fa
Feedback
مردی نشسته در ایوان؛

مردی نشسته در ایوان؛

رفتن به کانال در Telegram

@Mardineshastadarivanbot

نمایش بیشتر
إيران106 710دسته بندی مشخص نشده است
952
مشترکین
+3124 ساعت
+2877 روز
+70430 روز
آرشیو پست ها
«بله، به تو احتیاج دارم، زیرا تو تنها کسی هستی که می‌توانم در مورد رنگ یک ابر با او صحبت کنم.»

Chera Nemiraghsi Viguen.m4a3.30 MB

Majnoonetam (Guitar Version) Soheil Mehrzadegan.mp33.19 MB

«انتظار جانکاه‌ترین فعلی‌ست که انسان در زندگی‌اش صرف می‌کند و من تمام عمر را منتظر بوی یاس باران خورده گیسوانت بوده‌ام.»

Dance with the Devil.m4a6.37 MB

دهه هفتاد، جایی در خیابان‌های برانکس و نیویورک، هیپ‌هاپ متولد شد.

Heavy in the Game (feat. Richie Rich) 2Pac.m4a4.04 MB

تا زمانی‌که در بند کینه‌هایش است، همواره به بی‌راهه خواهد رفت. ـ برادران کارامازوف

‏آیا زن؛ تنها چیزی نیست که برای ما از بهشت به جا مانده است؟ [ آلبر کامو - سقوط ]

من وقتی می‌نویسم خودم را تکثیر می‌کنم. دو نفر می‌شوم. هم نویسنده، هم خواننده. چون همیشه خودم را جای خواننده می‌گذارم تا بفهمم چه چیزی خوب است و چه چیزی بد. سعی می‌کنم خودم را با دو چشم دیگر بخوانم، و با نگاهی دیگر، طوری‌که انگار نمی‌دانم قرار است چه اتفاقی بیفتد. #ماریو_بارگاس_یوسا

4_6041996924989477906.mp313.06 MB

بعضی اکانت‌های غیرفعال را از چنل حذف کردم.

چه اهمیتی دارد ضمیرمان را خوار کنیم اگر بتوانیم از این طریق بر دنیا سلطه بیابیم، خلاف عرض می‌کنم؟ سقوط – آلبر کامو

بزرگ‌ترین لیاقت آدمیزاد در این است که می‌تواند با تمرین و عادت، نقش تازه‌ی خود را خیلی عادی بازی کند. آشفته‌حالان بیداربخت – غلامحسین ساعدی

می‌توانستم ساعت‌ها از چشمانش سخن بگویم؛ از موهای خرمایی‌اش، از معصومیتی که در نگاهش موج می‌زد و حتی از انگشتانش که گویی برای نواختن پیانو آفریده شده بودند. می‌توانستم ساعت‌ها از لبخندش، از سکوتش و از آن لحظه‌هایی که از دور به من خیره می‌شد حرف بزنم؛ از سخن‌هایی که در سکوت میان ما رد و بدل می‌شد، از فاصله‌ای که دیگر معنایی نداشت و از حجابی که نمی‌گذاشت در چشمانش زل بزنم و بگویم: «دوستت دارم.» جواد سپاهی

اهواک = دوستت دارم!

با خواندن کتاب به تمام دنیا سفر می‌کرد، درحالی که در اتاق کوچک‌اش در روستایی کوچک در انگلستان نشسته بود. ـ رول دال