fa
Feedback
واژه‌گردی 🎒

واژه‌گردی 🎒

رفتن به کانال در Telegram

طعم لحظه آشنایی‌زدایی با کلمه @VajheGardi 🎒 @DrMDastjerdi ☕️

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
212
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
«ما دنبال داستانیم» شعار هوشمندانه‌ای است. در دنیای واقعی، معمولاً دنبال داستان نیستیم یعنی از شر، درگیری و چالش دوری می‌کنیم؛ اما اتفاقاً همین چالش‌ها نقطه آغاز داستان و فیلم هستند. آنچه فیلم را تماشایی می‌کند، داستان است. دنبال داستان بودن اشاره به فلسفه کاری این سامانه نمایشی است. @WordTourCh

دیس و دیس‌بک دادنو که حتما شنیدید. نمی‌دونم معادل فارسیش چی میشه. یه خواننده رپ به قیاسی دیس داده، میگه من وارد این «دیس و دیس‌کشی» نخواهم شد. 😁 @WordTourCh

اسم آهنگش: می‌با برم کرمون تو لهجه کرمونی «می‌با» یعنی باید، می‌بایست، مثلاً می‌با بخونی، می‌با بخوابی و ... چند تا برند کالا هم با می‌با دارن تو کرمون. الآن گاهی حتی خلاصه‌تر از این هم می‌گن: ما. @WordTourCh

بونه می‌جوری داره درباره ویزا ندادن آمریکا به تیم ایران تو قرعه‌کشی فوتبال توضیح می‌ده. با لهجه اصفهانی میگه: یه گرگی سرِ چشمه داشته آب می‌خورده، می‌بینه یه بره‌ای هم تو پایین‌دست می‌خواد آب بخوره. گرگه میگه: نبینم آبو گل بوکونی میام می‌خورمتا. بره می‌گه: من تو پاین دارم آب می‌خورم چه ربطی به اون بالا داره؛ تو اگه می‌خوای بونه بجوری، بیا منو بخور. 😁 @WordTourCh

در عرف بازار، چک کشیدنی است. در ادبیات دیوانی، صادر کردن یا صادرکننده چک نوشته می‌شود. حتی به صادرکننده برات، برات‌کش هم می‌گویند که آدم را یاد چاقوکش می‌اندازد. می‌گویند فلانی چک کشیده. @WordTourCh

هفت گناهِ کبیرۀ ویراستاران ۱. کاربردِ «هِکَسره» (مثلاً «پدره من» به جای «پدرِ من» یا «حالم خوبِ» به جای «حالم خوبه»)؛ ۲. کاربردِ «فعلِ وصفی» یا «وجهِ وصفی»؛ ۳. کاربردِ تنوین با واژه‌های فارسی (مثلاً جاناً، خانوادتاً، خواهشاً، و گاهاً)؛ ۴. کاربردِ «می‌باشد» به جای «است»؛ ۵. کاربردِ «نمودن» به جای «کردن»؛ ۶. کاربردِ «درب» به جای «در»؛ ۷. کاربردِ «توسطِ».

ماراتن (Marathon) «ماراتن» دشتی پُر از رازیانه، صحنهٔ پیروزی یونانیان در نبردی سرنوشت‌ساز مقابل سپاه هخامنشی (۴۹۰ ق.م) بود. در نقلی افسانه‌‌ای می‌گویند پیکی پس از آن پیروزی، مسافت حدوداً ۴۲ کیلومتری میان دشت ماراتن تا آتن را دوید و با فریاد «پیروز شدیم» جان سپرد. این رویداد، بنیان مسابقهٔ دو ماراتن شد. تصورم از این رشتهٔ ورزشی کلاٌ دگرگون شد.😐 @WordTourCh

ماییم که از بادهٔ بی‌جام خوشیم هر صبح منوریم و هر شام خوشیم گویند سرانجام ندارید شما ماییم که بی هیچ سرانجام خوشیم #واژه_نوشی با مولانا @WordTourCh

تو تهران استاد دانشگاه آزاده. میگه:‌ دیروز مدیر گروه تاکید می‌کرد که به بچه‌ها «بِرک» نده،‌ وسط کلاس میرن بیرون مواد می‌زنن. اون موقع که «وقت استراحت» و «زنگ تفریح» بود بچه‌ها ته تهش سیگار می‌کشیدند، حال با بِرِک، مواد می‌زنن. @WordTourCh

