پرواز خاکستر
رفتن به کانال در Telegram
عشق در دل ماند و یار از دست رفت. سعدی
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
631
مشترکین
+424 ساعت
+167 روز
+2030 روز
آرشیو پست ها
631
تو با من ،
تو در من ،
هر لحظه شروع می شوی ،
نه قبل من ،
نه بعد من ،
تو اکنون منی .
خسرو شکیبایی
631
گفتم غم تو دارم، گفتا غمت سر آید
گفتم که ماه من شو، گفتا اگر بر آید
گفتم ز مهر ورزان رسم وفا بیاموز
گفتا ز خوب رویان این کار کمتر آید
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شبرو است او از راه دیگر آید
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید
گفتم که نوش لعلت مارا به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کان، کاو بنده پرور آید
گفتم دل رحیمت، کی عزم صلح دارد
گفتا مگوی با کس تا وقت آن در آید
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سرآمد
گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سرآید
خواننده: استاد محمدرضا شجریان
شعر: حافظ شیرازی
#peace
631
دوست داشتم
معلم املای تو بودم
و دوستت دارم را املا بگویم
و هی بپرسم تا کجا گفتم ؟
تو بگویی دوستت دارم ... :)
فروغ فرخزاد
631
بیهمگان به سر شود، بیتو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم، جای دگر نمیشود
- مولوی
631
من انبوهی از این بعد از ظهرهای جمعه را
به یاد دارم كه در غروب آنها
از تنهایی گریستیم
ما نه آواره بودیم، نه غریب
امّا
این بعد از ظهرهای جمعه پایان و تمامی نداشت
میگفتند از كودكی به ما كه زمان باز نمیگردد
امّا نمیدانم چرا
این بعد از ظهرهای جمعه باز میگشتند!
_احمدرضا احمدی
«غار در خلیج سالرنو، هنگام غروب»، ۱۷۸۱
اثر جوزف رایت آو دِربی
“Grotto in the Bay of Salerno, Sunset”, 1781
By Joseph Wright of Derby
631
در این سرای بیکسی کسی به در نمیزند
به دشت پر ملالِ ما، پرنده پر نمیزند
یکی ز شبگرفتگان چراغ برنمیکند
کسی به کوچهسار شب درِ سحر نمیزند
نشستهام در انتظار این غبار بیسوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سرنمیزند
گذرگهی است پر ستم که اندرو به غیرِ غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
چه چشم پاسخ است ازین دریچههای بستهات
برو که هیچکس ندا به گوش کر نمیزند
نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست
وگرنه بر درخت تر کسی تبر نمیزند
هوشنگ ابتهاج
