خاکستر.
رفتن به کانال در Telegram
خودمونی به صرفِ چای و کتاب و زندگی! صندوقِ پستی: @burnt_ashbot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
233
مشترکین
+124 ساعت
+47 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
233
بله عزیزم بله، اینجا جنگ است، خرابه است، ویرانهست، اما من سیگار میکشم، دود سیگارم با دود بمب و موشک و هر کوفتی که نامش را نمیدانم یکی میشود، صدای صفحات گرامافون هنوز اما هماهنگ نشدهاند با صدای موشکی که کوبیده میشود و بمبی که دلم را میلرزاند
اما خب زنده هستم پس زندگی میکنم، مینویسم، میخوانم، میخورم و میخوابم.
اما خورد و خوابم بد شده، که بد نیست، بلاخره جنگ باید یک ترکشهایی به هرکس بزند و این هم مال من است، البته ترکش کم نخوردهام، همین که مثل دیوانهها نشستهام و زير بو و صدای بمب دارم این نامه را برای هیچکس مینویسم خودش یعنی جانباز ترین جنگجوی جنگهایی هستم که هرگز پشت خاکریزشان نرفتهام.
اگر هم قرار بر خواندن است بخوان و بگذر که حرف دیگری نیست، همین.
نامهای پیدا شده در خیابان، میان کتابِ زمین سوختهی احمد محمود.
233
Repost from iRo Proxy | پروکسی
عجیبه انگار همه چی نصفهست!
جنگ نصفه، اینترنت نصفه، زلزله نصفه، صلح نصفه، طوفان نصفه، این پست نص...
233
وای.
'She took my silver spurs,
a dollar and a dime
And left me craving for
more summer wine.
233
حتی لباسِ سبز قدیمی سرخیو دیاز د روخاس یه موسیقیِ بیکلامِ قشنگ، مخصوصِ خودش داره، ولی من نه.
