«پیچک🌀»
رفتن به کانال در Telegram
درود ! به شهر پیچان خوش آمدید🎉 من منشا هستم موسس این خانه پیچ در پیچ.... صندوقچه پیچک:https://t.me/+NGN-375Z0k05MjE0 اگر حرفی به منشا داشتید:https://t.me/SendHarfBot?start=4a84877f542f صندوقچه چالش ها:https://t.me/hlsgzlzotstwtozhfjlgupoy
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
634
مشترکین
+2224 ساعت
+187 روز
+5030 روز
آرشیو پست ها
634
Repost from 𝑲𝒂𝒓𝒂𝒐𝒌𝒆 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕𝒔 | ناول ایران
• کانالای آرت 120+ ممبر میتونن این پیامو + یکی از آرتای زیر فوروارد کنن و بوست برنده شن!
• Harmony Eye • Sora Ishii • Zen Hayashi
🏅جایزه: قرعه کشی یک بوست 6 ماهه کانال 💮 سه شنبه ساعت 18 💮 جوین باشین!
634
Repost from سرپرست مهربان
🚨🚨🚨#امداد فوری در #تهران
۴ تا بچه گربه رو دیروز دیدم سالم بودن
امروز فقط دوتاشون هستن چشمشون اینطوریه،بنظر خیلی ضعیف میان نمیتونن دووم بیارن
تهران خیابان جامی
کمکشون کنید😔🙏
@Starboxo
634
Repost from سرپرست مهربان
🚨🚨🚨#امداد فوری در #مشهد
گربه چشمش آسیب دیده😭😭😭 .غذا ریختم نمیخوره. نمیزاره بهش دست بزنم متاسفانه.کوچلو هستش . توروخدا کمکش کنید خیلی درد میکشه
آدرس:مشهد
ایدی تلگرام
@Beautifu16
634
Repost from سرپرست مهربان
🚨🚨🚨اورژانسی#مشهد #نیاز به #خون
یک بچه گربه نیاز به انتقال خون اورژانسی داره،زیر نظر متخصص و در یک کلینیک تخصصی در مشهد. نهایت تا فردا ساعت ۴ عصر وقت داریم😭💔🙏🙏
نیاز به دو گربه ۵ کیلو به بالا و سالم.
لطفاً بی تفاوت رد نشید 💔🙏🙏🙏🙏🙏 بحث یک زندگیه که خیلی داره تلاش میکنه تا بمونه🥺
#مشهد
@missy9488
09301553614
🚫🚫🚫 لطفاً فقط درباره همین آگهی با ایشان تماس بگیرید و برای موارد #امدادی #مزاحم نشوید.
634
Repost from سرپرست مهربان
🚨🚨🚨#امداد فوری در #مشهد
وکیل آباد
تصادف کرده کمر به پایین فلجه
اگر کسی میتونه بیاد ببرش برای درمان
همسایه ها میخوان بهش سم بدن راحت شه
نمیزاره نزدیکش بشیم😭😭😭
۰۹۹۱۰۷۱۴۲۸۱
🚫🚫🚫 لطفاً فقط درباره همین آگهی با ایشان تماس بگیرید و برای موارد #امدادی #مزاحم نشوید.
634
Repost from N/a
روزها گفتم میگذرد
اما آنچه که گذشت تنها عمر من بود و بس.. به دستان لرزانم مینگرم؛ چه کردهام که تاوان آن، این است. غم روی دل، سنگینی میکند؛ با خود میگویم گر حال نیز احوال ما این است.. سرانجامش چه خواهد شد.
حسرت به دل نشسته مرا نگاه میکند.. جوانیام را تباه میکند.. میگذرد و میگذرد.
به خود میآیم.. اشکهای دوست بر آستینم جا خوش کرده..
با خود مینگرم.. گر این عذاب است، گناه ما چه بود؟
مطلق.
634
Repost from N/a
روزها گفتم میگذرد
اما آنچه که گذشت تنها عمر من بود و بس.. به دستان لرزانم مینگرم؛ چه کردهام که تاوان آن، این است. غم روی دل، سنگینی میکند؛ با خود میگویم گر حال نیز احوال ما این است.. سرانجامش چه خواهد شد.
حسرت به دل نشسته مرا نگاه میکند.. جوانیام را تباه میکند.. میگذرد و میگذرد.
به خود میآیم.. اشکهای دوست بر آستینم جا خوش کرده..
با خود مینگرم.. گر این عذاب است، گناه ما چه بود؟
مطلق.
