fa
Feedback
‌ ‌ارغوانِ بی ابتهاج ‌

‌ ‌ارغوانِ بی ابتهاج ‌

رفتن به کانال در Telegram

" ارغوانم را دیدی سر راه؟ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌مثل من پیر شده بود؟:) 🥀 ‌‌ 『 مرا ببخشید اگر نوشته‌هایم شمارا یاد کسی می‌اندازد』 ‌‌ ناشناس: @Arghavan_ebtehajbot ‌‌ •چنل متعلق به شخص خاصی نیست و پیام‌ها به فرد خاصی اشاره ندارد

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
366
مشترکین
-124 ساعت
-267 روز
+630 روز
آرشیو پست ها
" شاید تقصیر ادبیات است ک بعد از من و تو، او می آید، نه ما . . !

‌ <مرا با گریه ول کردی تورا با شعر میبوسم > ‌ ‌

در سرم جنگ زیاد است لاکن همگی در جهت قتل من است

«ظاهراً ساکت نشسته‌ام روی صندلی، کتاب می‌خوانم و چای می‌نوشم و اما از درون جنگ جهانیِ اولم، با همان آشوب و مرگ و ویرانی‌ها.»

زنی که شعر می‌فهمد را نمی‌توانید به شیوه‌ی پیش پا افتاده ای دوست بدارید!

تماشایت میکنم با چشمانی که لهجه بوسه دارند"💜

سبز می‌پوشی کویر لوت جنگل می شوی آخر این جغرافیا را هم تو عاشق میکنی . .👀✨

پس از مرگم اگر نسیمی شانه‌ات را لرزاند، بدان منم که هنوز دوستت دارم.

سرانجام بِه ادبیات روي آوردم ! ادبیات پناهگاهِ کساني‌ست که نمي‌دانند سرِ پُر شورِ خود را کجا بَر زمین بُگذارَند 🤍 "

-رو به روی تو نخواهم ایستاد مگر برای بوسه‌ای یواشکی و پر حراس-

-من پُر از شِعرِ غمم مِیل دلت نیس؛ نخوان!

گاهی به خود می‌آیم و می‌بینم در پیچ و خم بی‌رحم این دنیا گم‌شده‌ام و نمی‌دانم چگونه می‌توانم مسیرم را پیدا کنم. هر چه پیش می‌روم بیشتر از قبل سردرگم می‌شوم. جنگ‌های بی‌پایان با مسیری بی‌رحم که هم‌چون دیوی بی‌شاخ و دم سعی در بلعیدنم دارد. من می‌دانم پایان این مسیر جز جان‌ باختن در اعماق سردرگمی‌ها و تنها‌یی‌هایم چیزی نیست؛ ولیکن نمی‌دانم چرا باز هم می‌جنگم...

آنها عشق را در وجودت می کشند و سپس از تو بابت عاشق نبودنت جواب می‌خواهند 🫴🏼

و عمق عشق هیچگاه شناخته نمی‌شود مگر در زمان جدایی . . !

حال من حال اسیریست که هنگام فرار یادش افتاد کسی منتظرش نیست، نرفت.🫠

‌« برروی‌ِ فرش ِ مسجد‌و در فکرِ مویِ‌ تو... بیچاره‌ آن‌ ك‌ به‌ ما گفت‌ التماس ِ دعا !

او چون دریا بود. عمیق، آرام و بی رحم. تا مرا غرق خود کرد، به یاد آورد که باید پس بزند تن بی جانم را . .

کافر نکند با دل من انچه تو کردی.