🎻 𝐋𝐮𝐜𝐢𝐟𝐞𝐫
رفتن به کانال در Telegram
𝘐'𝘮 𝘯𝘰𝘵 𝘪𝘯𝘴𝘦𝘯𝘴𝘪𝘵𝘪𝘷𝘦, 𝘐 𝘫𝘶𝘴𝘵 𝘶𝘴𝘦 𝘮𝘺 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘭𝘦𝘴𝘴.... •°𝙏𝙖𝙡𝙠 𝙩𝙤 𝙢𝙚° ⋆ 𝜗ৎ⭒ ֢ @Hooniia_bot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
463
مشترکین
-424 ساعت
+57 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
462
چند ثانیه نگاهشون در هم گره خورد.از این eye contact ها لطفا
سونگهون آرام یک قدم بهش نزدیکتر شد. وقتی برگشت، فاصلهی بینشان از قبل کمتر شده بود. سونگهون چند لحظه فقط به چشمهای پسر نگاه کرد؛ضربان قلبمو حس میکنم_
لبخند کوچکی روی لبش نشست. گونههایش کمی سرخ شد.جونگوونمون خجالت کشیده🤏🏻🤏🏻 وای خیلی نازه
حالا فاصله ی دو پسر به قدری کم بود که نفس هاشون به صورت هم برخورد میکرد." اگه بین ما فاصله یک نفسه نفس منو بگیر"تو سرم پخش شد وای
پسرمکوچولومدیگه فارسیم قاصر Awww
و پاهای پسر رو بالا برد و روش شونه اش گذاشتجوری که شروع شد: Put your head on my shoulder جوری که تموم شد: Put your legs on my shoulder خسته نباشی خیلی قشنگ بود) بعد مدتها چیزی نخوندن، لذت بردم
462
برخلاف همیشه درمانگاه رو ترک نکرد.ما که نمیدونیم چرا
-پس چرا نمیری؟ سونگهون نفس آرامی بیرون داد. +یخورده کار دارم...کار❌ جونگوون✅
آخر سر نفس کوتاهی کشید و گفت: +ام... امشب با دوستات برنامه خاصی نداری؟باریکلا به شجاعتت مرد
+میتونم شماره ات رو داشته باشم ؟جرات سونگهونو داشتم وضعم این نبو_
سلام پسر خوشگله ، پارک سونگهون امAaa...
با خندهای آرام زیر لب گفت: -اه .. آروم باش پسر ... فقط یه شامه.نه پسر این فقط یه شام نیست یه شام با پارک سونگهونه🙏🏻
جونگوون کفشهاش رو جلوی در درآورد و وارد خانه شد. اولین چیزی که توجهش رو جلب کرد، فضای گرم و آرام خونه بود.واستا چی...داری میگی سونگهون اولین دیت بردتش خونشون؟_
با اینکه فقط دو روز از آشناییشون میگذشت، کنار هم احساس غریبی نمیکردند؛ انگار سالها بود که یکدیگر را میشناختند.از این آشنایی ها لطفا
-تعریف نکن، وگرنه دفعهی بعد هم مجبور میشی بیای شام.تعریف کن یانگ تعریف کن
462
بهترین چیزی که میتونستم بعد از بیدار شدن بخونم و ببینم
ازت ممنونم گرلی که خوندی و نظر دادی
462
Repost from تـآسـیـان ٬
اخرش برخلاف وایب سافت اولش خیلی هات بود، جدا لذت بردم از خوندن هر سه پارت. جزئیات و فضا سازی واقعا اروم و خوب بودن، دوستشون داشتم.
