Cabin 13
رفتن به کانال در Telegram
Born in southside Chicago, spent some time in Kansas, got a little lost in New Orleans, I've a pack in Beacon Hills and find me in Camp Half-Blood now (or maybe back on the southside... who knows?) https://t.me/HarfChatBot?start=707c707225f7
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
234
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-47 روز
-130 روز
آرشیو پست ها
234
جملاتی که به لادینو نوشته شدن بخشی از یک اندچای اسپانیاییه (مرثیه یا ترانهی سوگ سنتی اسپانیا). این اندچاها در اواخر قرون وسطی (قرن ۱۵–۱۶) و حتی بعدتر میان اسپانیاییها و همچنین یهودیان سفاردی (که بعد از اخراج ۱۴۹۲ به مراکش، ترکیه، یونان و غیره کوچ کردند) به صورت شفاهی اجرا میشدن. خیلی دنبال شاعرش گشتم اما پیداش نکردم و مثل اینکه ناشناسه. جزو فولکور اسپانیا حساب میشه و در کل زنان موقع یادبود یا خاکسپاری میخوندن. Lope De Vega همین اندچا رو توی نمایشنامه Las famosas asturianas نقل کرده (قرن ۱۷) پس میشه نتیجه گرفت اونقدری شناخته شده بوده که نویسندههای بزرگ اسپانیا هم به کار بردن.
234
+1
«مادرم مرا در شبی تاریک به دنیا آورد،
مرا در جامهای سیاه پوشاند،
و بخت از من روی برتافت.
وقتی من زاده شدم،
زمانی شوم بود؛
نه سگی بانگ میزد،
نه خروسی میخواند.»
234
یک بار این رو برای همیشه میگم چون مدام و همه جا دارم میبینمش و به نظرم باید یک بار یکی درست و کامل توضیحش بده. این اتفاق توی افرادی که مولیتیلینگوال هستن (چند زبانه) خیلی شایعه. ذهن این اشخاص مثل یک شبکهست. واژهها در زبانهای مختلف به هم متصلن. وقتی میخوای یه کلمه رو به زبان مادری یادت بیاد ممکنه مسیر دسترسی به اون واژه موقتا مسدود بشه. در عوض چون شبکهی زبونی توی ذهنشون فعالتره همون مفهوم به زبون دوم یا سوم راحتتر بالا میاد. این حالت هیچ مشکلی نداره و حتی یه اصطلاحی هم داره که تو روانشناسی زبان بهش "زبان پریشی موقت" میگن. مغز افرادی که به چندتا زبان مسلطن مدام بین زبانها code-switch میکنه.
234
چیزی که درباره sleep token وجود داره و همیشه برام جذاب بوده ritual خطاب شدن کنسرتهاشون و خدای خیالیشون sleepعه. این خدا هیچ پیشینهی اساطیریای نداره و خود گروه خلقش کردن. تمام آهنگها و اجراها به عنوان پیشکش برای این خدا تعریف میشن. چهره یا شکل مشخصی هم از sleep وجود نداره و بیشتر یک مفهومه تا شخصیت. هدفشونم به طور کلی اینه که مخاطب موسیقی رو به عنوان یک تجربهی آیینی و فراتر از سرگرمی حس کنه.
234
تمام دیشب رو داشتم حرف میزدم. از همه چیز گفتم و از این موضوع به اون موضوع پریدم. گفتم پرش فکری دارم همون جا به روم آوردی که حواست هست خستهم و میخوام گریه کنم و نیاز به مراقبت دارم و من دیشب شدیدترین گریهی اخیرم رو کردم.
234
راستش قرار نیست هیچوقت به اینکه چرا عاشقتم شک کنم. تمام چیزهایی که قایم کردم پشت نقابهام رو بیرون میکشی و تکههای شکسته وجودم رو میبوسی و میخوای تماما خودم باشم. چطور میتونم نبینم چشمهایی رو که خردترین بخشهای هستیم رو کاملترین موجودیت دنیا میبینن و بهم عشق میدن؟
234
یه شاگرد دارم هر وقت چیزی رو غلط مینویسه به جای خط زدن یا استفاده از غلطگیر تبدیلش میکنه به گل. نیاز دارم این کارو با زندگیم بکنم.
