fa
Feedback
علی دودانگه‌

علی دودانگه‌

رفتن به کانال در Telegram

@Alidh81 ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=5714922996

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
219
مشترکین
+224 ساعت
+37 روز
+730 روز
آرشیو پست ها
می‌خواست ناله مشت غبارم دهد به باد از هر کنار، گریه مرا در میان گرفت💔 #سالک_قزوینی

و البته بی‌خواب.
و البته بی‌خواب.

اگرچه بی‌اندازه زمانه جانکاه است از این خوشم که به هر حال عمر کوتاه است #علی_دودانگه

در رهگذر باد چراغی که تو راست ترسم که بمیرد از فراغی که تو راست بوی جگر سوخته عالم بگرفت گر نشنیدی، زهی دماغی که تو راست! #اثیرالدین_اخسیکتی @nafisehnemati_poem

داغِ مرا که شعله به باروت می‌کشد جای تمام شهر سرم سوت می‌کشد من سال‌هاست دست ز دنیا کشیده‌ام بیهوده‌زحمتی‌ست که تابوت می‌کشد #علی_دودانگه

وقتی که پیش هیچ‌کسی خم نشد تنم آزادگی گذاشت مدالی به گردنم #علی_دودانگه

ما سَرو دِرو می‌کنیم و مرگ میدِرَویم. ما همه جوان می‌میریم. • سیاوش‌خوانی / بهرام بیضایی @letterssto

کاش این آه تا خدا برود

باهام حرف بزن کویرِ حرفاتم بیا و سنگاتو وا کن رو شیشه‌ی من ولی از آه بگو از اشتباه بگو بذار عبرت‌ها بشن کلیشه‌ی من نگو که سبز می‌شم که عمریه می‌زنه جوونه‌های امید تبر به ریشه‌ی من #علی_دودانگه

سفره‌دارِ این مسافرهای بی‌مقصد منم هر غمی که راه گم کرده‌ست شد مهمان من چند سالی می‌شود با پنجره هم‌صحبتم حرف‌ها دارد اگر لب وا کند گلدان من #علی_دودانگه

حرفی برای گفتن نیست. اگه این پیام رو می‌بینید، آرزوی سلامتی دارم.

سنگ بر دست و مار سر بر سنگ خیره‌رایی بود قیاس و درنگ #سعدی

امیدواری و باز دل دعا داری تو هم شبیه منی تو هم گنا داری

«چون شیشه‌ای شکسته پراکنده بر‌ روی ریگ‌های بیابان‌ها از من شکسته‌تر کسی آیا هست؟» • رضا براهنی @letterssto

- یک حرف، یک گلایه‌، تشر، آیه... یا کریم! یا صدهزار مرتبه گفتیّ و ما کریم؟! + یک آیه و دو آیه کفایت نمی‌کند شایسته است باز کتابی بیاوریم #علی_دودانگه @Alidodangeh

هر حسرتی که راه به جایی نمی‌برد در کوچهٔ فراق به من می‌شود دچار شادی طلاق دادهٔ صدسالهٔ من است با او مرا چه نسبت و او را به من چه‌ کار؟
#الفتی
از شاعران یزدی که معاصر وحشی بافقی بوده و در جوانی به هند رفته.(قرن ۱۰)

آرزو در دل ما بر سر هم ریخته است #صائب

به خاک افتادم از بلندیِ نظرم بلند کرد مرا غم، غمت شده پدرم! که‌ای؟ جواب سوالم که دست بر دهنی که‌ام؟ سوال بزرگی که دست بر کمرم نرفت هیچ کلامی میان ما، اما هزار حرف و حدیث از تو مانده پشت سرم از آن زمان که سرِ راه من نمی‌آیی زمانِ رد شدن از کوچه سربه‌راه‌ترم کجاست خانه‌ی تو؟ هر کجا چراغی بود به جست‌وجوی تو رفتم هنوز دربه‌درم ز چارسو به درِ بسته خورده‌ام همه عمر دعای خسته‌دلان در حوالیِ سحرم برای تو خبرم را بیاورند ای کاش که از تو باخبرند و من از تو بی‌خبرم ز پافشاریِ خود دست برنمی‌دارم هنر اگر که فراموشی است، بی‌هنرم برای اینکه به خود زخم تازه‌ای بزنم ز کوچه‌های قدیمی دوباره می‌گذرم #علی_دودانگه @Alidodangeh

آهای عاشقِ من! وقتی به من می‌رسی اسم منو رد کن -دلم پیش اونه- دلش برام رفته... آهای اشک! برو راه اونو سد کن -هنوز جوونه-

به یار ما نتوان یافت شهریارا عیب جز این‌قَدَر که فراموش می‌کند ما را #شهریار