ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

راٰن

راٰن

الذهاب إلى القناة على Telegram

هرچه‌ لطیف‌تر، پنهان‌تر اما قوت و نفوذش بیشتر - @reyhanehinjastbot

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
471
المشتركون
+224 ساعات
+387 أيام
+4330 أيام
أرشيف المشاركات
آه، کاش من دو نفر بودم. یکی حرف می‌زد و یکی دیگر گوش می‌داد، یکی زندگی می‌کرد و آن یکی به تماشای او می‌نشست. چه خوب می‌توانستم خودم را دوست داشته باشم! دیگر به هیچکس غبطه نمی‌خوردم.
- همه می‌میرند ' سیمون دوبوار

شب؛
شب؛

photo content

«ایوب» یوزف روت را دوست عزیزی به من هدیه داده. چیزی درباره‌اش نگفت، من هم نپرسیدم. به سلیقه‌اش اعتماد دارم. حالا یک‌سوم کتاب را خوانده‌ام و فکرم پیش مندل سینگر و منوحیم مانده. مدام به رنج فکر می‌کنم. به اینکه آدمی مگر چقدر اختیار دارد در آنچه بر سرش می‌آید؟ چرا یکی باید از همان آغاز زندگی رنجی را به دوش بکشد که دیگری حتی تصورش را هم نمی‌تواند بکند؟ می‌دانم که رنج‌ها یکسان نیستند و نابرابری‌شان لزوماً به معنای بی‌عدالتی نیست. اما این دانستن چیزی از سماجت پرسشم کم نمی‌کند. خدا چرا چنین می‌کند؟ از کتاب‌هایی که ایمانم را به زحمت می‌اندازند عجیب لذت می‌برم. ایمانم را از من نمی‌گیرند، اما نمی‌گذارند با پاسخ‌های آشنای همیشگی آسوده بمانم. وادارم می‌کنند دوباره فکر کنم، گاهی حتی به چیزهایی که گمان می‌کردم تکلیفم با آن‌ها روشن است. «ایوب» تا همین‌جا چنین کتابی بوده. روایت روت را هم دوست دارم؛ آرام پیش می‌رود و در عوض ذهن مرا آرام نمی‌گذارد. خوشحالم که هفته سوم مهر را با مندل سینگر می‌گذرانم و هنوز نمی‌دانم با این‌همه پرسش چه کنم.

تا وقتی بخاطر راضی کردن یه پیرمرد برای مصاحبه مجبور نشده بودم گریه کنم سختی کار پژوهشی رو درک نکرده بودم.

photo content

photo content

چگونه می‌توان در کنیسه ایستاد و آیاتی را خواند که می‌گویند ویرانی یک جان، ویرانی تمام جهان است، در حالی که در چند فرسنگی ما، شهری زیر خروارها خاکستر دفن می‌شود و صدای ناله‌ها به گوش آسمان می‌رسد؟ اگر ایمان نتواند چشم انسان را به روی خون بی‌گناهان باز کند، آن ایمان بدل به پوششی برای انکار حقیقت شده است.
​- پیتر باینارت ' یهودی‌بودن پس از ویرانی غزه | ترجمهٔ محمد نصیری

🇵🇸
🇵🇸

این موزیک رو از شهرزاد گرفتم. واقعا زیباست.

تفاوت انسان با سنگ در این است که سنگ فرسوده می‌شود و حس نمی‌کند؛ اما انسان فرسوده می‌شود و با تک‌تک سلول‌هایش این فرسایش و تهی شدن را تماشا می‌کند.
- تنفس در هوای تازه ' جورج اورول

photo content

اون خیلی شبیه این شعره؛ پس براش توی دفترش نوشتمش.
اون خیلی شبیه این شعره؛ پس براش توی دفترش نوشتمش.

گذشته چیز غریبی است؛ همیشه با شماست و هرگز رهایتان نمی‌کند. گذشته به سوی شما نمی‌آید، این شمایید که به طرف گذشته کشیده می‌شوید؛ با یک بو، یک صدا، یا یک خاطره دور.
- تنفس در هوای تازه ' جورج اورول

photo content

1405070708.mp325.44 MB

شمشیرِ مست کرده همی رقص میکند تیغ عرب چرا عجمی رقص میکند؟!

قداره را به دور سرت هی تکان مده هی ذوالفقار را به عدویت نشان مده

ترسم که قطعه قطعه نمایی شکار را کمتر لعاب ده بدن ذوالفقار را

دشمن ز هیبت تو دگر پا نمی‌شود مشتت اگر گره بشود وا نمی‌شود