زادهِ خیال…
رفتن به کانال در Telegram
از اینکه هر روز تکهای از روحم را گم میکنم خستهام...
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
285
مشترکین
+3124 ساعت
+127 روز
+3230 روز
آرشیو پست ها
282
Repost from مدین فالاچی
نکته مهم:ما فقط به افراد که مواد نشهآور مصرف میکنند معتاد گفته نمیتوانیم به اشخاص ذیل نیز میتوانیم: ۱. افراد که زیاد در شبکههای اجتماعی میچرخند. ۲. افراد که زیاد خرید میکنند. ۳. اشخاصی که زیاد غذا میخورند. ۴. کسانی که خود ارضایی میکنند. این افراد نیز معتاد اند.
282
Repost from مدین فالاچی
حالا یک سوال: بعضی نویسندهها در نوشتههای خود میگویند: «من به نوشتن معتاد شدم.» حتا خودم نیز چندین بار این حرف را گفتم.
پس آیا بنظرتان نوشتن یک اعتیاد است یا عادت؟
جواب:با وجود اینکه بیشتر نویسندهها در نوشتههای خود میگویند من معتاد نوشتنم ولی باز نوشتن یک نوع اعتیاد نیست. چون اعتیاد باعث تخریب روابط در فامیل و دوستان میشود ولی نوشتن برای نویسنده یک وسیله برای خلاقیت و تفکر است. ۲. در اعتیاد فرد از دردهای خود فرار میکند ولی در نوشتن نویسنده از دردهای خود مینویسد و با آن روبهرو میشود. ۳. اگر یک نویسنده چند روز ننویسد ممکن است دلتنگ یا ناراحت شود ولی هرگز حس استرس، اضطراب و درد نمیکند.
پس نوشتن چیست؟روانشناسان به این حالت عادتهای نهادینه شده، غرقگی، هویت و انسجام درونی میگویند.
282
Repost from مدین فالاچی
شاید برایتان سوال شود: آیا اعتیاد و عادت یک چیز اند و یا میانشان تفاوت است؟
جواب: نخیر، میان اعتیاد و عادت یک مرز باریک و ظریف است. و تفاوتهای دارند که میخواهم اینجا بگویم.
عادت۱. عادتها رفتارهای اتوماتیک اند که بعد از تکرار ایجاد میشوند و تحت کنترل و اراده اند. ۲. عادتها مثبت، خنثی یا کمتر آسیبزا اند. ۳. عادت معمولاً در بخش استریایوم مغز شکل میگیرند و هدف آن صرفهجویی انرژی برای کارهای روزه است. ۴. اگر یک عادت را کنار بگذاریم باعث خماری یا درد نمیشود.
اعتیاد۱. در اعتیاد کنترل و اراده فرد بسیار ضعیف یا سلب میشود. فرد با وجود اینکه میداند این کار آسیبزا است باز حس اجبار میکند. ۲. اعتیاد همواره با پیامدهای منفی و مخرب همراه است. ۳. اعتیاد چرخه دوپامین و سیستم پاداش مغز را دستکاری میکند و به مرور زمان فرد باید شدت آن کار/ماده را زیاد کند، چون مغز مقاومت ایجاد میکند. ۴. اگر اعتیاد را به یکباره کنار بگذاریم باعث استرس، خماری، درد، اضطراب و افسردگی میشود.
282
Repost from مدین فالاچی
هر روز، خلاصه یک مقاله روز اولپیوگرافی نویسنده: مارک لوئیس؛ متخصص علوم اعصاب و استاد بازنشسته روانشناسی رشد. در سالهای 1989-2010 در دانشگاه تورنتو و در سال 2010-2016 در دانشگاه رادبورد هلند تدریس کرده است.
