•آسـیمه•
رفتن به کانال در Telegram
آســیمه: پریشان پریشانیهای پیرِ پرنیاناندیش «آخوندی در روپوش سفید» گاهاً نغزِ پرمغز بعضاً پوچ بیمحتوا به هر شکل لطفا مانع کسب نشوید. تلگرام روزمره و بله سیاسی👇🏻: https://ble.ir/assimeh ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=6e52f9336ef6
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
196
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-47 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
196
قطعا انسان خستهای هستم
احتمالا خیلی بیشتر هم عمر نخواهم کرد
ولی حدس میزنم کارهای بزرگی انجام داده باشم، به موقعیتهای خوبی دست یافته باشم و شاید هم یه جایی به درد این دنیا خورده باشم.
بلحاظ معنوی هم احتمالا متوسط باشم.
196
وای اصلا آدمایی که بستنی یا دسر یا میوههای خوشمزه تو یخچال دارن و مدتها میمونه رو درک نمیکنم،
من تا اون خوراکی جذاب داخل یخچال رو نخورم خیالم راحت نمیشه، تمرکز ندارم همهش ذهنم اونجاست🙏🏻
196
رهی معیری عاشق زنی بوده به اسم مریم فیروز.
مریم فیروز یک شخصیت سیاسی بود از اعضای حزب توده.
196
تابد فروغ مهر و مه از قطرههای اشک
باران صبحگاه ندارد صفای اشک
گوهر به تابناکی و پاکی چو اشک نیست
روشندلی کجاست که داند بهای اشک؟
ماییم و سینهای که بود آشیان آه
ماییم و دیدهای که بود آشنای اشک
گوش مرا ز نغمهٔ شادی نصیب نیست
چون جویبار ساختهام با نوای اشک
از بس که تن ز آتش حسرت گداخته است
از دیده خون گرم فشانم به جای اشک
چون طفل هرزهپوی به هرسوی میدویم
اشک از قفای دلبر و من از قفای اشک
دیشب چراغ دیدهٔ من تا سپیده سوخت
آتش افتاد بیتو به ماتمسرای اشک
خوابآور است زمزمهٔ جویبارها
در خواب رفته بخت من از هایهای اشک
بس کن رهی که تاب شنیدن نیاوریم
از بس که دردناک بود ماجرای اشک
#رهی_معیری
196
وای یه بار رفتم کفش بپوشم
دیدم یه مارمولک پرسشده تو کفشمه
من لهش کرده بودمممم🤢
انقدررر چندش بود تا چندسال نتونستم اینو برای کسی تعریف کنم این اولین باره🙏🏻
196
میخوام اعتراف کنم خیلی برام سخت بود که بعد از علیالاصول به کسی نگفتم دیدیییی گفتم؟ دیدی چقدر چرت و پرت گفتی؟ دیدیییی چقدر تحلیلات چرند بود؟ دیدی چطور حرفای منو نمیفهمیدی؟ دیدییییی؟؟؟
خویشتنداری تا کجا خانم پوریان؟
