fa
Feedback
مُطاٰب؛

مُطاٰب؛

رفتن به کانال در Telegram

از‌طُ‌چه‌پنهان...🪑 . ناشناس:https://t.me/HarfChatBot?start=b69839a40c1e

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
174
مشترکین
-124 ساعت
-117 روز
-3230 روز
آرشیو پست ها
دل پاک نشدروزه ی بسیار چه سود؟ بی عشق بی خلق نماز و اذکار چه سود؟

گفته ای باور نداری عشق این ناچیز را می پذیرم این دروغ مصلحت آمیز را؛ خوب می دانم تو هم در اشتیاق افتاده ای باز کن بند حیا را، دامن پرهیز را؛ طعم شیرین نگاهت برده است از خاطرم تلخی انگورهای پخته ی ترشیز را؛ تازه می خواهم پس از این نوبهار من شوی پس مخواه از من که بی تو سر کنم پاییز را؛ تیزتر کن تا ببینی دل بریدن ساده نیست چشم هایت را همان الماس های تیز را؛ تا قیامت صبر خواهم کرد نه!اصلا خودم زود بر پا می کنم آن روز رستاخیز را؛ خاک پایت می شوم دیگر چه می خواهی عزیز؟ هر چه می خواهی بکار این خاک حاصلخیز را؛

من از هیچ آدمی نگاه نمیخوام؛...

دلدار جان! لطفاً در تعیین زمان آمدنتان دست و دلبازی به خرج ندهید! می‌دانید که من دیر آمدن‌هایتان را تاب نمی‌آورم؛ می‌دانید، قطعاً می‌دانید که همین حالا هم اگر پا به‌ پای نیامدن‌ هایتان راه آمدم فقط به امید قدم‌ هایی است که قرار است با آمدن‌ هایتان ،دونفره زیر باران برداریم؛...

نیاز به کلمه دارم؛ کلمه‌ای که مرا از روی زمین بردارد...

...
...

سر تو در سر من جنگ شده میفهمی...

میگفت‌گاهی‌انقدرمیکشم‌کنار ومیرم‌تو‌خودم‌، که‌دیگه‌یادم‌میره‌چجوری‌باآدماارتباط‌بگیرم؛ حتی‌باعزیز‌ترین‌هام.. انگاردیگه‌وصله‌ی‌ناجورم‌وجفتِ‌خودم!

؛...
؛...

صفائی بود دیشب با خیالت خلوت ما را ولی من باز پنهانی ترا هم "آرزو" کردم؛

-بغلـم‌کن!محکم.. همون‌قدر‌که‌دوستم‌داری +اون‌‌قدر‌ زور‌ندارم که...

ای‌که با یک سنگِ کوچک،خاطرت گِل می‌شود مشکل از اَطفالِ شیطان نیست،دریا نیستی؛

حقیقتا سپرده ام به نجف تا علی(ع) چه حکم کند...

فکر اینکه در میهمانی خدا با تو هم سفره ام چقدر زیباست...

کار طالب آنست که در خود جز عشق نطلبد. وجود عاشق از عشق است؛بی عشق چگونه زندگانی کند؟!حیات از عشق میشناس و ممات بی عشق مییاب: روزی دو که اندرین جهانم زنده شرمم بادا اگر بجانم زنده؛ آن لحظه شوم زنده که پیشت میرم و آن دم میرم که بی تو مانم زنده؛

تنها تو را دارم که زنگ در خانه‌ات را بزنم بگویم: من مرده ام مرگ حوصله سر بر است راهم میدهی؛...

گنجشک های شهر دیگر حوالی آدم ها نمی پرند از وقتی جای درخت ها مجسمه هایی کاشتند که بوی هیچ فصلی را ندارد؛...

نیازمندِ #تو ام گر هزار ناز کنی...

باغیست چو نوبهار از رنگ خزان عیشی که به عمرها توان گفت از آن؛ یاران همه انگشت زنان گرد رزان من در غم تو نشسته انگشت‌گزان؛

خدا تمام شهر را به سکوت دعوت کرده است...