عنکبوتها روی ستون فقراتم میرقصند.
رفتن به کانال در Telegram
ژن، ژیان، ئازادی
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
316
مشترکین
+624 ساعت
+517 روز
+5330 روز
آرشیو پست ها
https://t.me/servanobyheart/4953
با عرض پوزش یاد این شعر افتادم:
مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من
که جز ملال نصیبی نمیبرید از من
زمین سوخته ام نا امید و بی برکت
که جز مراتع نفرت نمی چرید از من
عجب که راه نفس بسته اید بر من و باز
در انتظار نفس های دیگرید از من
خزان به قیمت جان جار می زنید اما
بهار را به پشیزی نمی خرید از من
شما هر آینه ، آیینه اید و من همه آه
عجیب نیست کز اینسان مکدرید از من
نه در تبری من نیز بیم رسوایی است
به لب مباد که نامی بیاورید از من
اگر فرو بنشیند ز خون من عطشی
چه جای واهمه تیغ از شما ورید از من
چه پیک لایق پیغمبری به سوی شماست؟
شما که قاصد صد شانه بر سرید از من
برایتان چه بگویم زیاده بانوی من
شما که با غم من آشناترید از من
#حسین_منزوی
پرسش - فروغ فرخزاد
سلام ماهیها – سلام، ماهیها
سلام، قرمزها، سبزها، طلائیها
به من بگوئید، آیا در آن اتاق بلور
که مثل مردمک چشم مردهها سرد است
و مثل آخر شبهای شهر، بسته و خلوت
صدای نیلبکی را شنیدهاید
که از دیار پریهای ترس و تنهائی
به سوی اعتماد آجری خوابگاهها،
و لای لای کوکی ساعتها،
و هستههای شیشهای نور، پیش میآید؟
و همچنان که پیش میآید،
ستارههای اکلیلی، از آسمان به خاک میافتند
و قلبهای کوچک بازیگوش
از حس گریه میترکند.
رو در و دیوار این شهر همش از تو یادگاره
توی این کوچهی تاریک منو تنها نمیذاره
aHR0cHM6Ly9pcnMwMS53aXNnb29uLmNvbS9pcnMwMS81Yy9jYi8yZC9lYi9pcnM.webp0.22 KB
