fa
Feedback
مُطاٰب؛

مُطاٰب؛

رفتن به کانال در Telegram

از‌طُ‌چه‌پنهان...🪑 . ناشناس:https://t.me/HarfChatBot?start=b69839a40c1e

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
174
مشترکین
-124 ساعت
-117 روز
-3230 روز
آرشیو پست ها
چقدر من با اینجا غریبم

چه غباری...

یقیناً کل خیر...

ناز پروردِ تَنَعُّم نَبَرَد راه به دوست عاشقی شیوهٔ رندانِ بلاکش باشد؛

...🚶🏻‍♀
...🚶🏻‍♀

من‌مهاجرم؛ رویایی‌به‌رویای‌دیگر!

شبیه بغضِ نوزادی که ساعت‌هاست می‌گرید پر از حرفم کسی اما زبانم را نمی‌فهمد؛

می‌اندیشم به آرامش به خوابی خوش‌ درون خاک جهان ای بختک بی انتها! دست از سرم بردار؛

به هم شبیه به هم مبتلا به هم محتاج..

فکری برای وضع بد این گدا کنید باشد قبول من بدم اما دعا کنید؛ هر کار می‌کنم دلم احیا نمی‌شود قرآن به نیت من بیچاره واکنید؛ بی‌دردی‌ است دردِ من در به در شده بر درد عشق جان مرا مبتلا کنید؛ برگشته‌ام به سوی شما ایها العزیز در خیمه‌گاه خویش مرا نیز جا کنید؛ بی التفاتِ دوست تقلا چه فایده؟ قدری به دست و پا زدنم اعتنا کنید؛ در پشت خانه‌ تو نشستن مرا بس است اصلاً که گفته حاجت من را روا کنید؟!

او بدون چیزی زیباست...

غیـرت نگذارد که بگویم که مرا کشت! تا خلق ندانند که معشوقه چه نام است؛

آنکس که به جستجوی آزادی است... در اطراف خانه ی من آنکس که به دیوار فکر می کند،آزاد است! آنکس که به پنجره... غمگین! و آنکس که به جستجوی آزادی است، میان چاردیواری نشسته می ایستد... چند قدم راه می رود! نشسته... می ایستد چند قدم راه می رود! نشسته... می ایستد... چند قدم راه می رود! نشسته می ایستد... چند قدم راه می رود! نشسته... می ایستد چند قدم... حتی تو هم خسته شدی از این شعر حالا چه برسد به او که... نشسته می ایستد... نه!... افتاد!

زیباست کتریِ روی اجاق را روشن کنم به تو زنگ بزنم غرق صحبت باتو درباره هیچ های زیبای زندگی، حالا کتری روی اجاق به جوش آمده.. بگویم چای با عطر هل گذاشته ام ٫خودت را در کمال ناباوری برسانی٫ پشت تلفن بگویی در را باز کن پشت دری که تو در آن خانه باشی ایستادن سخت دشوار است؛...

و عشق جرم بزرگی‌ست؛احتیاط کنید! که مرتکب نشوید آنچه را«ابد» دارد؛

چایی تو لیوان شیشه‌ای چایی‌تره...

مادر بزرگم میگه: "خدا بدون احوال‌ پُرست نذاره" ازش می‌پرسم حالا چرا این دعا؟ میگه:نمی‌دونی چقدر قشنگه که یکی توی سرشلوغی‌های روزانه‌ش به یادت باشه و با یه احوال‌پرسی ساده هم حال خودشو خوب کنه،هم حال تورو...

چراغ‌های کوچه را شکسته‌اند زورشان به صبح که نمی‌رسد درخت‌های قد کشیده را سر زدند زورشان به جوانه که نمی‌رسد زمستان است زمستان است، قبول زورشان به بهار که نمی‌رسد؛...

خمرو‌خمار‌من،باغ‌و‌بهار من خواب‌و‌قرار من بی‌تو‌به‌سر‌نمی‌شود؛

هر چه می‌آیم به سمتت دورتر می‌ایستی پاره کن تسبیح ِبسم‌الله را جن نیستم؛