حوالی افکارم
رفتن به کانال در Telegram
607
مشترکین
+124 ساعت
-27 روز
+2130 روز
آرشیو پست ها
گرچه نمیدانم کدام سوگی بزرگتر است ؛ و آیا هرکدام به تنهایی برایِ شکستنِ دلِ شیشهایِ من بس نیست؟
بهرام بیضایی
دلم از نرگس بیمار تو بیمارتر است
چاره کن درد کسی کز همه ناچارتر است
گر تواش وعدهٔ دیدار ندادی امشب
پس چرا دیده من از همه بیدارتر است.
فروغی بسطامی
این نوع خوابیدن که با ناراحتی خیلی زیاد میخوابی و بعدش با غم و ناراحتی فراوان بدون اینکه بخوای بیدار میشی ، تقریبا مثل مرگ میمونه.
این نوع خوابیدن که با ناراحتی خیلی زیاد میخوابی و بعدش با غم و ناراحتی فراوان بدون اینکه بخوای بیدار میشی ، تقریبا مثل مرگ میمونه.
{بگو تو هم بیقراری یه لحظه آروم نداری
مثل یه ابر بهاری بگو که هر شب میباری
بگو دلت برام تنگ شده بگو..}
ماه دیدم، ولی از ماه، زیباتر تویی
در شبِ تاریکِ من، آن نورِ رؤیایی تویی
ماه اگر نازد به حسنِ خویش، باکی نیست از آن
چون میانِ ماه و تو، پیداست زیبایی تویی
آسمان هر شب پر از انوارِ ماه و اختر است
لیک در چشمِ دلم، تنها تویی، تنها تویی
نام تو «پریماه» و خود گویی که افسانهست عشق
من یقین دارم که معنای همین رؤیا تویی
گرچه ماه از دور، دل را میبرد با جلوهاش
من که نزدیکت شدم، دیدم که آن دریا تویی
ماه را دیدم که پشتِ ابر پنهان میشود
گفتمش: ای ماهِ شب، آن ماهِ بیهمتا تویی
هرچه گشتم در غزل، چیزی شبیهت پیدا نیست
شاعرِ دیوانِ عشقِ من، فقط «پریماه» تویی
در نگاهت قصهای از عشقِ بیپایان نهان
آنکه میخواند مرا تا آخرِ دنیا، تویی
هر سحر خورشید از شوقِ تو سر برمیزند
صبح اگر زیباست، از تصویرِ آن سیما تویی
شب که میآید، دلم دنبالِ عطرِ موی توست
ماه اگر روشن شده، از پرتوِ گیسو تویی
من نمیخواهم ز دنیا جز نگاهت، هیچچیز
آرزویم، آخرِ این عشق، فقط فردا تویی
گر تمامِ شهر از زیباییِ ماهت گفتهاند
من میانِ این همه، گویم که بیهمتا تویی
ای پریماه، گرچه نامت قصهای از ماه بود
بعدِ دیدنهای تو، فهمیدم آن معنا تویی
ماه را بگذار تا بر آسمان خود جلوهگر شود
ماه اگر ماه است، در قلبِ من اما تویی
