fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

سُرَنْجْ🍊

سُرَنْجْ🍊

رفتن به کانال در Telegram

ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=6400926137 شناس: t.me/soraanj?direct

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
211
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+630 روز
آرشیو پست ها
Goli Khoshgeli (320).mp39.59 MB

یکی از دوستان می‌گفت که تو دانشگاهشون مامان‌/بابای درسی دارن، به این صورت که رندوم‌ با یه دانشجوی سال بالایی‌‌ای که آخر شماره‌ دانشجویی‌شون یکیه ارتباط می‌گیرن و ازش مشورت می‌گیرن یا باهاش درس می‌خونن، ازش کتاب قرض می‌گیرن و... خیلی خوبه، کاش تو همه‌ی دانشگاه‌ها کوچینگ مرسوم بود، من خودم چندتا دوست سال بالایی یا ارشد و دکتری دارم که گاهی ازشون مشورت می‌گیرم ولی خیلی از بچها ممکنه شرایط پیدا کردن دوستِ سال بالایی رو پیدا نکرده باشن. کلا کاش یه طوری بود که همه می‌تونستن راحت و بی‌رودربایستی از تجربه‌ی سال‌بالایی‌هاشون بهره‌مند بشن. متأسفانه یه طوریه که بعضیا با اکراه جواب میدن و بچه‌ها دلسرد می‌شن. البته دوستان من این‌طوری نیستن و همیشه لطف می‌کنن در حقم.⭐️

Repost from N/a
غم هر از گاهی همچون مهمانِ ناخوانده‌ای آرام آرام به خانه‌ام نزدیک میشود کلون در را میزند و منِ تنهایِ مهمان نواز از او استقبال میکنم و چایی میریزم و کنارش می‌نشینم و او را در آغوش میگیرم نمیدانم شاید هم او مرا سفت بغل میکند و رها نمی‌کند

مرضیه با گریه لفت د گروپ
مرضیه با گریه لفت د گروپ

The Memories of my Hometown.mp31.84 MB

دلم می‌خواد به زودی این خروسه رو خفه کنم، نمی‌دونم بدنش با ساعت کجای دنیا تنظیمه که ساعت یک و چهل و هفت دقیقه قوقولی قوقو می‌کنه.

ماهی‌ها همشون لب حوض آفتاب می‌گیرن، هرچی می‌گیم این کار شما نیست، به خرجشون نمی‌ره که نمی‌ره. هی می‌ریم بالا سرشون قور قور می‌کنیم بلکه پاشن، انگار نه انگار، نه سلامی نه علیکی نه کوفت زهرماری‌. همین‌طوری یه وری افتادن لب حوض و یه چشی زل زدن بهمون. خسته‌شونه می‌دونم خسته‌شونه. مام هی قور قور می‌کنیم و جست و خیز کنان بالا پایین می‌پریم. ولی می‌دونیم، خودمون می‌دونیم شنای قورباغه واسه کسی جالب نیست. آخه کی اون قرمز پولکی‌ها رو ول می‌کنه بیاد ما سبز ارتشیای قناس رو نگا کنه؟ اونا خسته‌ی لب حوض افتاده‌شونم می‌ارزه یه ما. همشم تا یه چی می‌شه کولی بازی در میاریم که نشد نشد نتونستم، چرا نمی‌شه هی؟ خدا شاهده یکی از این گلبرگ نیلوفرا داشتیم می‌شد، ینی می‌تونست بشه، همونم ازمون گرفتن. خدایا چی می‌شد از اولش ما رو هم ماهی می‌آفریدی؟ یه ماهی از اون قرمز چشم‌قلوه‌ایا که هرکی می‌بینی دلش غنج می‌ره. ما رو محض چی آفریدی؟ محض این‌که‌ مردم یادشون بیاد ماهی بهتره؟ حالا چرا انداختی‌مون تو حوض ماهی قربونت؟ ناشکری نمی‌کنما ولی این قور قور مستون چی بود به ما دادی؟ خیلی خوب می‌خندیم؟ خوب می‌گیم؟ خیلی خوب می‌نویسیم که ما رو آوردی اینجا قور قورم کنیم؟ آوردی که هی نگا کنیم به دلبری زنده و مرده‌‌ی ماهیا؟ اصن گور پدر ماهیا قربونت، یه نگا به سر تا پای ما بنداز، دست فرشته‌هات می‌شکست ما رو هم قرمز می‌آفرید. البته بیخیال، سبزمون این‌طوریه قرمزمون چی می‌شد، قرمز ما که مث قرمز ماهیا نیست، ما تهش می‌تونیم حاجی‌فیروز حوض بشیم. حاجی فیروزه سالی یه روزه، از خاکستر میاد بیرونو د برو که رفتیم، ما هرروز، هرروز، هرروز تو خاکستر فرو می‌ریم. سوختیم قربونت، یه نگا به سر تا پای ما بنداز. -میم‌زَر، بارش افکار منفی.

