fa
Feedback
“رُزِ وَحشی”

“رُزِ وَحشی”

رفتن به کانال در Telegram

اگه خواستی حرف بزنیم https://t.me/paym_nashenasBot?start=hUGHyC3MifnJbau

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
234
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+230 روز
آرشیو پست ها
sticker.webp0.00 KB

بیخیال تو شدم این خودش یه مَرد آهنی میخواد …

sticker.webp0.00 KB

و یهو جمله‌ی «اگه می‌خوای بری، برو» از دهنم پرید؛ و این عجیب بود… چون من، همون آدمی بودم که روزی از ترسِ از دست دادن آدما، به موندنشون التماس می‌کرد.

sticker.webp0.00 KB

کسی که تو را رنجانده، خواهد رنجید، در حین شادی، در حین امید.

sticker.webp0.00 KB

می‌ترسم از روزی که به خود بگویم: بیهوده این‌همه دوام آوردم و تلاش کردم که دوام بیاورم.

sticker.webp0.00 KB

بعضی آدما مجبورند به چشمای هم زل بزنند ولی وانمود کنند خاطره ای باهم ندارند

sticker.webp0.00 KB

sticker.webp0.00 KB

photo content
+1

sticker.webp0.00 KB

امروز رندوم روی تختم خوابیده بودم و دوستام با کیک اومدن تو اتاقم میتونم بگم یکی از قشنگ ترین کار هایی بود که یه نفر برام انجام داده بود قشنگیش برام به اون بخش بود که هنوزم برای یه سری آدم خوشحالیه من اهمیت داره .

sticker.webp0.00 KB

تابستان به ایستگاه آخرش رسید اما هنوز سوز سرمایِ ، آن زمستانِ دردناک ، با ماست…

sticker.webp0.00 KB

دنیای درونی او دیگر نه شامل نور و تاریکی، بلکه یک دود خاکستریِ بی‌پایان بود‌. جنایت و مکافات، داستایفسکی