_bon bast amir_
رفتن به کانال در Telegram
از این بن بست لذت ببر. _1402/12/24_
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
245
مشترکین
-424 ساعت
-317 روز
-7330 روز
آرشیو پست ها
ما در کشوری هستیم که
به جایِ" کاشتِ" نهال ، جوانان را "دفن" میکنند ..
و انتظار دارند باغِ انقلابشان همیشه سبز بماند .
امروز به خودم صدمه زدم تا ببینم هنوز احساس می کنم یا نه. من روی درد خودم تمرکز میکنم، تنها چیزی که واقعیه.
متاسفانه حتی خودم فراموش کردم
ولی از وجودم میگویم خواب چیست و چگونه است؟
خواب چیزیه که بدون اون کامل نمیشی نیمی از توعه تو نیمی از روز خوابی پس یعنی نیمی از تو خوابه و نصف دیگه تو دیگه فراموش شدس بزار ساده تر بگم
تو حدودا نصف روز باید بخوابی اگه نخوابی خسته ای حافظه درست کار نمیکنه و قلب روی فشاره انگار که نیمی از خودتو فراموش کردی و در تلاشی برای یافتنش و مال در زندگی مادی تنها نیمی از زندگی رو در کل داریم که با خواب به یادش میاریم
کلام آخر هم وقتی که تو به خواب ابدی یا به اصطلاح مرگ میری تمام وجودت کامل شده و آماده رفتنی
برآمد سپهر، آن گُردِ آزاده کیش
ز بیدادِ ضحاکِ دورانِ خویش
چو کشتند و بردند تنش تازیان
که پنهان نمایند ز ایرانیان
پدر گشت هرجا به صد جست و جوی
که:《ای پورِ گمگشته ی آزادجوی》
چو ایران شنید آن ندایِ پدر
شکست از غمش،سنگ و کوه و کمر
چو خورشید تابد ز هفت اسمان
بماند همی نام او جاودان
خورشید دیگر خورشید نیست
انگار از تابیدن بر این خاک خسته است
انگار هر صبح
با شرمندگی از پشت کوهها بالا میآید
و اگر اختیار داشت
دیگر هرگز
بر این کشور نمیتابید
زمین پر از صدای کسانیست
که دیگر نفس نمیکشند
نزدیک چهل هزار قلب
خاموش شدهاند
و من هر شب
روی این خاک
راه میروم
بیآنکه بدانم
پا روی کدام رویای دفنشده گذاشتهام
گیاهان
دیگر سبز نیستند
آنها فقط زنده ماندهاند
از نفس کشیدن در این هوا بیزارند
ریشههایشان در خاکی فرو رفته
که بیشتر از آب ،خون به خاطر دارد
ابرها
سرگردانتر از همیشهاند
انگار آسمان شهر من
دیگر جای پرواز نیست
آنها تقلا میکنند تا باران نشوند
تا بر این همه اندوه چیزی نیفزایند
و من
که از روشن بودن خسته شده
حاضر نیستم یک ثانیهی دیگر بیدار بمانم
دلم میخواهد چشمهایم را ببندم
و جهان
برای لحظهای فراموشم کند
همانطور که سالهاست فراموش کرده
چگونه باید
زنده بود
نه فقط
زنده ماند
Morning...
