اُتاقِفکروخیآل↻
رفتن به کانال در Telegram
بگیر، پُلیورِ سبز ام برایِ تو.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
522
مشترکین
+124 ساعت
-57 روز
-3830 روز
تعداد پستها
در حال بارگیری داده...
واکنشها
نظرات
ستارههای تلگرام
بهترین پستها بر اساس
در حال بارگیری داده...
تجزیه و تحلیل انتشار
پست ها | ديناميک بازديد ها | |||||
موی ِول تویِ بادو
باد، تو مویِ ولم. | 16 | 0 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
من ترکش کل این جنگ ها تو شونمه
من لای همین آهنگ ها خونمه
من شعر نمیگم، من شعر میشم
این موسیقی واسه من عین بودنه | 16 | 0 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
من عاشقِ چشماتم، ماتم، ماتم، ماتم. | 82 | 2 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
بدون متن... | 20 | 0 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
بی تو غیرقابل تحملم
از خودم به تو پناه میبرم | 23 | 0 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
صبر؟
صبر. | 26 | 0 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
تو تنها پیروزی دوران حیات منی.
احمد شاملو | 26 | 1 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
sticker.webp | 32 | 0 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
انالله و انا الیه راجعون | 11 | 0 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
و اغاز سال تحصیلی را تبریک مونمایم 😂 | 11 | 0 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
پاییز عزیزم،
من برای اومدنت خیلی صبر کردم.
لطفاً پر از روزهای بارونی و
اتفاقهای خوب باش. | 42 | 2 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
اگر خواستی چیزی را پنهان کنی،
لای یک کتاب بگذار.
این ملت کتاب نمیخوانند. | 30 | 1 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
زخمِ زردِ زمان، زیر زبانِ زادن میلولد؛ زهر، زودتر از زبان میرسد و زخم، زودتر از زادهشدن. زلفها، زوزهی پیچیدهی شباند بر گردنِ گردابی که خویش را میبلعد؛ گیسو، گرهخورده به گورِ گناهی که صاحبش را به یاد نمیآورد. نطفهای نرم و نامرئی، زیر ناخنِ نوازش جا خوش کرده؛ هر لمس، اندکی خون به رگهای خاموشش میدواند. دهان باز میشود؛ نه سخنی، که چیزی بینام فرو میریزد؛ بیشکل، بیصدا، با بویی آشنا از جایی که نباید به خاطر آورد. لبها، لاغر و لرزان، لای لایههای لزجِ لذت له میشوند؛ لذتی دیررس، با مزهی آهنِ مانده بر زبان. زبان، لالِ لجوج، میان دندانها میلولد و حرفِ حرام را چنان زیر دندان میفشارد که طعمِ خون میگیرد. شیشه ترک برداشته؛ مایع بالا آمده؛ بوی تندِ چیزی که هنوز رخ نداده، در هوای راکد مانده و تار مویی، بیدست و بیباد، آرام بر لب میچسبد. | 20 | 0 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع. | 105 | 4 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
ناناعت:). | 24 | 0 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
فک میکنم ۱۲همی شدنم باعث شه یکم خیلی کمتر بیام دیگه اینجا پیشتون. | 32 | 0 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
اگر زنده ماندم و یک روزی باهم
در یک خانه چای خوردیم، برایت تعریف میکنم
که این روزها چقدر سخت و دیر و دور گذشت. | 74 | 1 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
فعلا پوست لبمو میکَنم و پامو تکون میدم، تا ببینم چی میشه. | 34 | 0 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
هی بدبخت بیچاره فردا مدرسه داری، خودتو جمع جور کن.👩🦯 | 34 | 1 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
و گاهی از تواضع بی جای خود پیشمانم،
که احترام به هر حقیری نباید کرد. | 34 | 1 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید |

