سَرمَد
رفتن به کانال در Telegram
هانیه ای که الیناعه اینجا همه چی هست،جز دلیل برای بودنش. "اگر نبودم مرا در چیز هایی پیدا کنید که دوستشان داشتم" http://t.me/HidenChat_Bot?start=6505858871 nepenthe!
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
315
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
315
خیلی حرف قابل تأملیه
به نظرم آدمها توی محیطهای جدید بیشتر از هر جایی خودشون رو نشون میدن اینکه چقدر میتونن با آدمهای متفاوت کنار بیان، چقدر انعطاف دارن و چقدر بدون از دست دادن خودشون بدون اینکه خودشون رو از بین ببرن میتونن عضوی از یه جمع جدید بشن
فکر کنم این بخشش برای من قراره بهزودی معنای ملموستری پیدا کنه.
315
Repost from N/a
شاید، نیاز داشتید بخوانید!چالش از غریق کتابِ هنرِ همهفنحریفشدن در احساسات نوشتهی مارک براکت، از نشرِ میلکان
315
قطعا اگر میدانستم که چنین وضعی پیش خواهد آمد مرگ را بر زندگی ترجیح داده و عقلا خود را از تحمل افکار جان خراش خلاص میکردم.
315
وای خدای من🫠
شاید حق با تو باشد، شاید همهی آرزوها قرار نیست همان شکلی که ما میخواهیم به زندگی برسند اما چه خوب که هنوز میشود به فردایی فکر کرد که هیچ تصویری از آن نداریم و با این حال مشتاق دیدنش باشیم!
و آن جملهی آخرت را زیاد دوست داشتم"تو هم باش» قول نمیدهم همیشه با لبخند و بدون ترس به فردا برسم اما سعی میکنم آنقدر بمانم که ببینم قصهای که زندگی برایم نوشته آخرش به کجا میرسد
ممنون که امروز، آینده را کمی دوستداشتنیتر کردی برایم
با مهر فراوان.
315
Repost from N/a
عزیزِ من، نمیدانی چه لبخندی به لبم آمد وقتی فهمیدم میخواهی برایت بنویسم! همیشه فکر میکنم نامهنوشتن یک جور جادوست؛ آدم میتواند در اتاق خودش بنشیند، قلم را روی کاغذ بگذارد و ناگهان حرفهایش را به جایی دور بفرستد، به دست کسی که شاید کیلومترها از او فاصله داشته باشد! اما امروز دلم میخواهد دربارهی آرزوها برایت بنویسم. من همیشه آرزوهای بزرگی داشتهام؛ بعضیهایشان آنقدر بزرگ بودند که حتی خودم هم گاهی از گفتنشان خجالت میکشیدم. اما بعدها فهمیدم آرزو داشتن، به این معنی نیست که حتماً همهچیز همانطور که میخواهیم اتفاق میافتد. گاهی زندگی چیزی متفاوت به ما میدهد. چیزی که اصلاً انتظارش را نداشتهایم و شاید، اگر آن آرزوی قدیمیمان برآورده شده بود، هیچوقت پیدایش نمیکردیم. پس دوستِ من، آرزوهایت را دوست داشته باش، برایشان تلاش کن، اما اگر روزی یکی از آنها به دستت نرسید، فکر نکن که زندگی تو را فراموش کرده است. شاید فقط دارد قصهی دیگری برایت مینویسد. و من، با تمام تجربهای که از زندگی دارم، هنوز فکر میکنم هیچچیز به اندازهی یک آیندهی نامعلوم، هیجانانگیز نیست! چه کسی میداند فردا چه چیزی منتظر ماست؟ شاید یک اتفاق خوب. شاید یک دوست تازه. شاید خانهای که هنوز نمیدانیم قرار است روزی آن را خانهی خودمان بنامیم. یا شاید فقط یک صبح آفتابی و یک فنجان نوشیدنی. اما من میخواهم برای دیدنش آنجا باشم. تو هم باش، دوستِ من. با محبت، آنهشرلیچالش از غریق باد.
