ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

سُرَنْجْ🍊

سُرَنْجْ🍊

前往频道在 Telegram

ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=6400926137 شناس: t.me/soraanj?direct

显示更多
未指定国家未指定类别
212
订阅者
+124 小时
+37 天
+730 天
帖子存档
امیدوارم که کنکوری‌های عزیزمون بهترین نتیجه رو از تلاششون بگیرن.✨

برو به کار خود ای واعظ اين چه فريادست مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست ميان او که خدا آفريده است از هيچ دقيقه‌ايست که هيچ آفريده نگشادست به کام تا نرساند مرا لبش چون نای نصيحت همه عالم به گوش من بادست گدای کوی تو از هشت خلد مستغنی‌ست اسير عشق تو از هر دو عالم آزادست اگر چه مستی عشقم خراب کرد ولی اساس هستی من زان خراب آبادست دلا منال ز بيداد و جور يار که يار تو را نصيب همين کرد و اين از آن دادست برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ کز اين فسانه و افسون مرا بسی يادست

من ار چه در نظرِ یار خاک‌سار شدم رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند -حافظ

Goli Khoshgeli (320).mp39.59 MB

یکی از دوستان می‌گفت که تو دانشگاهشون مامان‌/بابای درسی دارن، به این صورت که رندوم‌ با یه دانشجوی سال بالایی‌‌ای که آخر شماره‌ دانشجویی‌شون یکیه ارتباط می‌گیرن و ازش مشورت می‌گیرن یا باهاش درس می‌خونن، ازش کتاب قرض می‌گیرن و... خیلی خوبه، کاش تو همه‌ی دانشگاه‌ها کوچینگ مرسوم بود، من خودم چندتا دوست سال بالایی یا ارشد و دکتری دارم که گاهی ازشون مشورت می‌گیرم ولی خیلی از بچها ممکنه شرایط پیدا کردن دوستِ سال بالایی رو پیدا نکرده باشن. کلا کاش یه طوری بود که همه می‌تونستن راحت و بی‌رودربایستی از تجربه‌ی سال‌بالایی‌هاشون بهره‌مند بشن. متأسفانه یه طوریه که بعضیا با اکراه جواب میدن و بچه‌ها دلسرد می‌شن. البته دوستان من این‌طوری نیستن و همیشه لطف می‌کنن در حقم.⭐️

Repost from N/a
غم هر از گاهی همچون مهمانِ ناخوانده‌ای آرام آرام به خانه‌ام نزدیک میشود کلون در را میزند و منِ تنهایِ مهمان نواز از او استقبال میکنم و چایی میریزم و کنارش می‌نشینم و او را در آغوش میگیرم نمیدانم شاید هم او مرا سفت بغل میکند و رها نمی‌کند

مرضیه با گریه لفت د گروپ
مرضیه با گریه لفت د گروپ

The Memories of my Hometown.mp31.84 MB

دلم می‌خواد به زودی این خروسه رو خفه کنم، نمی‌دونم بدنش با ساعت کجای دنیا تنظیمه که ساعت یک و چهل و هفت دقیقه قوقولی قوقو می‌کنه.

ماهی‌ها همشون لب حوض آفتاب می‌گیرن، هرچی می‌گیم این کار شما نیست، به خرجشون نمی‌ره که نمی‌ره. هی می‌ریم بالا سرشون قور قور می‌کنیم بلکه پاشن، انگار نه انگار، نه سلامی نه علیکی نه کوفت زهرماری‌. همین‌طوری یه وری افتادن لب حوض و یه چشی زل زدن بهمون. خسته‌شونه می‌دونم خسته‌شونه. مام هی قور قور می‌کنیم و جست و خیز کنان بالا پایین می‌پریم. ولی می‌دونیم، خودمون می‌دونیم شنای قورباغه واسه کسی جالب نیست. آخه کی اون قرمز پولکی‌ها رو ول می‌کنه بیاد ما سبز ارتشیای قناس رو نگا کنه؟ اونا خسته‌ی لب حوض افتاده‌شونم می‌ارزه یه ما. همشم تا یه چی می‌شه کولی بازی در میاریم که نشد نشد نتونستم، چرا نمی‌شه هی؟ خدا شاهده یکی از این گلبرگ نیلوفرا داشتیم می‌شد، ینی می‌تونست بشه، همونم ازمون گرفتن. خدایا چی می‌شد از اولش ما رو هم ماهی می‌آفریدی؟ یه ماهی از اون قرمز چشم‌قلوه‌ایا که هرکی می‌بینی دلش غنج می‌ره. ما رو محض چی آفریدی؟ محض این‌که‌ مردم یادشون بیاد ماهی بهتره؟ حالا چرا انداختی‌مون تو حوض ماهی قربونت؟ ناشکری نمی‌کنما ولی این قور قور مستون چی بود به ما دادی؟ خیلی خوب می‌خندیم؟ خوب می‌گیم؟ خیلی خوب می‌نویسیم که ما رو آوردی اینجا قور قورم کنیم؟ آوردی که هی نگا کنیم به دلبری زنده و مرده‌‌ی ماهیا؟ اصن گور پدر ماهیا قربونت، یه نگا به سر تا پای ما بنداز، دست فرشته‌هات می‌شکست ما رو هم قرمز می‌آفرید. البته بیخیال، سبزمون این‌طوریه قرمزمون چی می‌شد، قرمز ما که مث قرمز ماهیا نیست، ما تهش می‌تونیم حاجی‌فیروز حوض بشیم. حاجی فیروزه سالی یه روزه، از خاکستر میاد بیرونو د برو که رفتیم، ما هرروز، هرروز، هرروز تو خاکستر فرو می‌ریم. سوختیم قربونت، یه نگا به سر تا پای ما بنداز. -میم‌زَر، بارش افکار منفی.

آدم نادان و ناکافی‌ای‌ام کاش به هیچ کار تخصصی‌ای ورود نکنم و برم یه گوشه بمیرم. نمی‌دونم چرا تموم نمی‌شم. من قورباغه‌ای‌ام که تو حوض‌های بی‌ماهی ابوعطا می‌خونه.

منو ببخشید، سیبِ خوبی برای گردو دادن نبودم.

یکی یه ساعت پیش عضو شد و الآن لفت داد، ابجی یکم فرصت می‌دادی خودمو ثابت کنم. مهمون داشتیم نشد به خدا.

کاش تابستون تموم شه و دانشگاه حضوری شه، از کوزت بودن خسته‌ام. غر غر غر.

کارِ خونده واقعاً فرساینده‌ست، مادرها واقعا فداکارن که سالیان دراز این کارها رو هرروز انجام می‌دن. من دیگه نمی‌توانم. خیلی بیهوده‌ست، هی هرروز بیدار می‌شی انجام می‌دی دوباره شب همش تموم شده و باید تکرار بشه، هی تکرار تکرار تکرار.

من تقریبا احساسی مشابه این رو تجربه کردم، همه چیز برمیگرده به وقتی که اشتباه طرف رو به روش میاری، تو به احترام رابطه‌ای که داشتی تصمیم می‌گیری دلیل ناراحتی‌ات رو بگی، اما ادامه‌ی رابطه برمی‌گرده به این‌که طرف مقابل درکت کنه یا نه. اگر درک نمی‌کنه بهتر که تموم شه.

Repost from N/a
لزوما قرار نیست من تجربه اش کرده باشم

Khial (Rework of M.R Shajarian).m4a5.41 MB

زیر پین عینکم رو یک حشره نیش زده، این همه جا واقعا قوز دماغ من چه جذابیتی برای تو داشت که نیشش زدی؟