fa
Feedback
«پایا، Paya»

«پایا، Paya»

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
330
مشترکین
-124 ساعت
-37 روز
+530 روز
آرشیو پست ها
🖥 #فیلم_ایرانی «مست عشق» ☑️ نسخه اکران آنلاین 📌 موضوع: درام | تاریخی 🔎 کیفیت 1080p @TAMASATEL

Tulasi 🍭 Download by RegaYouTube

Karma (The Cycle Turns) 🍭 Download by RegaYouTube

Hamid Hiraad - Goftam Beman | OFFICIAL VIDEO ( حمید هیراد - گفتم بمان - ویدیو ) 🍭 Download by RegaYouTube

Hamid Hiraad - Khoda Nakonad | OFFICIAL NEW VIDEO ( حمید هیراد - خدا نکند ) 🍭 Download by RegaYouTube

Hamid Hiraad - Faramoosh Kon | OFFICIAL TRACK حمید هیراد - فراموش کن 🍭 Download by RegaYouTube

Hamid Hiraad - Mastam Kon | OFFICIAL TRACK ( حمید هیراد - مستم کن ) 🍭 Download by RegaYouTube

چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را 🍭 Download by RegaYouTube

Chashm e mast- Shajarian, چشم مست- شجریان 🍭 Download by RegaYouTube

Hamid Hiraad - Khoda | LIVE IN CONCERT ( حمید هیراد - خدا ) 🍭 Download by RegaYouTube

چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را #حافظ

شرح مثنوی , دفتر نخست جلسه اول - دکترعبدالکریم سروش 🍭 Download by RegaYouTube

- -Nashenas_274e594c-b147-46d3-95ef-fea598779570.mp34.88 MB

چی خوبش گفته: عاقبت از ضعف پیری ناله ما اشک شد سرنگونی بر زمین زد نغمهء این چنگ را مصرع دیگر از بیدل عمریست با گداز دل خود مقابلیم ای آینه عبث نشوی روبروی ما

Nashenas . . . . _6e34a392-57da-4c0e-9d38-c519111b3433.mp38.53 MB

Ahmad Zahir احمد ظاهر - Khaaham Cho Raaz Penhaan خواهم چو راز پنهان 🍭 Download by RegaYouTube

کوثر پیام کرد: بیدل حفظ کردی؟ در پاسخ گفتم: بله؛ ولی اشعار بیدل نسبت به حافظ و مولانا سخت‌تر حفظ می‌شوند. گفت: می‌دانم، من دی
+2
کوثر پیام کرد: بیدل حفظ کردی؟ در پاسخ گفتم: بله؛ ولی اشعار بیدل نسبت به حافظ و مولانا سخت‌تر حفظ می‌شوند. گفت: می‌دانم، من دیوان بیدل دارم. عکسی فرستاد که یک نسخه‌ی خوب از دیوان بیدل را نشان می‌داد. گفتم: خدایارت! این همه کتاب خوب را از کجا کردی ناجوان؟ گفت: از پدرم بود. باز گفتم: خدایارت. و خدا می‌دانست هنگام نوشتن این عبارت چه حسرتی بر دل داشتم. پرسید: چرا؟ گفتم: از پدرت چیزهای خوب برایت مانده. خاطره‌های خوب، هنر، بخارا، دیوان بیدل. گفت: بله. یک هارمونیه و کتابچه‌هایش. یک دوربین و یک عالم عکس و کاست با چندتا کتاب و یک عالم دوست‌هایش. گفتم: من تمام این‌‌ها را خودم باید به‌دست بیاورم و برای دختر و بچه‌ام به یادگار بمانم. گفت: چطور؟ دوباره متوجه شد و گفت: آها شبیه پدرم. گفتم: بعله. خوشبخت هستی. هیچ‌کس برای من نگذاشت. من از خودم برای فرزندانم می مانم. گفت: می‌دانی چند دانه دستمال و چیزهای دیگر دست دوزی شده هم هستند که گاهی خودش دوخته و گاهی داده به عمه‌هایم که بدوزند و طراحی‌اش را خودش کرده. گفتم: تمام‌شان را صحیح نگه‌دار.

در جمعی نشسته بودم که یکی عاشق شعر گویی های خود بود و یکی عاشق مثنوی خواندن خود و یکی هم عاشق حرف و سخن رانی خود؛ سرمیز دست گ
در جمعی نشسته بودم که یکی عاشق شعر گویی های خود بود و یکی عاشق مثنوی خواندن خود و یکی هم عاشق حرف و سخن رانی خود؛ سرمیز دست گذاشتم و خواستم چند نظری و سخن بگویم اما هیچ گوشی نبود که بشنود و فهمیدم قرار نیست تو سخن بگویی همان طور که نمی خوانند؛نمی شنود. و وانگوک هستم

Repost from N/a
در آخرین جمعی هم که احساس می‌کردم به آن تعلق دارم، حس اضافه بودن برایم دست داد. باز تنهایی و درود بر آن!