ar
Feedback
•/𝙈𝙮 𝙙𝙧𝙚𝙖𝙢/•

•/𝙈𝙮 𝙙𝙧𝙚𝙖𝙢/•

الذهاب إلى القناة على Telegram

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎Start: 1404/05/19 End:?

إظهار المزيد
إيران124 973الفئة غير محددة
535
المشتركون
+824 ساعات
+207 أيام
+4730 أيام
عدد المنشورات

جاري تحميل البيانات...

التفاعلات
التعليقات
نجوم تيليجرام
أفضل المنشورات حسب

جاري تحميل البيانات...

تحليل النشر
المشاركات
ديناميات المشاهدات
https://t.me/+AV9JxnsZildjMTE0 عزیزم نه فور بازه نه استارز
42002Loading...
خیلی قشنگن همه پستا😭🎀
42004Loading...
میخواهم بنویسم امّا نمیدانم از چه. میخواهم زبان بگشایم و سخن بگویم امّا نمیدانم از چه بگویم. میدانی، نمیدانم از کجا بگویم و از چگونگی حال این روزهایم. از حس سردرگمی که به سراغم می آید امّا آن را به مسیر دیگری هدایت میکنم، لیکن ساعاتی بعد از آن دوباره به سراغم می آید و سعی در کنار کشیدن من،از اهدافی که گفته ام و امید رسیدن به آنها را دارم،دارد. ـ اختر نوشته شده در دوم تیر سالِ سه
42001Loading...
+4
لا يوجد نص...
35001Loading...
🧡💙
🧡💙
38002Loading...
𓂃 𓂂 𓂅 collage𓆸+1
𓂃 𓂂 𓂅 collage𓆸
34000Loading...
ولی نمی‌دانم چرا مرگ ناز کرد؟ چرا نیامد؟ چرا نتوانستم بروم پی کارم آسوده بشوم؟ صادق هدایت
34000Loading...
استارز باز نیس
38011Loading...
بهترین مکان ، اتاق یه آرتیسته✨🌓 https://t.me/painting_with_Kania #زیبایی
بهترین مکان ، اتاق یه آرتیسته✨🌓 https://t.me/painting_with_Kania #زیبایی
37012Loading...
"‌خیالم راحت است که این فقط خواب و خیالی در ذهن خودم بوده و ضرری برای کسی جز خودم نداشته." غرور و تعصب
37000Loading...
هرچیزی که خوشحالتون میکنه پرایوت نگه دارین .
38001Loading...
She was a fairy🧚🏻‍♀️🎀+1
She was a fairy🧚🏻‍♀️🎀
41000Loading...
+1
لا يوجد نص...
38002Loading...
فنجانی چای بودم بر روی میز ؛ سرد و تلخ …و در نهایت با جمله‌ی «بگذارید برایتان عوضش کنم» به پایان رسیدم. شبتون بخیر🪷
28002Loading...
لا يوجد نص...
31010Loading...
somewhere between the trees and my thoughts.+1
somewhere between the trees and my thoughts.
28000Loading...
پس از سال‌ها، آینه‌ی خاک‌گرفته‌ی کنار انباری را بیرون می‌آورم؛ همان آینه‌ی قدیمی که سال‌هاست کسی سراغش را نگرفته. گردِ نشسته بر شیشه را با گوشه‌ی پیراهنم پاک می‌کنم و ناگهان، انگار درِ اتاقی از سال‌های دور باز می‌شود؛ دخترکی را می‌بینم که جلوی همین آینه موهایش را مرتب می‌کرد، لباس‌هایش را عوض می‌کرد، برای خودش می‌چرخید و بی‌دلیل می‌خندید. گاهی هم روبه‌روی آینه می‌ایستاد و مدت‌ها به چشم‌های خودش نگاه می‌کرد؛ چشم در چشمِ خودش. چقدر زود گذشت... دوباره دستمال را روی شیشه می‌کشم. یک بار، دوبار، آن‌قدر که دیگر اثری از غبار نمی‌ماند. اما تصویر من پیدا نمی‌شود. آینه تمیز است، اتاق روشن است، پنجره باز است، اما من... انگار سال‌هاست از قابِ خودم بیرون رفته‌ام. شاید آدم، یک روز صبح بیدار می‌شود و می‌بیند چیزی از خودش را جا گذاشته؛ نه می‌داند کجا، نه می‌داند چه وقت. فقط دیگر مثل سابق جلوی آینه نمی‌ایستد. دیگر برای خودش موهایش را مرتب نمی‌کند. دیگر آن‌قدر به چشم‌هایش خیره نمی‌شود. دیگر نمی‌پرسد: «امروز چطورم؟» فقط نگاهی کوتاه می‌اندازد و رد می‌شود. دوباره به آینه نگاه می‌کنم. دلم برای آن دختر تنگ شده؛ برای دختری که هنوز نمی‌دانست بعضی فصل‌ها قرار نیست زود تمام شوند. انگشت‌هایم را روی شیشه می‌گذارم، درست جایی که باید صورتم باشد. شاید اگر کمی بیشتر صبر کنم، برگردد. شاید هنوز جایی میان این همه سال، میان لباس‌های قدیمی، عکس‌های رنگ‌پریده و بوی خاکِ انباری، خودم را جا گذاشته باشم. آینه را آرام سر جایش می‌گذارم. این بار اما دوباره رویش پارچه نمی‌اندازم. می‌خواهم بماند. برای روزی که دوباره روبه‌رویش بایستم و کسی را که مدت‌هاست دنبالش می‌گردم، پیدا کنم. شاید آن روز، چشم‌هایم دوباره چشم‌های خودم را بشناسند. من ایمان دارم که روزی سبز میشوم... روزی دوباره تمام این اندوه ها تمام می‌شود... روزی دوباره میخندم و روزی بابت تمام این صبر ها از خودم تشکر میکنم. و من، بعد از تمام این سال‌ها، آرام به خودم بگویم: «بالاخره برگشتی.» مهسا.
32000Loading...
تو خونه‌ی منی؛ پس بدون، من هرچقدرم ازت دور بشم، بازم به خودت برمیگردم؛ چون درست وقتی که فکر میکردم به این دنیا و آدماش تعلقی ندارم، تو بودی که به حریم قلبم نزدیک شدی و تکه شکسته های قلبمو بوسیدی؛ وقتی فکر میکردم آخرین نفرِ هر آدمم بهم عشق دادی و گفتی دنیای تو منم؛ شک ندارم روحِ من و تو بهم گره خورده پس بذار زمونه هرچقدر میخواد کشش بده؛ قلب من تا همیشه برای آدم اَمنِش میمونه بهت قول میدم.
32000Loading...
لا يوجد نص...
33000Loading...
🦢🌑+7
🦢🌑
34001Loading...