مُطاٰب؛
رفتن به کانال در Telegram
ازطُچهپنهان...🪑 . ناشناس:https://t.me/HarfChatBot?start=b69839a40c1e
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
174
مشترکین
-124 ساعت
-117 روز
-3230 روز
آرشیو پست ها
174
فکری برای وضع بد این گدا کنید
باشد قبول من بدم اما دعا کنید؛
هر کار میکنم دلم احیا نمیشود
قرآن به نیت من بیچاره واکنید؛
بیدردی است دردِ من در به در شده
بر درد عشق جان مرا مبتلا کنید؛
برگشتهام به سوی شما ایها العزیز
در خیمهگاه خویش مرا نیز جا کنید؛
بی التفاتِ دوست تقلا چه فایده؟
قدری به دست و پا زدنم اعتنا کنید؛
در پشت خانه تو نشستن مرا بس است
اصلاً که گفته حاجت من را روا کنید؟!
174
آنکس که به جستجوی آزادی است...
در اطراف خانه ی من
آنکس که به دیوار فکر می کند،آزاد است!
آنکس که به پنجره... غمگین!
و آنکس که به جستجوی آزادی است،
میان چاردیواری نشسته
می ایستد... چند قدم راه می رود!
نشسته... می ایستد
چند قدم راه می رود!
نشسته... می ایستد... چند قدم راه می رود!
نشسته
می ایستد... چند قدم راه می رود!
نشسته... می ایستد
چند قدم...
حتی تو هم خسته شدی از این شعر
حالا چه برسد به او که...
نشسته
می ایستد...
نه!...
افتاد!
174
زیباست
کتریِ روی اجاق را روشن کنم
به تو زنگ بزنم
غرق صحبت باتو درباره هیچ های زیبای زندگی،
حالا کتری روی اجاق به جوش آمده..
بگویم چای با عطر هل گذاشته ام
٫خودت را در کمال ناباوری برسانی٫
پشت تلفن بگویی در را باز کن پشت دری که تو در آن خانه باشی ایستادن سخت دشوار است؛...
174
مادر بزرگم میگه:
"خدا بدون احوال پُرست نذاره"
ازش میپرسم حالا چرا این دعا؟
میگه:نمیدونی چقدر قشنگه که یکی توی سرشلوغیهای روزانهش به یادت باشه و با یه احوالپرسی ساده هم حال خودشو خوب کنه،هم حال تورو...
174
چراغهای کوچه را شکستهاند
زورشان به صبح که نمیرسد
درختهای قد کشیده را سر زدند
زورشان به جوانه که نمیرسد
زمستان است
زمستان است، قبول
زورشان به بهار که نمیرسد؛...
