سَـطـرِخامـوش
رفتن به کانال در Telegram
من، شاعرِ غروبهای بیفرجامم. . . . ایـنستایمن:hele_dvri تـلگرامِمن: @Heladvri ناشنـاسِمن: @helhastambot پرایوتِمن: https://t.me/+yOEaQubwvZwzZmJk . . 🛑آنچه در این کانال میخوانید، زادهی قلمِ من است. بازنشر یا استفاده از اشعار، تنها با ذکر نام
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 006
مشترکین
-224 ساعت
-237 روز
-17130 روز
آرشیو پست ها
1 002
فنجانم سرد شد و شب،
باز چیزی از من کم کرد.
موسیقی ماند و پنجرهای نیمهباز،
و گربهای که انگار مرا بیشتر از آدمها میشناخت.
من اما، هرکس را که دوست داشتم، یک روز بیصدا از شعرم حذف کردم.
1 002
حس میکردم از همهی این مردمی که
میدیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم.
بوف کور / صادق هدایت
1 002
من در میان نبودنها رشد کردهام
بودنها، تنها ریشههایم را کوتاهتر میکرد.
نوشتههاینگـین.
1 002
انگار آدمها از همان اول هم قرار نبود بمانند؛
فقط میآیند، کمی به زندگیات معنا میدهند،
بعد عوض میشوند و میروند؛
و تو میمانی با این فکرِ خستهکننده
که شاید هیچکس واقعاً کسی را دوست ندارد،
فقط به بودنش عادت میکند.
هل…تو مود صادق هدایت.