ساقی جام‌های پیاپی پر می‌کنه؛ کارش اینه. یه جا هست که ما نمی‌تونیم بخوریم؛ پُریم، ظرفیت نداریم. فرصت هست اما ما نمی‌تونیم. ساقی چشمک می‌زنه، میگه: حالا یکی دیگه. شاعر اینجا به جای اینکه ناراحت بشه، میگه من بنده‌ی آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نتوانم لازم نیست همه جام‌های زندگی رو بگیریم و سر بکشیم. یه جاهایی هست که نمی‌تونیم. میشه از لحظه‌ی نتونستن هم لذت برد و با همون لحظه عشق کرد. چقدر تو خوبی لامصب. #واژه_نوشی با خیام @WordTourCh

صد خار بلا از دل دیوانه‌ی ما خاست هر روز که بی ساقی گلچهره نشستیم غزل #واژه_نوشی با بابافغانی @WordTourCh

دربارۀ شهرزاد شهرزاد یکی از نام‌های دخترانۀ زیبا و اصیلِ ایرانی است. عموماً تصور می‌شود که این نام از دو جزءِ شهر + زاد تشکیل شده و به معنیِ «زادۀ شهر» است. اما حقیقت چیزِ دیگری است. شهرزاد در اصل چهرآزاد بوده. چهر به معنیِ ذات و طبیعت و سرشت است. بنا بر این شهرزاد یعنی آزاده‌سرشت. #نام‌شناسی

هامی برابر میگه: تو ترکیه، وقتی برای کسی آرزوی خیر می‌کنی، پاسخ می‌ده: «هامی برابر»، یعنی ان‌شاءالله برای همه. این گواه درکی عمیق از ماهیت جمعیِ خوشبختیه؛ اینکه سعادت، پدیده‌‌ی اجتماعیه نه فردی. از گفت‌وگوی علی ضیا با موسی غنی‌نژاد @WordTourCh

۲۲ سال پیش یه هم‌اتاقی مازندرانی داشتم تو خوابگاه‌، اهل بهشهر بود. در جملاتش از ماضی نقلی استفاده نمی‌کرد. دیروز با یک استاد مازندرانی صحبت می‌کردم متوجه شدم او هم ماضی نقلی ندارد و از گذشته ساده استفاده می‌کند. مثلا به جای اینکه بگوید ببین تو کتاب چه عبارتی آوُرده، می‌گفت «ببین تو کتاب چه عبارتی آوُرد» و چند نمونه دیگر. نمی‌تونم کلیت بسازم،‌ شما هم با این مسئله مواجه شدین؟ @WordTourCh

در برنامه ۴۶ اکنون، مجتبی شکوری پس از دو سال دوری و مهاجرت به کانادا، برگشته ایران و نشسته روبروی سروش صحت. می‌گه: «اونجا که گسل‌هام فعال شد،‌ پناه بردم به شعر». تعبیر دل‌انگیزی بود و کاش یک بار به کار می‌برد. این گفت‌وگو در ده دقیقه ابتدایی به اوج رسید. @WordTourCh

وقتی میگه «بین این دو کلمه ابرو باز کن بنویس...» منظورش ابروی قجریه؟ @WordTourCh

از او پرسیدند چگونه‌ای؟ گفت: چگونه بود حال طرفداری که تمیش میلیاردها خرج کند اما در دسته دوم آسیا، هفت گل بخورد و از ۶تایی به ۷تایی ترقی معکوس کند و یاران و خویشانش جملگی پرسپولیسی و تراکتوری باشند. @WordTourCh

از او پرسیدند که چگونه‌ای؟ گفت: «چگونه بود حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هرکسی به تخته‌ای بمانند». ذکر حسن بصری #عطارخوانی #تذکره @WordTourCh

میگه «اگه بخوام اصل تناظرو خیلی ساده توضیح بدم: تناظر از زِر زِر میاد؛ اگه خواهان بلند شد و زر زد، قاضی باید به خوانده هم فرصت زر زدن بده». حالا مگه آدم یادش می‌ره این تعریفو؟ @WordTourCh

طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد #واژه_نوشی با نشاط اصفهانی غزل @WordTourCh