال است خدای من به آنها آسان بگیرد. خانههایتان خراب پتیارهها.
219
او حال مساعدی نداشت و میگفت اگر با همه باید دوخت، با من باید برید و من همچنان میگفتم رشکم از پیرهن آید که در آغوش تو خسبد. پیراهناش را بِبُرم و بِبَرم؟
#زث.
219
هنگامی که میخواستند اقبال زث را بنویسند در همان حین، بخت او با بدی زنا میکرد و ماحصل آن بدبختیاش شد.
زث به گمانم دستمال حیض بختات تو بودی و برای این بختِ بد، دویست و هفتاد روز به شکم مادرت لگد میزدی؟
#زث.
219
گفتم که هنوز انگار همون پسر بچه ای
که انگار یه گوشه ی اتاق کز کرده.. و با همه حتی خودش قهره
