fa
Feedback
𝐒𝐄𝐎𝐊𝐌𝐈𝐍9𝐘𝐔 🐾

𝐒𝐄𝐎𝐊𝐌𝐈𝐍9𝐘𝐔 🐾

رفتن به کانال در Telegram

🤍For SEVENTEEN'S DK & Mingyu🫀 Left = ban(بن) ناشناس چنل:http://t.me/HidenChat_Bot?start=1570118874

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
269
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+2230 روز
آرشیو پست ها
Repost from N/a
🤔 : 𝖶𝗁𝖺𝗍 𝖨𝖿 𝖥𝖺𝗍𝖾 𝓱𝖺𝖽 𝖢𝗁𝗈𝗌𝖾𝗇 𝖺 𝖣𝗂𝖿𝖿𝖾𝗋𝖾𝗇𝗍 𝓹𝖺𝗍𝗁?

سونگ‌کوآن هم زیر پست دوکیوم کامنت گذاشته 😭❤️‍🩹 🍊: بهت زنگ زدم، ولی معلوم شد گوشیت خاموشه… ㅠㅠㅠ
سونگ‌کوآن هم زیر پست دوکیوم کامنت گذاشته 😭❤️‍🩹 🍊: بهت زنگ زدم، ولی معلوم شد گوشیت خاموشه… ㅠㅠㅠ

ریپلایش روی پیام کارات↩️🌻: 💎: اینم یه کارآموز که بعد از رفتن به کلیسا، رفته ایزاک تست خورده ㅋㅋㅋ منم رفتم کلیسا و کیومی هم رفته کلیسا خیلی کیوته ㅠㅠ💛 🌻: آیششㅋㅋㅋㅋ

#DK Wv up ✨ 🌻: کاراتدل، تعطیلات چوسوک شادی داشته باشین 🩷🩵 🌻↩️ بیاین کلی غذای خوشمزه بخوریم و اوقات خوشی داشته باشیم ☺️
#DK Wv up ✨ 🌻: کاراتدل، تعطیلات چوسوک شادی داشته باشین 🩷🩵 🌻↩️ بیاین کلی غذای خوشمزه بخوریم و اوقات خوشی داشته باشیم ☺️

D-530 🌻 D-624 🐶
D-530 🌻 D-624 🐶

هنوز وقت نکردم گویینگ امروزو ببینم ولی چرا گویینگا رو ریخته بودن تو vcr ها😔🚶‍♀😂؟! تا کله گوجه فرنگی گیو رو دیدم باز یادم ب این افتاد

D-532 🌻 D-626 🐶
D-532 🌻 D-626 🐶

کلافه هوفی کشید،از وقتی که پارک اومدن،هوشی تمام توجهشو به سگش داده بود و کاملا جیهون،رو فراموش کرده بود. "هوشی،بسه دیگه از وق
+4
کلافه هوفی کشید،از وقتی که پارک اومدن،هوشی تمام توجهشو به سگش داده بود و کاملا جیهون،رو فراموش کرده بود. "هوشی،بسه دیگه از وقتی اومدیم همش قربون صدقش میری" هوشی،نگاهشو از سگش به پسر داد و از شدت کیوت بودنش،خنده ای کرد. "آیگو،جیهونی حسودی کرده؟" "اره،حسودی میکنم چون فقط به سگت توجه میکنی و قربون صدقش میری،اگه اینقدر دوسش داری چرا دوست پسر من شدی؟" پسر از شنیدن اون حرفا،از زبون دوست پسرش،با دهان باز بهش خیره شد. "جیهون،الان جدی ای؟" "من مگه باهات شوخی دارم؟اصلا میرم پیش مینسو،حداقلش اون بهم توجه میکنه" با بلند شدن پسر،هوشی سریع به سمتش رفت و مچ،دستشو محکم گرفت. "تو که میدونی چقدر از اون اسم متنفرم،میخوای عصبیم کنی؟" "خب تقصیر خودته،بهم توجه نمیکنی" لباشو،غنچه کرد و با چشمای مظلومش به پسر نگاه کرد،هوشی با دیدن چشمای پسر،تمام خشمش فروکش کرد و مچ دست پسر رو ول کرد،خم شد و بوسه روی لبای پسر کاشت. "اینم برای معذرت خواهی،حالا آشتی؟" جیهون که حس خوبی از اون بوسه گرفته بود،با لبخند سرشو تند تند تکون داد. "آشتی" هوشی،دستای پسر رو داخل دستان خودش قفل کرد و با قدمای،یکسانشان از پارک لذت بردند.
sᴏᴏɴʜᴏᴏɴᜊ

#gif Scoups 🤍🍒

#gif Scoups 🤍🍒

#gif Scoups 🤍🍒