952
订阅者
+3124 小时
+2877 天
+70430 天
帖子存档
«بله، به تو احتیاج دارم، زیرا تو تنها کسی هستی که میتوانم در مورد رنگ یک ابر با او صحبت کنم.»
«انتظار جانکاهترین فعلیست که انسان در زندگیاش صرف میکند و من تمام عمر را منتظر بوی یاس باران خورده گیسوانت بودهام.»
تا زمانیکه در بند کینههایش است، همواره به
بیراهه خواهد رفت.
ـ برادران کارامازوف
آیا زن؛
تنها چیزی نیست که برای ما از بهشت به جا مانده است؟
[ آلبر کامو - سقوط ]
من وقتی مینویسم خودم را تکثیر میکنم. دو نفر میشوم. هم نویسنده، هم خواننده. چون همیشه خودم را جای خواننده میگذارم تا بفهمم چه چیزی خوب است و چه چیزی بد. سعی میکنم خودم را با دو چشم دیگر بخوانم، و با نگاهی دیگر، طوریکه انگار نمیدانم قرار است چه اتفاقی بیفتد.
#ماریو_بارگاس_یوسا
چه اهمیتی دارد ضمیرمان را خوار کنیم اگر بتوانیم از این طریق بر دنیا سلطه بیابیم، خلاف عرض میکنم؟
سقوط – آلبر کامو
بزرگترین لیاقت آدمیزاد در این است که میتواند با تمرین و عادت، نقش تازهی خود را خیلی عادی بازی کند.
آشفتهحالان بیداربخت – غلامحسین ساعدی
میتوانستم ساعتها از چشمانش سخن بگویم؛ از موهای خرماییاش، از معصومیتی که در نگاهش موج میزد و حتی از انگشتانش که گویی برای نواختن پیانو آفریده شده بودند.
میتوانستم ساعتها از لبخندش، از سکوتش و از آن لحظههایی که از دور به من خیره میشد حرف بزنم؛ از سخنهایی که در سکوت میان ما رد و بدل میشد، از فاصلهای که دیگر معنایی نداشت و از حجابی که نمیگذاشت در چشمانش زل بزنم و بگویم: «دوستت دارم.»
جواد سپاهی
با خواندن کتاب به تمام دنیا سفر میکرد، درحالی که در اتاق کوچکاش در روستایی کوچک در انگلستان نشسته بود.
ـ رول دال