عنوان: عادت اعتیادخلاصه مقاله: ما معمولاً دربارهی اعتیاد دو تصور داریم: یا میگوییم «آدم معتاد بیمار است و دیگر اختیاری از خودش ندارد»، یا میگوییم «خودش انتخاب کرده و اگر بخواهد میتواند ترک کند.» اما حقیقت اینها نیستند. اعتیاد همیشه از جایی شروع نمیشود که انسان میخواهد خودش را نابود کند. گاهی انسان فقط میخواهد دردش کمتر شود. مثال یک نفر غمگین است و برای فرار از غم سراغ الکل و سیگار میرود. یکی دیگر تنهاست و ساعتها در شبکههای اجتماعی میچرخد. دیگری وقتی مضطرب میشود به قمار، غذا یا هر چیز دیگری پناه میبرد. بار اول شاید فقط یک راه فرار باشد؛ اما وقتی تکرار میشود، مغز آن را یاد میگیرد. مغز عجیب است؛ هر چیزی را که زیاد تکرار کنیم، برایش آشنا میشود. مثل راهی که هر روز از آن عبور میکنیم؛ هرچه بیشتر برویم، پیدا کردنش آسانتر میشود. مثلاً اگر هر بار ناراحت شدی مبایلت را برداری، کمکم در مغزت این مسیر ساخته میشود: ناراحتی، بعد مبایل، بعد آرامش، بعد ممکن است حتا پیش از آن که بفهمی ناراحت استی مبایل را بگیری. اما عجیبتر این است که چیزی که روز اول برای لذت شروع شده، ممکن است بعداً فقط برای فرار از درد ادامه پیدا کند. یعنی بعدها انسان دیگر دنبال لذت نیست؛ فقط میخواهد حال بدش را برای چند ساعت خاموش کند. برای همین شاید نباید با فرد معتاد فقط با خشم و سرزنش برخورد کرد. پشت بسیاری از اعتیادها، انسانی وجود دارد که یک روز برای تحمل دردش راهی پیدا کرده؛ فقط آن راه، کمکم تبدیل به زندانش شده است. ولی این زندان هم همیشگی نیست. همان مغزی که با تکرار یک عادت را ساخته، میتواند با تکرار تجربههای تازه، مسیر دیگری بسازد. شاید امید واقعی همین باشد: آدم همیشه زندانی چیزی که به آن عادت کرده نیست؛ گاهی فقط باید راه تازهای را آنقدر تکرار کند تا مغزش آن را هم یاد بگیرد.
برای خواندن مکمل مقاله به این لنک مراجعه کنیدhttps://aeon.co/essays/why-its-high-time-that-attitudes-to-addiction-changed
282
خستهام، ویرانی صد جنگ و طوفان در من است
روح من بیزار از اجبار ماندن در تن است
احمد نارویی
282
Repost from ایماژه | سحر محمدقاسمی
ادبیات دشمن طبیعی همهی دیکتاتوریهاست؛ نارضایتی را در جهان رشد میدهد و میل درونی برای تغییر دادن و ایستادن مقابل سلطه را که از گهواره تا گور سعی در کنترل ما دارد بیدار میکند.
| ماریو بارگاس یوسا |
@sahar_mghasemi
282
رویاهایت را فرو مگذار
که بیآنان زندگانی را امیدی نیست
و بیامید، زندگانی را آهنگی نیست
282
Repost from هدیه مهرا𓂃🌸
ما خوب استیم، چیزی نیست.
فقط پنج سال شد دختران مکتب نمیروند.
پنج سال شد دختران دانشگاه نمیروند.
پنج سال شد هر پسری که در پیِ کتاب میرود، گرسنه میماند.
پنج سال شد پدرها با دستهای خالی به خانه برمیگردند.
پنج سال شد دختران در سن کم، به اجبار به نکاح داده میشوند.
پنج سال شد مادر، برای حفظِ عزت و سیر کردنِ شکم، دخترش را میفروشد
پنج سال شد آسمان کابل رنگِ وحشت دارد.
پنج سال شد کودکان کودکی نمیکنند، جوانان جوانی.
ما خوب هستیم، باور کنید؛
فقط پنج سال شد…
در این خاک کسی زندگی نمیکند؛
فقط نفس میکشند.
#هدیه_مهرا
