𝐒𝐄𝐎𝐊𝐌𝐈𝐍9𝐘𝐔 🐾
الذهاب إلى القناة على Telegram
🤍For SEVENTEEN'S DK & Mingyu🫀 Left = ban(بن) ناشناس چنل:http://t.me/HidenChat_Bot?start=1570118874
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
269
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
+2530 أيام
أرشيف المشاركات
269
Repost from N/a
Name: long time no see.
۶ سال رابطه، کم عمری نیست. اما انگار این رابطه برای مینگیو یک شوخی بود. ۵ سال از نبوده مینگیو گذشته بود و مینگهائو هنوز نمیدونست مینگیو کجاست. اما روزی با خبر ازدواجش دیگه میدونست اون کجاست. مینگیو خیلی راحت بدون هیچ حرفی گذاشته بود رفته بود و الان توی امریکا داشت زندگی جدیدی بدون اون میساخت. اما چیزی که هائو نمیدونست این بود که روزی مینگیو قراره از طریق دوست مشترکشون سونگچول، سعی کنه با مینگهائو درمورد این موضوع حرف بزنه. آیا هائو قراره قبول بکنه که باهاش حرف بزنه؟Angst, romance, self har*m
269
Repost from سبونتین𐙚˚˖
این عکسو دیدم و خیلی یکدفعهای یاد ورنون افتادم.
بنظرم یکی از کسایی که واقعا تو یه محیط سالم و با سلامت روان خوب بزرگ شده ورنونه. نمیدونم چرا اما حس میکنم بچهای بوده که واقعا بچگی کرده، کنجکاو بوده، دنبال کنجکاویاش رفته، مادر و پدرش برای انجام دادن کارایی که دوست داشته محدودش نکردن، و خلاصه از اون کساییه که بچگیش واقعا یه دورهی به یادموندنی شده واسش.
269
Repost from 𝘔𝘢𝘳𝘤𝘩¹³
+4
مثل،همیشه این ساعت کلاساش تموم میشد،خسته و کشون کشون به سمت خونه راه افتاد،با نزدیک شدن به خونه،جسم کوچک سفید رنگی چشمشو گرفت،با نزدیک شدن به جسم کوچک،لبخندی زد و به گربه سفید رنگ با چشمای مظلوم،نگاه کرد. "سلام کوچولو،چقدر ناز و نرمی" گربه،رو به آرامی به بغل گرفت و او را به داخل خانه برد. بعد از عوض کردن لباساش،غذایی برای خودش و گربه کوچک آماده کرد،بعد از خوردن غذاشون،گربه به بغل،به سمت اتاقش رفت و از خستگی،روی تخت بیهوش شد. بعد از چند ساعت خوابیدن،چشماشو باز کرد و با ندیدن گربه،از جاش پرید و اسمشو توی کل خونه صدا میکرد. "کوچک،کوچک کجای..." با دیدن پسر غریبه،که شباهت زیادی به گربه داشت و گربه کوچکی،دستش گرفته بود،حرفش قطع شد. "تو،کی هستی؟توی خونه،من چیکار میکنی" "من گربه ایم که صبح خونت آوردی" "چییی؟" با دادی که پسر زد،پسر گربه ای خرخره کرد و با چشمای ترسیده،به پسر نگاهی کرد. "ولی تو که گربه نیستی" "درسته،من به انسان تبدیل شدم" امکان نداره مگه تبدیل شدن، خرافات نبود؟پس چرا،اون پسر کاری داشت میکرد به مغرش شک کنه؟𝖩𝗎𝗇𝖧𝖺𝗈➽
269
#DK Wv up ✨
⌝🌻: کارات ෆ⸒⸒ صبح بخیر″̮
امیدوارم امروزم روز شاد و خوبی داشته باشین
خیلی دلم براتون تنگ شدهㅎㅎ ⌞
269
زیپدسونگ یه کلیپ ویژه برای دوکیوم به مناسبت سربازیش آماده کرده بود 😭 خیلی زحمت کشیدی، MC دوکیوم 🥹🐰 اول از همه، واقعاً ازتون ممنونم که دعوتم کردید. دسونگ هیونگ، واقعاً… نمیتونستم بهتون نه بگم. خیلی بابت این همه محبت و توجهتون ممنون بودم. بالاخره دل و جرئتم رو جمع کردم و اومدم اینجا، به Bin Zip Daesung!
