🎻 𝐋𝐮𝐜𝐢𝐟𝐞𝐫
رفتن به کانال در Telegram
𝘐'𝘮 𝘯𝘰𝘵 𝘪𝘯𝘴𝘦𝘯𝘴𝘪𝘵𝘪𝘷𝘦, 𝘐 𝘫𝘶𝘴𝘵 𝘶𝘴𝘦 𝘮𝘺 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘭𝘦𝘴𝘴.... •°𝙏𝙖𝙡𝙠 𝙩𝙤 𝙢𝙚° ⋆ 𝜗ৎ⭒ ֢ @Hooniia_bot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
462
مشترکین
-224 ساعت
+77 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
462
Repost from Always✞⁷🖤
+4
"بچه ها خسته نباشید جلسه بعد تکالیفتونو میبینم،پس حتما انجام بدین" دانش آموزان با گفتن خسته نباشید کم کم از کلاس خارج شدند. نیکی آبنبات چوبیشو باز کرد و پوستش رو داخل سطل زباله انداخت. بعد به سمت میزش رفت تا وسایلاشو جمع کنه،با دیدن تنها پسر داخل کلاس به جز خودش،آبنبات چوبی دیگه ای از کیفش در اورد و به سمت پسر رفت. یونجون که سرش رو پایین انداخته بود با حس کردن شخصی که به او نزدیک میشد،اهمیتی بهش نداد. "هی پسر،بیا این آبنبات برای تو" یونجون با دیدن آبنبات چوبی مورد علاقش سعی کرد ذوقش رو مخفی کنه و با لبخندی به پسر نگاه کرد. "ممنونم" نیکی لبخندی ارومی زد ولی چرا قلبش انقدر تند میزد؟چرا یه حسی عجیبی داشت؟ یه حسی که سال ها ازش دور بود و قول داده بود هیچوقت سمتش برنگرده،ولی چرا دوباره اون حس ها داشت تکرار می شد؟ اگه تا یه دقیقه دیگه اونجا بود قطعا قلبش از سینش بیرون میزد،پس بدون گفتن حرفی کیفشو برداشت و با سرعت از کلاس خارج شد. یونجون با ندیدن پسر،لبخندش روی صورتش ماسید. "دیدی؟چوی یونجون هیشکی دوستت نداره،چقدر احمق بودی که فکر میکردی پسر جذاب مدرسه عاشقت میشه" پوزخندی زد،کیفشو برداشت و از کلاس خارج شد.ᴊᴜɴᴋɪᜊ
462
Repost from ALL LIPS GO BLUE.rest❗️
℘ ᪵His favourite barber . pt.5
"با اینکه لبهاش برای حرف زدن تکون نمیخوردن، صداشون رو میشنیدم، خیلی واضح. حتی مثل این میموند که لبهای منم باهام قهر کردن.. چون بهم نمیگفتن لبهاش چی میگن.. حتی راهنمایی هم نکردن! شاید هم من اونقدر محوش شده بودم که نشنیدم، میترسم اگه ازشون بپرسم"summary? click on clock "⏱" #His_favourite_barber
462
Repost from (Rest)🖤 آرزوی کوچک
> Tap to read: my Roommate
_الانا باید درد کل وجودتو بگیره درسته؟! جه یون دستشو از روی گردنش برداشت و مشت محکمی روی گونه ی هیسونگ فرود اورد بعد از برداشتن مشتش با هاله ای قرمز رنگ که بنظر دردناک میومد مواجه شد#heejake Comment
462
Repost from 𝘍𝘢𝘵𝘦❆
❆ 𝓘𝓯 𝓯𝓪𝓽𝓮 𝓵𝓮𝓽𝓼 𝓸𝓾𝓻 𝓹𝓪𝓽𝓱𝓼 𝓬𝓻𝓸𝓼𝓼 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷, 𝓼𝓸𝓶𝓮𝔀𝓱𝓮𝓻𝓮 𝓫𝓮𝔂𝓸𝓷𝓭 𝓽𝓱𝓲𝓼 𝓵𝓲𝓯𝓮... 𝓭𝓸𝓷'𝓽 𝓼𝓪𝔂 𝓪𝓷𝔂𝓽𝓱𝓲𝓷𝓰.
𝓙𝓾𝓼𝓽 𝓵𝓮𝓽 𝓶𝓮 𝓱𝓸𝓵𝓭 𝔂𝓸𝓾 𝓸𝓷𝓮 𝓵𝓪𝓼𝓽 𝓽𝓲𝓶𝓮, 𝓫𝓮𝓬𝓪𝓾𝓼𝓮 𝓽𝓱𝓪𝓽'𝓼 𝓽𝓱𝓮 𝓸𝓷𝓵𝔂 𝓻𝓮𝓰𝓻𝓮𝓽 𝓮𝓿𝓮𝓷 𝓭𝓮𝓪𝓽𝓱 𝓬𝓸𝓾𝓵𝓭𝓷'𝓽 𝓼𝓽𝓮𝓪𝓵 𝓯𝓻𝓸𝓶 𝓶𝔂 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽.
462
Repost from 𝖣𝖾𝖺𝖽 𝖵𝖺𝗆𝗉𝗂𝗋𝖾🖤🆕
New reason
Part7:The very same boy—unaware of it himself—was once again entering her life and her heart, just as he had back then.
