᯽حُب᯽
رفتن به کانال در Telegram
و روزی دیگر خواستنش را به یاد نمیآوری، اما همیشه بخشی از قلبت غمگین است، بیآنکه دلیلش را بدانی... برای روزهایی که نبودم.... من @Yass2223bot آرشیو حُب @arhob2223
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
506
مشترکین
-1224 ساعت
-247 روز
+7630 روز
آرشیو پست ها
509
- بزرگ ترین خیانتی که؛
میتوانی در حق کسی کنی.
این است که او را ...
در یک امیدِ نشدنی و محال ...
حبس اش کنی،
و بگذاری انتظار بکشد...!
_ژانفرانسوا
509
بعضی روزها آدم نه غمگین است نه امیدوار؛ فقط حس میکند بودنش بیش از حد لازم ادامه پیدا کرده.
- فرانتس کافکا
509
گاهی سین کردن و جواب ندادن، بیاحترامی و بیاهمیتی و اینا نیست. گاهی میخونی، چندبارم میخونی، انقد فکر میکنی بهش، ولی واقعا نمیدونی چی باید بگی. حس میکنی هرچی بگی بدتر میشه...
509
دلخور از همگان مىنشست
و به ماه خيره میشد
مىدانست كه او نگاههاى تنها
را خيلى خوب مىشناسد....
509
امشب پل زدند
امشب راه آهن زدند
امشب دکل مخابراتی زدند
امشب فرودگاه زدند
امشب منطقه مسکونی زدند
کاش یه خبری یه چیزی بیاد دلمون رو آروم کنه...
دلم میخواد فردا حضرت آقا در مورد جنوب پیام بده💔
509
امشب یه بزرگی خیلی قشنگ میگفت:
اگر کسی دلتو شکست
قبل اینکه خودت متوجه شکستن دلت بشی
خدا متوجه میشه و نگاهت میکنه
توهم اون لحظه بدون اینکه چیزی به طرف مقابلت بگی فقط خدارو نگاه کن
خودش بداد دلت میرسه:)))
509
Repost from N/a
صداوسیما: ساکنان اهواز شدت انفجارها بالاست؛ از خانهها خارج نشوید و تو خونه بمونید!
خدای من... این چه جملهایست که آدم میخواند و دلش میریزد؟
یعنی شهری در آتشِ اضطراب باشد، صدای انفجار در کوچههایش بپیچد، مردم به دیوارهای خانه پناه ببرند، آنوقت هنوز هم میشود همهچیز را طوری خواند که انگار نه انگار فاجعهای بر سر این مردم آوار شده است.
درد فقط صدای انفجار نیست؛ درد این است که گاهی مصیبت را آنقدر بیرمق و بیحرارت بر زبان میآورند که انگار نه خانهای لرزیده، نه دلِ مادری فرو ریخته، نه کودکی از ترس به آغوش خانواده پناه برده است.
انگار بعضیها عادت کردهاند زخمِ جنوب را با لحنی بخوانند که نه بوی خون بدهد، نه طعمِ وحشت، نه سنگینیِ داغ.
اهواز مگر چند بار باید بلرزد تا بفهمند این فقط خبر نیست؛ لرزیدنِ دلِ یک شهر است.
مگر جنوب چقدر باید هزینه بدهد تا رنجش از قابِ واژههای سرد و خنثی بیرون بیاید و همانطور که هست دیده شود؟
چه تلخ است که گاهی خودِ مصیبت، یک زخم است و نحوهی روایتِ آن، زخمی دیگر.
و چه دردناکتر وقتی مردمی که زیر سایهی انفجار نفس میکشند، ببینند هنوز هم کسانی هستند که فاجعه را آنطور که باید، جدی، سوزناک و با تمام حقیقتش به زبان نمیآورند.
اهواز این روزها فقط یک شهر نیست؛ دلِ لرزانِ یک وطن است.
کاش پیش از آنکه صدای انفجارها به جاهای دیگر برسد، سنگینیِ این داغ به دلِ کسانی برسد که هنوز با واژههای سبک، از کنار این همه درد عبور میکنند...
