fa
Feedback
نورآ⋆˙⟡

نورآ⋆˙⟡

رفتن به کانال در Telegram

emotionally unstable, but make it aesthetic. t.me/RedChtBot?start=8120949632

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
274
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-137 روز
-5430 روز
آرشیو پست ها

و این بده

علاقه غیرقابل کنترلی نسبت به وانیل و دارچین ، انیمیشن های دوران بچگیم ، کتاب ، محصولات مراقبت پوستی و لوازم آرایش ، زبان ، کتاب ، گل و گیاه ، حیوانات ، چیزای صورتی و قرمز تیره ، تحصیلات ، تمیزی و موسیقی دارم.

Shooting Stars.m4a2.46 MB

SUMMER VIBES🍋
+7
SUMMER VIBES🍋

Recently.🌀
+4
Recently.🌀

Fair Trade (feat. Travis Scott) Drake.mp34.49 MB

جنوب فقط یک نقطه روی نقشه نیست؛ ضربانِ گرم این سرزمین است. جایی که آفتاب همیشه بی‌رحم‌تر می‌تابد، اما دلِ مردمش از دریا وسیع‌تر است. نمی‌شود نام جنوب را آورد و فقط به جغرافیا فکر کرد؛ جنوب، لهجه‌ی مادری است که چشم به در دوخته، نخلی است که زیر باد خم می‌شود اما ریشه‌اش را فراموش نمی‌کند، بوی نمک و خاکی است که سال‌هاست زخم را بهتر از آرامش می‌شناسد. هر بار که جنوب زخمی می‌شود، انگار بخشی از ایران از نفس می‌افتد. مگر می‌شود تیری به قلب بخورد و دست‌ها دردش را حس نکنند؟ مگر می‌شود شهری بلرزد و خیال کرد فقط همان شهر ویران شده است؟ جنوب فقط زخم خودش را به دوش نمی‌کشد؛ هر بار که جنوب می‌شکند، تکه‌ای از ایران در سکوت عزادار می‌شود.

کلاس گیتار جدا از تجربه های خوب و یک استاد عالی بهم بچه های نانازی هم داد.

ولی تو میری تو خودت.

ایران ارث پدری ماست.

photo content
+1

تو کل زندگیم فقط به جوونای امریکایی حسودیم شده و میشه

از جنگ بریده‌ام. از این شل کن، سفت کن‌ها؛ از این‌که هر چند روز یک‌بار همه‌چیز بوی فاجعه بگیرد و بعد انگار نه انگار، زندگی دوباره ادای عادی بودن را دربیاورد. هیچ می‌فهمی؟ آدم خسته‌ی خودِ جنگ نمی‌شود، از انتظارش خسته می‌شود. این جبر جغرافیایی دیگر روی اعصابم راه نمی‌رود؛ از روی زندگی‌ام رد شده است. از روی تمام برنامه‌هایی که برای خودم داشتم. دیگر حتی برای چند ماه بعد هم نمی‌توانم با خیال راحت ذوق کنم. هر بار که می‌خواهم چیزی را شروع کنم، گوشه‌ای از ذهنم آرام می‌پرسد: «اگر تا آن موقع…؟» و من از همین «اگر» بیشتر از هر چیز دیگری می‌ترسم. دلم نمی‌خواهد هر شب قبل از خواب اخبار را بالا و پایین کنم تا فقط مطمئن شوم هنوز قرار نیست اتفاقی بیفتد. دلم نمی‌خواهد با هر صدای غیرعادی، برای چند ثانیه نفسم بند بیاید. دلم نمی‌خواهد این حجم از اضطراب، این‌قدر بی‌دعوت وارد تمام لحظه‌های معمولی زندگی‌ام شود. خسته‌ام. نه آن خستگی‌ای که با چند ساعت خواب از بین برود؛ از آن خستگی‌هایی که آرام‌آرام آدم را از آینده جدا می‌کند. خستگیِ کسی که دیگر نمی‌داند برای فردا برنامه بریزد یا فقط منتظر خبر بعدی بماند. انگار آینده، پیش از آن‌که از راه برسد، از آدم اجازه می‌گیرد که آیا اصلاً قرار است وجود داشته باشد یا نه. گاهی با خودم فکر می‌کنم مگر یک زندگی معمولی چقدر خواستن دارد؟ مگر آرزوی آدم می‌تواند بزرگ‌تر از این باشد که چند ماه بعد را بدون ترس تصور کند؟ که بلیت کنسرتی را بخرد، برای دانشگاهش برنامه بریزد، کتابی را نیمه‌کاره نگذارد، یا شب با این اطمینان بخوابد که صبح قرار نیست همه‌چیز زیر و رو شده باشد. خسته‌ام. نه از زندگی، از این بلاتکلیفیِ ممتد. از این‌که هر بار خیال می‌کنم می‌توانم دوباره به آینده اعتماد کنم، آینده از من فاصله می‌گیرد. دلم فقط یک زندگی معمولی می‌خواهد؛ همان زندگی‌ای که برای خیلی‌ها آن‌قدر بدیهی است که حتی به وجودش فکر هم نمی‌کنند.

من واقعا دلم پاییز میخواد.

Dooste Man ft. AHU Ashh Nm.m4a2.63 MB

photo content
+4

مطمئنم تو زندگی قبلیم فرشته بودم.

Random
+4
Random

Repost from آذر
هر چیزی رو که تغییر ندی، یعنی انتخابش کردی.