fa
Feedback
آوای محبوب

آوای محبوب

رفتن به کانال در Telegram

برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
277
مشترکین
-124 ساعت
-17 روز
+1630 روز
آرشیو پست ها
این منم خون جگر از بد دوران خورده مرد رندی که رکب های فراوان خورده غم ویرانی خود را به چه تشبیه کنم ؟ فرض کن کوه شنی طعنه طوفان خورده عشق را با چه بسازد به کدامین ترفند؟ شاعری که همه عمر ، غم نان خورده؟ چه به روز غزل آمد که همه منزوی اند قرعه بر معرکه ی معرکه گیران خورده دشتمان گرگ اگر داشت نمی نالیدم نیمی از گله مارا سگ چوپان خورده جرم من فاش مگوهاست و حکمم سنگین چه کند شاهد سوگند به قرآن خورده؟ شعر هم عقل ندارد که دراین شهر شعور گذرش برمن دیوانه دوران خورده...! به قلم #مجتبی_سپید صدا #محبوبه_یوسفی

دقت کردین بعضی از کتابهاروکه قبلا خوندین و گذاشتینش کنار بعدا که برای بار دوم میارید می خوندیش یه نگاه جدید و یسری برداشتهای جدید از مطالبش دارید؟ چهار اثر از فلورانس دقیقا ازون کتاباس

زندگی گاهی همینقدر ساده و بی غل و غش می‌شه
+1
زندگی گاهی همینقدر ساده و بی غل و غش می‌شه

-بعضی فکرا اومدن فقط چاییشونو بخورن و‌ برن؛ تو چرا واسه نهار و شام نگشهون میداری؟! #والا

همینقدر قشنگ قند تو دلش آب کنید: نگاهت خنده‌ای پاشید روی دشت گندمزار از آن پس دانه‌های تلخ گندم نان قندی شد #علی_سمرقندی #دست_به_نقد

از سرو تو انگار ثمر خورده جلیل گویا رطب تازه و تر خورده جلیل گفتند جلیل گفته لبهای تو را... لبخند زد و گفت شکر خورده جلیل #جلیل_صفربیگی #واران صدا #محبوبه_یوسفی

از سرو تو انگار ثمر خورده جلیل گویا رطب تازه و تر خورده جلیل گفتند جلیل گفته لبهای تو را... لبخند زد و گفت شکر خورده جلیل #جلیل_صفربیگی #واران صدا #محبوبه_یوسفی

خدای خوبم! ای روشنای دیده و دلهای بی‌شمار ای جان آفتاب! بار دگر زِ روزنِ دلخستگان بتاب... #سیاوش_کسرایی
خدای خوبم! ای روشنای دیده و دلهای بی‌شمار ای جان آفتاب! بار دگر زِ روزنِ دلخستگان بتاب... #سیاوش_کسرایی

صبح ؛ خورشيد آمد؛ دفترِ مشقِ شبم را خط زد؛ می‌روم دفترِ پاک‌نويسی بخرم زندگی را بايد؛ از سرِ سطر نوشت
صبح ؛ خورشيد آمد؛ دفترِ مشقِ شبم را خط زد؛ می‌روم دفترِ پاک‌نويسی بخرم زندگی را بايد؛ از سرِ سطر نوشت

شب! ای آشنا با اشکها! ای شاهدِ خاموش! ای گهواره ی تَن های بی آغوش! تو می‌دانی که من بسیار ها مُردم... تو می‌دانی که من بسیار ها مُردم...💔 #محبوبه_یوسفی

#کوردی ئه‌یمشه‌و حالکه‌م فره ویرانه ترجمه : داغم به دلم مثل درخت بید خرامان است تو بیا درد من باش نه درمانم دراین سده(زمانه) چه آب و زندگی‌ای باقی مانده؟ بر قلب‌های ما صدها غم نشسته امشب حال من بسیار ویران است دوستم (یار قدیمی ام) با من غریبه شده امشب حال من بسیار ویران است خومم هم نمی‌دانم چه حالی دارم امشب بیزارم از زندگی خودم آه که چقدر برایم صبوری لازم است ای رفیق! تو خودت قبرم را بپوشان به روزگارم بگذار روشنایی بتابد امشب حال من بسیار ویران است خودم هم نمیدانم چه حالی دارم

در این دنیا که هر دردی سراغ از قوم و خویشِ خویشْ می‌گیرد تو ای غم! ای تمامِ خویش و کیشِ من! سراغی از منِ تنها نمیگیری؟ #محبوبه_یوسفی

بعدشم بهش بگو: هیچ کس نیست بفهمد غمِ لبریزم را حسِ شهریورِ برخورده به پاییزم را #اعظم_سعادتمند #دست_به_نقد

وقتی میخوای سراغشو بگیری برو بهش بگو: «باعثِ خوشحالیِ جانِ غمینِ من کجاست...؟» #وحشی_بافقی #دست_به_نقد

لأن المشاعر ليس لها صوت فإننا نعشق من يفهم مشاعرنا و چون احساسات صدا ندارند ما به کسی عشق می‌ورزیم که احساسات ما را می‌فهمد #عربیجات

​می‌گفت: «تو خیال می‌کنی دیوارها برای این هستند که خانه فرو نریزد؟! نه، دیوارها برای این‌اند که تنهاییِ آدم، پخش نشود کفِ خیابان. آدم اگر چهاردیواری نداشته باشد، غصه‌اش لایِ چرخِ ماشین‌ها له می‌شود.»

#روز_پزشک
#روز_پزشک

دکتر سلام!روح و تنم درد می کند چشمم، دلم، لبم، بدنم درد می کند ذوق سرودنم، کلمات نوشتنم دکتر! تمام خویشتنم درد می کند احساس شاعرانگی ام، تیر می کشد حال و هوای پر زدنم درد می کند دکتر! نگفته های زیادی ست در دلم لب وا که می کنم، سخنم درد می کند می خواستم که لال بمانم، به جان تو! دیدم سکوت در دهنم درد می کند به قلم #کیومرث_مرادی صدا #محبوبه_یوسفی موسیقی متن #مهرداد_حقی_بقا نوازده ی روشندل #روز_پزشک

بچه‌ها! امروز که روز پزشک هست برید به حکیمِ حال دلتون به درمونِ دردتون به مرهمِ زخمتون به شفایِ جونتون به اونی که حالتون با بودنش خوبه و با نبودنش خرابه تبریک بگید #محبوبه_یوسفی

صبحتون صدای پای آب صبحتون صدای پرنده صبحتون سبز صبحتون نسیم صبحتون سلام