fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

Charlie Brown 🤎

Charlie Brown 🤎

رفتن به کانال در Telegram

.. وصالی در جستجوی وصالش 🌱 ... من ، یک دوربین و یک قلم برای کشف جهان درون و بیرونم ⛵️ .... این جا من بلند بلند فکر می کنم و یک دفتر خاطرات می نویسم برای امروزیان و فردایان 🛵 ..... پروا نکن از حرف زدن : http://t.me/HidenChat_Bot?start=7409041430

نمایش بیشتر
227
مشترکین
+124 ساعت
+47 روز
+1130 روز
آرشیو پست ها
باید یاد شکسته م را از حافظه سبز برگ بیرون بکشم باید بر شاخه آویزان شوم و منتظر دست بی اعتماد باد شوم سقوط جریان خوبی ست که شاید چین و چروک های درخت را کمتر کند حاصل رنج این پیاده رو عابر ها همه از من رسیده باید بروم باید خودم را بندازم توی دهان جاروی نارنجی پوش من را جوری ببلعد که دیگر هیچ وقت هوس سبز شدن نکنم هوس دوباره زنده شدن ... تا یک ماه دو ماه شش ماه تا وقتی که سنگین نباشد حضورم ...

در گلو می‌شِکند ناله‌ام از رِقَت دل قِصه‌ها هست ولی طاقتِ ابرازم نیست... | هوشنگ ابتهاج |

وقتی یک خودشیفتگی نهفته داری :

امروز یک واکنش عجیبی دادم خانم دهقان داشت بهم می گفت : اصلا وقتی دیدمت یاد یکی از دوستام افتادم که مهاجرت کرده و خیلی عزیزه و
امروز یک واکنش عجیبی دادم خانم دهقان داشت بهم می گفت : اصلا وقتی دیدمت یاد یکی از دوستام افتادم که مهاجرت کرده و خیلی عزیزه واسم اصلا مو نمی زنید خیلی شبیه شماست منم بی فکر یک دفعه از دهنم‌پرید : یعنی خوشگله؟ :)))))))))))))))

امروز خانوم دهقان خطاب به من می گفت : دوستت خیلی دوست داره قدرش رو بدون . رو کردم به صبا توی دلم گفتم : من خیلی بیشتر قدر حضو
امروز خانوم دهقان خطاب به من می گفت : دوستت خیلی دوست داره قدرش رو بدون . رو کردم به صبا توی دلم گفتم : من خیلی بیشتر قدر حضور و بودنش رو توی زندگیم می دونم

وقتی سکوت می کنم یعنی نا امید شدم از تو از خودم از همون یک ذره تلاشی که امکان داره جواب بده ...

اعتراف می کنم از این که یک نفر رو تو دانشگاه می بینم و دیگه دوست نیستیم خیلی ناراحت می شم . یک حسرت بزرگه واسم که هر دفعه با خودم می گم چقدر خوش می گذشت بهمون ولی سر یک سوتفاهم همه چیز خراب شد و بهم ریخت ...

از امروز
+3
از امروز

فقط یک میکس آهنگ های شهرام کاشانی می تونه خستگیم رو ایگنور کنه توی مترو .

اولین استاد آخوند طول تحصیلی دانشگاهم .

پیام ویدیو00:10

#درهم_برهم_نویسی_شبونه

هق هق شعری زیر بالشتم خوابم را بهم می زند ...

شاید از گذشته ای سوخته به فکر من افتاده ای که بچه شعله هایی از زیر تخت خوابم را قلقلک می دهند . شب نقطه ای کور ندارد ولی شاید تو امشب کاشفش شدی برای خیره شدن به من وقتی بی قرار تاریکی را چنگ می زنم . هستی تو را امشب حس می کنم وقتی پر از عادت نیستی ام از این بیداری خوابم کن ببر به آن جا که مرز بین پلک های زمین و آسمان فقط با دستان تو ترسیم می شود ...

نزدیک که می شم گرد و خاک آدم ها جوری می خوابه که باورم نمی شه پشت اون همه خودستایی و خودبزرگ بینی همچین شخصیت های معمولی و کوچیکی باشه ...

هیچ وقت هیچ وقت تو زندگی تون هیچ چیزی رو ایگنور نکنید با این باور که خودش درست می شه رهاش نکنید که یک جاهایی بد جور همه چیز رو خراب می کنن ... همه چیز هایی درست کردید رو ...

photo content

این که از عشق تو فرمان ببرم شیرین است سالم از معرکه اش جان ببرم شیرین است افتخاریست که مهمان من و خانه شوی قبل تو آینه قرآن ببرم شیرین است مثل گرگی زده ام در رمه ی آغوشت رمه را با دل چوپان ببرم شیرین است گونه هایت که دو سیب است، لبت طعم هلو هر یکی را سر قلیان ببرم شیرین است شعر در وصف لبت پیشکشی درخور نیست ساده ام ! زیره به کرمان ببرم شیرین است از لبت گفتم و انگار کمی بی ادبی ست شعر را خدمت لقمان ببرم شیرین است زندگی بی تو محال است، محال است،محال عمر را با تو به پایان ببرم شیرین است | علی صفری |

و باز مامان از دیشب با من قهر کرده اصلا صحبتی ندارم

دیشب من کریر و کیف مشترک مامانم و آدرین رو وسط رستوران به کول می کشیدم با اون سنگینی اونوقت مامانم اون‌گوشه وایستاده بود از ابوالفضل می‌پرسید : غذا دوست داشتی ؟ خیلی خسته شدی امروز .