fa
Feedback
آوای محبوب

آوای محبوب

رفتن به کانال در Telegram

برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
277
مشترکین
-124 ساعت
-17 روز
+1630 روز
آرشیو پست ها
از قدیمی ها

به چشم‌های قیرگونِ شب نگاه می‌کنم؛ به این سیاهیِ صبور، که بالشی خنک است برای جان‌ِ خسته‌ هاست. که مخملِ سیاهی اش، برهنگی و دردِ اشک را دواست. به شب پناه می‌برم؛ که مرهمِ گیاهِ دشتِ تیره‌اش، به‌سانِ توتیاست… ✍ #محبوبه_یوسفی

به چشم‌های قیرگونِ شب نگاه می‌کنم؛ به این سیاهیِ صبور، که بالشی خنک است برای جان‌ِ خسته‌ هاست. که مخملِ سیاهی اش، برهنگی و دردِ اشک را دواست. به شب پناه می‌برم؛ که مرهمِ گیاهِ دشتِ تیره‌اش، به‌سانِ توتیاست… ✍#محبوبه_یوسفی

درد لباسی شد و ماند بر آن بوی تو... #فائزه_اسلامی

ای خاطره ی مبهم از یاد نرفته ! در قلبی و از دست ولی فاصله داری #سیدتقی_سیدی

دل از یاد تو یکدم نیست خالی
دل از یاد تو یکدم نیست خالی

میگویند که درد آدم هارا بهم نزدیک میکند. به من بگو کداممان شاد هستیم که انقدر از هم دور مانده ایم ؟ #آغوز_آتای #دلتنگی

بدون اشک گریستن را آموختیم... #محمود_درویش

اگه یادش تو خیالت لونه کرده و ازش بیخبری بهش بگو: یکدم برون نمی روَد ازسرخیال تو این بى توحال ماست؛ چگونه است حال تو ؟ #سرخوش_تفرشی #دست_به_نقد

https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi اینجا شما برام بنویسید احساسی که باشی؟

احساسی که باشی هم توی جزئیاتِ کوچیک ، هم توی تنهایی های بزرگ غرق می شی #محبوب

همینجوری که محو کن رو روی قسمتهای تیره ی طرح می‌کشم تا فید بشه به این فکر می کنم که درست مثل همین تیرگی و روشنی ، حال خوب و بد در کنار همن و این بخشی از زندگیه و نمیشه باهاش جنگید فقط باید بگذاری تا بگذرد . #محبوب

همینجوری که محو کن رو روی قسمتهای تیره ی طرح می‌کشم تا فید بشه به این فکر می کنم که درست مثل همین تیرگی و روشنی ، حال خوب و بد در کنار همن و این بخشی از زندگیه و نمیشه باهاش جنگید فقط باید بگذاری تا بگذرد .

احساسی بودن اینجوریه که... صبح که بیدار میشی نور کمرنگی که از پرده عبور کرده مث خمیازه ی صبحه برات؛ حرکت و جابجاییِ اتفاقیِ گیاههای تو اتاقت مث یه عطسه ی بامزه اس؛ کتری که غلغل می‌کنه انگار که داره از خنده ریسه میره استکان و قوری و قندون شوخ طبعی می‌کنن و به همدیگه چشمک می‌زنن انگار بعد یه دفه خودتم نمیدونی چی میشه اما حالت اینجوریه که انگار غروبِ پاییزه هوا سرده و دلِ تو، بیشتر از هوا گرفته اس، توی یه شهر غریبی، آدرسو گم کردی کیفتم زدن، هیچکسم نداری. احساسی که باشی همونقدر که خنده ی کتری رو واضح و عمیق میشنوی؛ بغضِ دلگیر پاییز رو هم با تمام غربتش توی گلوت و سرمای هواشو وسط تابستون توی مغز استخونت حس می کنی. ✍ #محبوبه_یوسفی

احساسی بودن اینجوریه که... صبح که بیدار میشی نور کمرنگی که از پرده عبور کرده مث خمیازه ی صبحه برات؛ حرکت و جابجاییِ اتفاقیِ گیاههای تو اتاقت مث یه عطسه ی بامزه اس؛ کتری که غلغل می‌کنه انگار که داره از خنده ریسه میره استکان و قوری و قندون شوخ طبعی می‌کنن و به همدیگه چشمک می‌زنن انگار بعد یه دفه خودتم نمیدونی چی میشه اما حالت اینجوریه که انگار غروبِ پاییزه هوا سرده و دلِ تو، بیشتر از هوا گرفته اس، توی یه شهر غریبی، آدرسو گم کردی کیفتم زدن، هیچکسم نداری. احساسی که باشی همونقدر که خنده ی کتری رو واضح و عمیق میشنوی؛ بغضِ دلگیر پاییز رو هم با تمام غربتش توی گلوت و سرمای هواشو وسط تابستون توی مغز استخونت حس می کنی. #احساسی ✍ #محبوبه_یوسفی

خمیازه ی صبح و عطسه ی گل کتری که به خنده کرده غلغل قوری زده چشمکی به قندان عشق از سر سفره می‌زند پُل #محبوبه_یوسفی صبحتون به عشق😊

چه شیرین است وقتی بی گناهی داد خود را از خدای خویش می گیرد شاعر زنده یاد #فریدون_مشیری دکلمه #محبوبه_یوسفی

چون آینه نور خیز گشــــتی احسنت چون اره به خلق تیـــز گشتی احسنت در کفش ادیبان جهـــان کـــردی پای غوره نشده مویز گشتـــــی احسنــت #ملک_الشعرا_بهار بچه پرررررووو؟؟؟🤨

وقتی دلبر مث حلوا شیرین باشه خب معلومه که آدم تُرُشم بشه به ثانیه اس والا😌 غوره بودم کنون شدم انگور خویشتن را تُرُش نَتانم کرد شکَّرینست یار حلوایی مشت حلوا در این دهانم کرد #مولانا

قلبِ شکسته ؟🥺 چراااا؟