269
اونا داشتن رابطهی اعضای سونتین رو هم بررسی میکردن 🥹 دوکیوم داشت بازی دروغسنج رو انجام میداد:⚾️ بین اعضاتون، کسی بوده که باعث بشه با خودت بگی: "واقعاً نمیخوام اینو ببینم!"؟ 🐰 قطعاً هست. دروغ تشخیص داده شد 😭 ⚾️ اونا همدیگه رو خیلی دوست دارن~ 🐰 بهجای اینکه با هم رقابت داشته باشیم، حتی وقتی رابطهمون واقعاً خوبه، لحظاتی هم هست که دیگه طاقت دیدن همدیگه رو نداریم. ولی واقعاً رابطهی خوبی داریم، واقعاً داریم. تازه این دفعه هم قراردادمون رو تمدید کردیم. ⚾️ این واقعاً شگفتانگیزه!
269
اونا گیج شده بودن چون دوکیوم بیشتر از اینکه نگران خراب شدن صداش روی استیج باشه، نگران این بوده که تو برنامههای سرگرمی بامزه نباشه 😭
خب بالاخره اون یه عضو سونتین ـه 😭 و طبق دستگاه دروغسنج هم داشت راست میگفت^_^
🧢 پس دوکیوم، تو بیشتر از اینکه نگران بترکیدن صدات روی استیج باشی، نگران این بودی که تو برنامههای سرگرمی بامزه نباشی؟ 🐰 آره، پیش اومده که نگران این باشم که بامزه نباشم. نسبتاً زیاد. دروغسنج: حقیقت! 🧢⚾️🏟️ چــــرا؟! 🐰 راستش اشتباه کردن چیزیه که ممکنه برای هر خوانندهای پیش بیاد. ولی وقتی صحبت از برنامههای سرگرمی میشه، من دوست دارم بامزه باشم.
269
دوکیوم از این همه عشقی که از طرف خانوادهش گرفته، غرق محبته 🥹🤍 پدربزرگش از همون بچگی اونو برای تماشای بازیهای بیسبال به استادیوم میبرده~🏟️ پس همیشه طرفدار پر و پا قرص بیسبال بودی؟ 🐰 از دوران دبستان. پدربزرگم خیلی وقتها منو با خودش به استادیوم میبرد~
269
گفتن دوکیوم یکی از بهترین پرتابکنندهها بین سلبریتیهاست 🥹🤍⚾️ از بین سلبریتیهایی که موقع پرتاب اول بازی دیدم، تو یکی از بهترینهایی! ⚾️ وقتی پرتاب کرد، تا روی تپهی پرتابکننده رفت بالا و با خودم گفتم: "الان خراب میکنه و میاد پایین" ولی بعد… دقیقاً...۱۰۰ کیلومتر بر ساعت...
269
داشتن دوکیوم رو دست مینداختن 😂 دوکیوم از سالها قبل طرفدار بیسبال بوده، واسه همین تمام حرکتهای قدیمی بازیکنهای بیسبال رو هم میشناخت 😂🐰 برای آماده شدن، زمین رو با پا ضربه میزنه 🧢 این حرکت مال دهه ۲۰۰۰ـه! اواسط دهه ۲۰۰۰. اون موقع این حرکت مُد بود. ضربه زدن به زمین ⚾️ واقعاً خیلی وقته داری بیسبال تماشا میکنی! 🧢 این روزا دیگه این کارو نمیکنن.
269
داشتن از دوکیومِ خفـنِ بیسبالی تعریف میکردن 🥹🤍🧢 وقتی اینو دستت میگیری، یه جورایی شبیه یانگ اویجی (بازیکن محبوب بیسبال دوکیوم) میشی. اینطوری ریتم رو میگیری… 🐰 چرخش پایینتنهم چطوره؟ 🧢 فرمت واقعاً بینقصه. 🏟️ چرا اینقدر تو این کار خوبی؟! 🏟️ خب، خیلی از سلبریتیها میگن طرفدار بیسبالن، ولی تا این حد… این شخص واقعاً از خیلی وقت پیش بیسبال تماشا میکرده! 🧢 این کاری نیست که آدمهای معمولی معمولاً بتونن انجام بدن، واقعاً خیلی خوبی!
269
خندههای شیرین دوکیوم🥹اونا تعجب کرده بودن که این اولین باره دوکیوم مجری میشه، چون انقدر خوبه😭🐰 راستش این اولین باره که مجری میشم… 🏟️ جدی؟! امکان نداره! خیلی راحت و خوب انجامش دادی~ 🧢 امروز واقعاً راحت بود، و تو هم مثل یه دونگسنگ به نظر میرسیدی~
269
☀️ جاشوآ خیلی خفن بنظر میاد
جاشوآ استایلمه~ ㅋㅋㅋ
🦌 مرسی🙂↔️
🦌 من استایل دوکیومم😄😏
( جدی نگرفته حرف کیومو)
سووو! دوکیومی وقت قهر کردنه👀🫵
☀️(تا میفهمه میخاد دستش بندازه با این جمله) چییی؟ اصن قهروم😟🙂↔️
ㅋㅋㅋㅋㅋㅋ