آدم نادان و ناکافی‌ای‌ام کاش به هیچ کار تخصصی‌ای ورود نکنم و برم یه گوشه بمیرم. نمی‌دونم چرا تموم نمی‌شم. من قورباغه‌ای‌ام که تو حوض‌های بی‌ماهی ابوعطا می‌خونه.

منو ببخشید، سیبِ خوبی برای گردو دادن نبودم.

یکی یه ساعت پیش عضو شد و الآن لفت داد، ابجی یکم فرصت می‌دادی خودمو ثابت کنم. مهمون داشتیم نشد به خدا.

کاش تابستون تموم شه و دانشگاه حضوری شه، از کوزت بودن خسته‌ام. غر غر غر.

کارِ خونده واقعاً فرساینده‌ست، مادرها واقعا فداکارن که سالیان دراز این کارها رو هرروز انجام می‌دن. من دیگه نمی‌توانم. خیلی بیهوده‌ست، هی هرروز بیدار می‌شی انجام می‌دی دوباره شب همش تموم شده و باید تکرار بشه، هی تکرار تکرار تکرار.

من تقریبا احساسی مشابه این رو تجربه کردم، همه چیز برمیگرده به وقتی که اشتباه طرف رو به روش میاری، تو به احترام رابطه‌ای که داشتی تصمیم می‌گیری دلیل ناراحتی‌ات رو بگی، اما ادامه‌ی رابطه برمی‌گرده به این‌که طرف مقابل درکت کنه یا نه. اگر درک نمی‌کنه بهتر که تموم شه.

Repost from N/a
لزوما قرار نیست من تجربه اش کرده باشم

Khial (Rework of M.R Shajarian).m4a5.41 MB

زیر پین عینکم رو یک حشره نیش زده، این همه جا واقعا قوز دماغ من چه جذابیتی برای تو داشت که نیشش زدی؟

هر دم از عمر می‌رود نفسی چون نگه می‌کنم نمانده بسی ای که پنجاه رفت و در خوابی مگر این پنج روز دریابی خجل آن کس که رفت و کار نساخت کوسِ رحلت زدند و بار نساخت خوابِ نوشینِ بامدادِ رحیل باز دارد پیاده را ز سبیل هر که آمد عمارتی نو ساخت رفت و منزل به دیگری پرداخت وآن دگر پخت همچنین هوسی وین عمارت به سر نبرد کسی یارِ ناپایدار، دوست مدار دوستی را نشاید این غدّار نیک و بد چون همی بباید مرد خُنُک آن کس که گویِ نیکی برد برگِ عیشی به گور خویش فرست کس نیارد ز پس، ز پیش فرست عمر برف است و آفتابِ تموز اندکی ماند و خواجه غَرِّه هنوز ای تهی‌دستْ رفته در بازار ترسمت پُر نیاوری دستار هر که مزروع خود بخورد به خوید وقت خرمنش خوشه باید چید
-گلستان سعدی، دیباچه

«هرچه نپاید، دلبستگی را نشاید!»

Mohammadreza-Shajarian-Cheshme-Narges-320.mp325.17 MB