خاکستر.
رفتن به کانال در Telegram
خودمونی به صرفِ چای و کتاب و زندگی! صندوقِ پستی: @burnt_ashbot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
233
مشترکین
+124 ساعت
+47 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
233
Repost from سالن بازپروریِ کابینت نمناک.
عاشق آدمهای واقعی ام. آدمهایی که بی هیچ اصرار یا که تلاشی، خودشانند. خودِ خودِ واقعیاشان.
233
Repost from مثلاً روانشناسم!
فقط کافیه یه مشکلی برات پیش بیاد، که به دنبال اون مشکل، هزاران مشکل دیگه در صفِ انتظار بپرن بغلت.
233
همیشه فکر میکردم وقتی میگن «غروبِ جنوب فرق داره»، فقط یه جملهی سادهست؛ یه تعریف قشنگ برای یه جای قشنگ.
تا اینکه دو سال پیش برای اولینبار رفتم جنوب؛ اهواز، آبادان، خرمشهر و چند شهر دیگه..
اونجا فهمیدم راست میگفتن؛ جنوب واقعاً فرق داره!
غروبش فرق داره؛ خورشید انگاری اونجا آرومتر خداحافظی میکنه.
آدماش فرق داره؛ اون قلبهای بزرگ، با اون مهربونیِ بیمنت، اون لبخندی که حتی وسط سختیها از صورتشون نمیافته.
خونههاش فرق داره؛ هر دیوارش یه قصه داره، هر کوچهش یه خاطره.
فلافلا و سمبوسههاش فرق داره؛
یه طعمی که هرجا بری دنبالش، پیداش نمیکنی.
ادویههاش فرق داره؛ بوی زندگی میده، بوی جنوب میده.
جنوب همهچیزش فرق داره.!
وقتی اسم جنوب میاد، فقط اسم چند تا شهر نیست؛
اسم مردمیه که با همهی سختیها هنوز لبخند میزنن،
اسم غروبهاییه که تا مدتها از یادت نمیره،
اسم خاکیه که یه جور عجیبی به دل آدم میشینه.
خلاصهکه جنوب رو نمیشه تعریف کرد؛ باید غروبش رو دید، فلافلش رو خورد و یه "هلا والله" از یه جنوبی شنید تا بفهمی چرا دلِ همه پیش جنوب جا میمونه.
جنوب، برای من تا ابد یه تیکه از قلبم میمونه.
برایِ جنوبِ عزیزم.
ارادتمندت؛ آیناز ۱۴۰۵/۴/۲۴.
