باد بوی خاک باران خورده میآرد
رفتن به کانال در Telegram
نقاشی هام پین هستن بچه ها🤗📌
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
193
مشترکین
-124 ساعت
+17 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
نیست، نگردید! قشنگتر از این شعر شفیعی کدکنی، شعری راجب آفتابگردون نیست...به سَحَر که خفته در باغ، صنوبر و ستاره🪽 تو به آب ها سپاری همه صبر و خواب خود را و رَصَد کنی ز هر سو، رهِ آفتاب خود را نه بنفشه داند این راز، نه بید و رازیانه دَمِ همتی شگرف است تو را درین میانه تو همه درین تکاپو که حضورِ زندگی نیست به غیر آرزوها و به راهِ آرزوها همه عمر جست و جوها من و بویه ی رهایی و گَرَم به نوبت عمر رهیدنی نباشد🥲 تو و جست و جو و گر چند، رسیدنی نباشد🥺 چه دعات گویم ای گل! تویی آن دعای خورشید که مستجاب گشتی🥹🥹 شده اتحاد معشوق به عاشق از تو، رمزی نگهی به خویشتن کن که خود آفتاب گشتی!✨
+1
چهره پرداز گل ز رنگ و نگار
نقش خورشید میبرد در کار
گل جوابِ سلامِ خورشیدست دوست در روی دوست خندیدست
ما هر چه را که باید از دست داده باشیم، از دست داده ایم ما بی چراغ به راه افتادیمفروغ فرخزاد
ای هست تو پنهانشده در هستی پنهان من....
دزدیده چون جان میروی اندر میانِ جانِ من سروِ خرامانِ منی ای رونقِ بستانِ من چون میروی بیمن مرو ای جانِ جان بیتن مرو وز چشم من بیرون مشو ای شعلهیِ تابانِ من هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم چون دلبرانه بنگری در جانِ سرگردانِ من تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم ای دیدنِ تو دینِ من وی رویِ تو ایمانِ من بیپا و سر کردی مرا بیخوابوخور کردی مرا سرمست و خندان اندرآ ای یوسفِ کنعانِ من از لطفِ تو چو جان شدم وز خویشتن پنهان شدم ای هستِ تو پنهانشده در هستیِ پنهانِ من گل جامه در از دست تو ای چشمِ نرگس مستِ تو ای شاخها آبستِ تو ای باغِ بیپایانِ من یک لحظه داغم میکشی یک دم به باغم میکشی پیشِ چراغم میکشی تا وا شود چشمانِ من ای جانِ پیش از جانها وی کانِ پیش از کانها ای آنِ پیش از آنها ای آنِ من ای آنِ من منزلگهِ ما خاک نی گر تن بریزد باک نی اندیشهام افلاک نی ای وصلِ تو کیوانِ من مر اهل کشتی را لحد در بحر باشد تا ابد در آبِ حیوان مرگ کو ای بحرِ من عمانِ من ای بویِ تو در آهِ من وی آهِ تو همراهِ من بر بویِ شاهنشاهِ من شد رنگوبو حیرانِ من جانم چو ذره در هوا چون شد ز هر ثقلی جدا بیتو چرا باشد چرا ای اصلِ چار ارکانِ من ای شه صلاحالدینِ من رهدانِ من رهبینِ من ای فارغ از تمکینِ من ای برتر از امکانِ من مولانا
ولی من اگه قرار نبود دکتر بشم، نه میرفتم هنر، نه ادبیات...مستقیم میرفتم ناسا که منو ببرن فضا 👩🚀🪐🛸
والا بخدا🦦
شنیدهام که ؛
درخت از درخت باخبر است.
و من گمان دارم
که سنگ هم از سنگ
و ذره ذره عالم که عاشقان هماند ؛
مگر دل تو که بیگانه است
با دل من
هوشنگ ابتهاج
وحشت از امتحانایی که تو رو آدم رومانتیکی میکننن🤣🤣
خدایا بخیر کن
*گوارش
خداوندا دلی دریا به من ده در او عشقی نهنگآسا به من دهووو ازین حرفا🦦
Repost from N/a
اینو الان از کنار خیابون پیداش کردم ، ترسیدم ماشین از روش رد شه آوردمش خونه
اسمش بادخورکه(چت جی پی تی گفت) ، همه ی عمرش رو در حال پرواز کردنه و وقتی بیفته زمین دیگه خیلی سخت میتونه دوباره پرواز کنه،
همه و همه ی کاراشو حین پرواز کردن انجام میده ، در حال پرواز شکار میکنه و آب هم موقع بارش بارون تو همون هوا میخوره یا از سطح آب برمیداره
مثل ماهی که فقط تو آب زنده میمونه ، این بچه هم فقط تو آسمون و با پرواز کردن زنده ست
ناراحتم واسش :(((
چشمِ ما و دیدهی زنجیر را طالع یکیست خواب اگر لشکر کشد، نتواند ایشان را گرفت!
ای کاش میتوانستم
خونِ رگانِ خود را
من
قطره
قطره
قطره
بگریم
تا باورم کنند.
ای کاش میتوانستم
یک لحظه میتوانستم ای کاش ــ
بر شانههای خود بنشانم
این خلقِ بیشمار را،
گردِ حبابِ خاک بگردانم
تا با دو چشمِ خویش ببینند که خورشیدِشان کجاست
و باورم کنند.
ای کاش
میتوانستم!
احمد شاملو 🌙
