᯽حُب᯽
رفتن به کانال در Telegram
و روزی دیگر خواستنش را به یاد نمیآوری، اما همیشه بخشی از قلبت غمگین است، بیآنکه دلیلش را بدانی... برای روزهایی که نبودم.... من @Yass2223bot آرشیو حُب @arhob2223
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
541
مشترکین
-624 ساعت
-147 روز
+9730 روز
آرشیو پست ها
532
Repost from غِـبطـه
اگر دنبال چیزای خاص و متفاوتی، شاید این گوشه به دلت هم بشینه🤍
لیست اول . لیست دوم .
532
تا به حال دیدهای کسی بیآنکه چشمانش خیس شود، گریستهباشد؟ دیدهای چشمها حرف بزنند؟ بگویند: دارم میمیرم از اندوه! دارم تلف میشوم از درد، از نخواستن، از ظلمهای ناروای روا شده و فریادهای نزده و بغضهای نگریسته!
آههای از ته دل را دیدهای؟ آنها که آنقدر عمیقاند که یکلحظه حس میکنی نکند عرش خدا همین لحظه فرو بریزد و زمین دهان باز کند و تمام موجودات را در خویش ببلعد، اینقدر که سنگین است وسعت معصومیت و اندوه و دلشکستگی بعضی آدمها... اینقدر که نازک شده پوستِ طاقتِ بعضی آدمها... اینقدر که حق دارند و اینقدر که حق دارند و اینقدر که حق دارند بعضی آدمها...
-نوشته
532
تو قویترین جنگجوی داستانِ زندگیِ خودتی!با اینکه بارها زخمی شدی، بارها زمین خوردی، بارها طرد شدی، قضاوت شدی، ناامید شدی؛ ولی بازم دووم آوردی و داستانِ خودت رو ادامه دادی . . . حالا هر چقدر که سخت. و من، متاسفم اگه یه شبایی زور غم بیشتر از تو بود. متاسفم واسه همهی بی پناهیهایی که روی سرت آوار شد. متاسفم واسه حرفهایی که لایقشون نبودی، متاسفم اگه زندگی محکومت کرد به جنگیدن . . . و در مقابل؛ ازت ممنونم که با وجود همهی محدودیتها بازم به تلاشت ادامه دادی. ازت ممنونم که ریشهت رو گِره زدی به امید و خودت رو نباختی. ازت ممنونم که نویسندهی صبورِ زندگی خودت بودی!
ازت ممنونم دخترک صبورم:)
532
تو قویترین جنگجوی داستانِ زندگیِ خودتی!با اینکه بارها زخمی شدی، بارها زمین خوردی، بارها طرد شدی، قضاوت شدی، ناامید شدی؛ ولی بازم دووم آوردی و داستانِ خودت رو ادامه دادی . . . حالا هر چقدر که سخت. و من، متاسفم اگه یه شبایی زور غم بیشتر از تو بود. متاسفم واسه همهی بی پناهیهایی که روی سرت آوار شد. متاسفم واسه حرفهایی که لایقشون نبودی، متاسفم اگه زندگی محکومت کرد به جنگیدن . . . و در مقابل؛ ازت ممنونم که با وجود همهی محدودیتها بازم به تلاشت ادامه دادی. ازت ممنونم که ریشهت رو گِره زدی به امید و خودت رو نباختی. ازت ممنونم که نویسندهی صبورِ زندگی خودت بودی!
ازت ممنونم دخترک صبورم:)
532
در ظاهر روی پاهایم ایستادهام. گاهی میخندم و گاهی گریه میکنم. اما حقیقت این است که خسته هستم. میخواهم فرار کنم. میخواهم بروم و ناپدید شوم...
#فروغ_فرخزاد
532
میدانی غمگینترین حالت دوست داشتن کجاست؟
دوست داشتنِ زیادِ یک آدم و ناگهان دوست نداشتنش، مورد توجه زیاد قرار دادن و ناگهان رها کردنش!
تو انگار که آدمی را به اصرار ببری روی بلندی، زیباییِ ارتفاع را نشانش بدهی و به او اطمینان بدهی که محکم او را با طناب نگه داشتهای و او در نهایت باور و اعتمادش برگردد به عقب نگاه کند و ببیند نیستی و طنابش به هیچجا وصل نیست!!! حالتِ روحیِ وحشتناکیست. آدم از ترس، پاهایش سست میشود و هر لحظه احتمال دارد سقوط کند!
آدمها انتخاب نمیکنند که ما دوستشان داشتهباشیم اما با گذر زمان، به این دوست داشتن عادت میکنند و برای این دوست داشتن فضا باز میکنند و فقدان آن، حفرهای در جهانشان ایجاد میکند، پس ما در قبال این دوست داشتن، مسئولیم...
دردناک است زیاد دوست داشتهشوی و ناگهان دوست داشته نشوی. بیاختیار دنبال دلیل میگردی؛ -دیگر خوب نبودم؟ -نگاهم جذابیت قبل را نداشت؟ -خوب حرف نمیزدم؟ -چیزی گفتم که نباید میگفتم؟ -کاری کردم که نباید میکردم؟ -دیگر دوستداشتنی نبودم؟
بیرحمیست بدون اجازه برویم و جهان آرام آدمها را بههم بریزیم و برگردیم...
-نوشته
