fa
Feedback
•/𝙈𝙮 𝙙𝙧𝙚𝙖𝙢/•

•/𝙈𝙮 𝙙𝙧𝙚𝙖𝙢/•

رفتن به کانال در Telegram

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎Start: 1404/05/19 End:?

نمایش بیشتر
إيران124 224دسته بندی مشخص نشده است
497
مشترکین
-224 ساعت
-447 روز
+1030 روز
تعداد پست‌ها

در حال بارگیری داده...

واکنش‌ها
نظرات
ستاره‌های تلگرام
بهترین پست‌ها بر اساس

در حال بارگیری داده...

تجزیه و تحلیل انتشار
پست ها
ديناميک بازديد ها
ری اکتاش بیشتر بشه؟🥲
12000برای مشاهده آمار وارد شوید
خیلی این عکسی ک گرفتمو دوست دارم...
37008برای مشاهده آمار وارد شوید
🎶‌
10000برای مشاهده آمار وارد شوید
اره خوندممممم فقط استارز کم داشتم نتونستم به اونم بدم 😭
14000برای مشاهده آمار وارد شوید
عزیزممم✨💕 میخواستم بنویسم منم همینطور ولی من راجبش خیلی حرف زدم😂
14000برای مشاهده آمار وارد شوید
تموم شددد مرسی ک شرکت کردیننن🌱
22000برای مشاهده آمار وارد شوید
به خاطر ی بنده خدایی منم عاشق قارچ شدم 😭😂🎀
23000برای مشاهده آمار وارد شوید
https://t.me/Hufflepuff_Witch https://t.me/hear_me07 https://t.me/my_Glauni
25100برای مشاهده آمار وارد شوید
+1
بدون متن...
24001برای مشاهده آمار وارد شوید
استارز باز نیست!
1000برای مشاهده آمار وارد شوید
او یک عدد توت فرنگی است
او یک عدد توت فرنگی است
21003برای مشاهده آمار وارد شوید
به خاطر ی بنده خدایی منم عاشق قارچ شدم 😭😂🎀
1000برای مشاهده آمار وارد شوید
mushroom🍄+2
mushroom🍄
24104برای مشاهده آمار وارد شوید
استارز باز نیست!
1000برای مشاهده آمار وارد شوید
آسمان، به رسم هرروزه‌اش، رنگ به خورشید باخت تا بتواند پذیرای ماه زیبایش باشد. پروانه در دشتی پر از گل، به دور معبود خویش که او را در گلی یافته بود می‌گشت و رسم بندگی را به جا می‌آورد. نسیم بهاری، با هر بوسه‌ای که بر شاخسارهای درختان می‌زد، آنان را به رقص طبیعت درمی‌آورد. شکوفه‌های گیلاس، با هر بار سقوطشان از درخت، زمین سیاه و زشت و گل‌آلود را می‌آراستند. همان‌جا، در کنار آن درخت گیلاس، با موهایی به رنگ میوه‌ی نخلی که بسیار دورتر از آن گوشه‌ی جهان می‌رویید، ایستاده بود؛ با لبخندی به زیبایی انعکاس ماه بر دریا برای تمام آخرین بارهایی که اتفاق می‌افتند. 6921.
24003برای مشاهده آمار وارد شوید
+1
بدون متن...
21001برای مشاهده آمار وارد شوید
استارز باز نیست!
1000برای مشاهده آمار وارد شوید
امشب اندیشیدم به چشمانش هنگامی که روی شانه ام می گریست و به خلا بی کران چشمان خودم در نگاه او؛ به موسیقی ای که درباره درد و سوهان روحم است و زمانی از برای عشق و نوای وجودم بود؛ به زمین گرم ایران و ماهی سرخی که در خشکی خونش جان داد؛ به سادگی خودم، حماقت خودم، به سالهایی که عزیزترین همدمانم ربات های بی‌جان بودند؛ به انسانیت پژمرده جهان به ظاهر سبزمان؛ امشب من هم بی تو گریستم.
21001برای مشاهده آمار وارد شوید
اینقد قشنگ بود نمیدونم‌چی بگم 🙂
23002برای مشاهده آمار وارد شوید
بدون متن...
20101برای مشاهده آمار وارد شوید