ar
Feedback
᯽حُب᯽

᯽حُب᯽

الذهاب إلى القناة على Telegram

و روزی دیگر خواستنش را به یاد نمی‌آوری، اما همیشه بخشی از قلبت غمگین است، بی‌آنکه دلیلش را بدانی... برای روزهایی که نبودم.... من @Yass2223bot آرشیو حُب @arhob2223

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
506
المشتركون
-1224 ساعات
-247 أيام
+7630 أيام
أرشيف المشاركات
گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم باز گویم که عیان است چه حاجت به بیانم؟

🍪☕️
+1
🍪☕️

بشکسته‌تر ازخویش ندیدم به همه عمر افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم
#رهبر_شهید

درد اگه شنیدنی بود

- بزرگ ترین خیانتی که؛ می‌توانی در حق کسی کنی. این است که او را ... در یک امیدِ نشدنی و محال ... حبس اش کنی، و بگذاری انتظار بکشد...!
_ژان‌فرانسوا

#نوشته_ها🖇
#نوشته_ها🖇

بعضی روزها آدم نه غمگین است نه امیدوار؛ فقط حس می‌کند بودنش بیش از حد لازم ادامه پیدا کرده.
- فرانتس کافکا

گاهی سین کردن و جواب ندادن، بی‌احترامی و بی‌اهمیتی و اینا نیست. گاهی می‌خونی، چندبارم می‌خونی، انقد فکر می‌کنی بهش، ولی واقعا نمی‌دونی چی باید بگی. حس می‌کنی هرچی بگی بدتر می‌شه...

دلخور از همگان مى‌نشست و به ماه خيره می‌شد مى‌دانست كه او نگاه‌هاى تنها را خيلى خوب مى‌شناسد....

امشب پل زدند امشب راه آهن زدند امشب دکل مخابراتی زدند امشب فرودگاه زدند امشب منطقه مسکونی زدند کاش یه خبری یه چیزی بیاد دلمون رو آروم کنه...
دلم میخواد فردا حضرت آقا در مورد جنوب پیام بده💔


امشب یه بزرگی خیلی قشنگ میگفت: اگر کسی دلتو شکست قبل اینکه خودت متوجه شکستن دلت بشی خدا متوجه میشه و نگاهت میکنه توهم اون لحظه بدون اینکه چیزی به طرف مقابلت بگی فقط خدارو نگاه کن خودش بداد دلت میرسه:)))

ولی کاش میشد آدما هوای دلای همدیگرو داشتن...

و بازهم...

برای سربازی که دیگر به خانه برنمیگردد... 💔

نامردا خوابیدن اما تو بیداری

#نوشته_ها🖇
#نوشته_ها🖇

شبی ک گریه دلم خواست شانه ام هستی ...🥲😔128

کودکان سرطانی آخه💔

Repost from N/a
صداوسیما: ساکنان اهواز شدت انفجارها بالاست؛ از خانه‌ها خارج نشوید و تو خونه بمونید! خدای من... این چه جمله‌ای‌ست که آدم می‌خواند و دلش می‌ریزد؟ یعنی شهری در آتشِ اضطراب باشد، صدای انفجار در کوچه‌هایش بپیچد، مردم به دیوارهای خانه پناه ببرند، آن‌وقت هنوز هم می‌شود همه‌چیز را طوری خواند که انگار نه انگار فاجعه‌ای بر سر این مردم آوار شده است. درد فقط صدای انفجار نیست؛ درد این است که گاهی مصیبت را آن‌قدر بی‌رمق و بی‌حرارت بر زبان می‌آورند که انگار نه خانه‌ای لرزیده، نه دلِ مادری فرو ریخته، نه کودکی از ترس به آغوش خانواده پناه برده است. انگار بعضی‌ها عادت کرده‌اند زخمِ جنوب را با لحنی بخوانند که نه بوی خون بدهد، نه طعمِ وحشت، نه سنگینیِ داغ. اهواز مگر چند بار باید بلرزد تا بفهمند این فقط خبر نیست؛ لرزیدنِ دلِ یک شهر است. مگر جنوب چقدر باید هزینه بدهد تا رنجش از قابِ واژه‌های سرد و خنثی بیرون بیاید و همان‌طور که هست دیده شود؟ چه تلخ است که گاهی خودِ مصیبت، یک زخم است و نحوه‌ی روایتِ آن، زخمی دیگر. و چه دردناک‌تر وقتی مردمی که زیر سایه‌ی انفجار نفس می‌کشند، ببینند هنوز هم کسانی هستند که فاجعه را آن‌طور که باید، جدی، سوزناک و با تمام حقیقتش به زبان نمی‌آورند. اهواز این روزها فقط یک شهر نیست؛ دلِ لرزانِ یک وطن است. کاش پیش از آنکه صدای انفجارها به جاهای دیگر برسد، سنگینیِ این داغ به دلِ کسانی برسد که هنوز با واژه‌های سبک، از کنار این همه درد عبور می‌کنند...

و اینبار مدرسه نه بیمارستان کودکان:) 💔