fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

هَسْتی‌ـشِناسی

هَسْتی‌ـشِناسی

رفتن به کانال در Telegram

جایی برای جست‌وجوی خویشتن💭 . . http://t.me/HidenChat_Bot?start=1822154589 ناشناس من . @hastishenasichallenge چالش ها 👆

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
298
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-530 روز
آرشیو پست ها
اگر علاقمند به شمع هستید حتما بهشون سر بزنید 😊✨🩷

سلام قشنگم امیدوارم حالت خوب باشه✨🩷 میشه لطفا از آنلاین شاپ شمع من حمایت کنی💞 https://t.me/venusscandle
سلام قشنگم امیدوارم حالت خوب باشه✨🩷 میشه لطفا از آنلاین شاپ شمع من حمایت کنی💞 https://t.me/venusscandle

اوکی پس بمونه ☺️

خیلی متن قشنگ و زیبایی هست بزارید بمونه ✨

بمونه تو چنل یا نه ؟

این پیامو فور کنید بیام کانالتونو ببینم و ی پست قشنگتونو فور کنم اینجا🤎

چه دیر دیدم اینو چقدر خوب نوشتی ✨

بنظرم جا واسه تصحیح زیاد داره ،فعلا بمونه فردا رسیدگی میکنم .

قشنگ شمایی(:

مرسی مهربون (((:

امشب دیگه ته بداهه نویسیم

چشم‌ها... می‌دانی، می‌گویند چشم‌ها دریچه‌ی روح‌اند. من هیچ‌وقت این را باور نمی‌کردم، تا روزی که چشم‌های تو را دیدم. زیرا من از چشم‌های تو، روح تو را لمس کردم. اولین بار همان‌جا بود؛ خیره به چشم‌هایت ایستادم. سخت بود. تمام بدنم در مقابل انعکاس چشم‌هایت بود. لرزیدم. با خودم فکر کردم: نه، هرگز سقوط نخواهم کرد. اما خیلی دیر شده بود. خیلی وقت بود سقوط کرده بودم. خیلی وقت بود از دست رفته بودم. درون چشم‌هایت غرق شده بودم. باید می‌پذیرفتم این شکست را. اما حالا فکر می‌کنم؛ چه شکستِ زیبایی. از آن دست شکست‌هایی که از پیروزی لذت‌بخش‌ترند. چشم‌های تو چه چیزی داشت؟ نمی‌دانم. اما هیچ‌گاه نتوانستم فراموشش کنم. چشم‌هایت... — هَسْتی‌ـشِناسی

نمیدونم خودم حس میکنم خیلی خوب نشد ...

اینم خیلی خوبه

@Heastii بانو یه ایده دارم برا نوشتن گفته بودی تو‌ چنلت بنظرم درباره چشم ها بنویس خودم دوست دارم بنویسم ولی خب چیزی تو مغزم نمیاد

@Heastii بانو یه ایده دارم برا نوشتن گفته بودی تو‌ چنلت بنظرم درباره چشم ها بنویس خودم دوست دارم بنویسم ولی خب چیزی تو مغزم نمیاد

دیروز در حال قدم زدن در خیابان بودم که ناگهان چشمم به شاخه‌ای در گوشه‌ی خیابان افتاد. طوفان دیشب باعث شده برگ‌های آن روی زمین بریزند و شاخه‌ها عریان شوند. ناگهان به خودم فکر کردم؛ گویی شاخه‌ها هم وقتی فصل سخت از راه می‌رسد، برگ‌های کهنه‌ی خود را رها می‌کنند. نه اینکه آن‌ها را دوست ندارند یا بی‌ارزش‌اند، بلکه چون زمانش فرارسیده است. اینک من هم دوست دارم مانند شاخه‌ها باشم؛ آنچه دیگر متعلق به من نیست را رها کنم، دل به دریا زنم و قلبم را برای آنچه می‌آید باز گذارم. — هَسْتی‌ـشِناسی

11:11

اوکی ،بریم ببینیم چی میشه