شاید کلئوپاترا 📑
رفتن به کانال در Telegram
409
مشترکین
+3524 ساعت
+317 روز
+3330 روز
آرشیو پست ها
روزهای نوجونی و کودکی فکر میکردم : اگه مامان بابا نبودن انقدر گیر بدن چقدر خوب میشد؟ ( چه میدونم، مثلا مثل الان خیلی باهم وقت نمیکردیم مکالمه کنیم... ، عجیبه تو مکالماتمون هم تقریبا کمتر ایراد میگیرن) - اگه بزرگسال میشدم چقد خوب میشد...
الان در بزرگسالی میبینم : خونواده میرن ، ولی شخصیتشون تو وجود ما میمونه...
Repost from • خانوم ِ شیرکاکائو؛
• فور بفرمایید، یه سناریوی کوچولو موچولو بر اساس پروفایل چنلتون بنویسم.
یک نفر میگفت دیدی آخرش سرما گذشت
موسم گرما رسید و فصل سختیها گذشت
گفتم آری دیدم اما کاش می دیدی تو هم
بین سرد وگرم این دنیا چه ها برما گذشت.
رستگار عزیز :
چون متاهلی برات آرزو می کنم : به خودت نیای ببینی : خودتو وقف خونه و زندگی و و و .. کردی ، دیگه خودی نمونده ، و همه هم درکت رو گذاشتن پای مدلِ خودت! سلیقه ات ! و یادشون بره تو هم حق های زیادی داری.
چون متاهلی برات آرزو میکنم : *مستقل تر از قبل شی !* ( نمیشناسم، شاید همین الانشم مستقل ترین باشی کلی آرزو کردم / اینو فقط گذر سن به آدم ثابت میکنه، وگرنه یه سنی آدم فکر میکنه عشق جای همه چیزه.)
برات آرزو میکنم خط قرمز داشته باشی . برات آرزو میکنم ارزش خودتو بدونی. 🌸
متاهلا رو خیلی دوست دارم.
چون وفتی میگی : وای باز باید برم خونه آشپزی کنم ، نمیگن : مگه از آشپزی لذت نمی بری؟
🙏
Repost from رستگار
این پیام رو فور بزنید منم ازتون فور میکنم.🫶🏼
*چنلتون پرایوت نباشه.
*پستی که میخواین فور شه رو ریپلای بزنید.
