راٰن
رفتن به کانال در Telegram
هرچه لطیفتر، پنهانتر اما قوت و نفوذش بیشتر - @reyhanehinjastbot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
471
مشترکین
+224 ساعت
+387 روز
+4330 روز
آرشیو پست ها
471
آه، کاش من دو نفر بودم. یکی حرف میزد و یکی دیگر گوش میداد، یکی زندگی میکرد و آن یکی به تماشای او مینشست. چه خوب میتوانستم خودم را دوست داشته باشم! دیگر به هیچکس غبطه نمیخوردم.
- همه میمیرند ' سیمون دوبوار
471
«ایوب» یوزف روت را دوست عزیزی به من هدیه داده. چیزی دربارهاش نگفت، من هم نپرسیدم. به سلیقهاش اعتماد دارم. حالا یکسوم کتاب را خواندهام و فکرم پیش مندل سینگر و منوحیم مانده. مدام به رنج فکر میکنم. به اینکه آدمی مگر چقدر اختیار دارد در آنچه بر سرش میآید؟ چرا یکی باید از همان آغاز زندگی رنجی را به دوش بکشد که دیگری حتی تصورش را هم نمیتواند بکند؟ میدانم که رنجها یکسان نیستند و نابرابریشان لزوماً به معنای بیعدالتی نیست. اما این دانستن چیزی از سماجت پرسشم کم نمیکند. خدا چرا چنین میکند؟
از کتابهایی که ایمانم را به زحمت میاندازند عجیب لذت میبرم. ایمانم را از من نمیگیرند، اما نمیگذارند با پاسخهای آشنای همیشگی آسوده بمانم. وادارم میکنند دوباره فکر کنم، گاهی حتی به چیزهایی که گمان میکردم تکلیفم با آنها روشن است. «ایوب» تا همینجا چنین کتابی بوده. روایت روت را هم دوست دارم؛ آرام پیش میرود و در عوض ذهن مرا آرام نمیگذارد. خوشحالم که هفته سوم مهر را با مندل سینگر میگذرانم و هنوز نمیدانم با اینهمه پرسش چه کنم.
471
تا وقتی بخاطر راضی کردن یه پیرمرد برای مصاحبه مجبور نشده بودم گریه کنم سختی کار پژوهشی رو درک نکرده بودم.
471
چگونه میتوان در کنیسه ایستاد و آیاتی را خواند که میگویند ویرانی یک جان، ویرانی تمام جهان است، در حالی که در چند فرسنگی ما، شهری زیر خروارها خاکستر دفن میشود و صدای نالهها به گوش آسمان میرسد؟
اگر ایمان نتواند چشم انسان را به روی خون بیگناهان باز کند، آن ایمان بدل به پوششی برای انکار حقیقت شده است.
- پیتر باینارت ' یهودیبودن پس از ویرانی غزه | ترجمهٔ محمد نصیری
471
تفاوت انسان با سنگ در این است که سنگ فرسوده میشود و حس نمیکند؛ اما انسان فرسوده میشود و با تکتک سلولهایش این فرسایش و تهی شدن را تماشا میکند.
- تنفس در هوای تازه ' جورج اورول
471
گذشته چیز غریبی است؛ همیشه با شماست و هرگز رهایتان نمیکند. گذشته به سوی شما نمیآید، این شمایید که به طرف گذشته کشیده میشوید؛ با یک بو، یک صدا، یا یک خاطره دور.
- تنفس در هوای تازه ' جورج اورول
