fa
Feedback
مَه༻

مَه༻

رفتن به کانال در Telegram

من “آبی”میمانم.؛ 𓆜 𓆝 𓆞 𓆟 t.me/HidenChat_Bot?start=1745206002 صدای تو خوب است بگو برایمان دو چای بیاورند

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
416
مشترکین
-224 ساعت
-67 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
‎⁨مهدی_یراحی_–_به_جای_او_به_قلب_من_بزن_⁩.mp31.94 MB

photo content

۱۸و ۱۹✌🏻

فردا ۱۹ بهمنه یک ماه گذشت کاری کردن که نفهمیدیم چطور گذشت حتی یادمون نمیاد داشتیم قبلش چطور زندگی میکردیم خیلی از بچه هایی که نیستن ماه پیش این موقع توی جاشون بودن پیش مامان باباهاشون بودن کنار خانواده کنار خواهر برادر کنار رفیقاشون عشقشون زنشون بچشون بعضیاشون از سر ذوق فردا میخندیدن خیلیا هیجان اضطراب داشتن که تهش چی قراره بشه آزاد میشیم یا نه امید داشتن کلی آرزو کلی حس زندگی مثل همیشه شب بخیر گفتن خوابیدن برای آخرین بار صبحانه خوردن برای آخرین بار به چشم پدر و مادر خواهر برادر و زن بچه عشقشون رفیقاشون و…. نگاه کردن برای آخرین بار بغل گرم نرم خانواده هاشون داشتن برای آخرین بار و برای آخرین بار با صدای بلند برای آزادی فریاد زدن جنگیدن و با صدای شلیکی دیگه نه شب بخیر گفتن نه خندیدن نه صبحانه خوردن نه نگاه به چشم خانوادشون کردن نه بغل گرم نرم داشتن فقط خوابیدند و دیگه برنگشتند. این نوشته همیشه از من بمونه به یاد قهرمانان ایرانمون خواهر و برادرای من (ما) یادشون گرامی به امید آزادی✌🏻💚🤍🩸

photo content

‎⁨گوگوش – دو پنجره⁩.mp33.88 MB

دورت بگردم😭

شدیدا ناز و شاهکاره

بلههه

سارا ویدیو برا خودته؟:)

پیام ویدیو00:10

فردا هجدهم بهمن است. یک ماه پیش از فردا، هزاران نفر، بی آن‌که بدانند، برای آخرین بار از خواب بیدار شدند، برای آخرین بار صبحانه خوردند، برای آخرین بار مادر خود را بوسیدند، برای آخرین بار با عزیزان خود حرف زدند، برای آخرین بار کار کردند، برای آخرین بار آهنگ گوش دادند، برای آخرین بار رویا بافتند، برای آخرین بار لباسی را پوشیدند، برای آخرین بار به پدر خود نگاه کردند، برای آخرین بار خندیدند، برای آخرین بار بند کفش‌های خود را بستند، برای آخرین بار گفتند:«نگران نباشید، مواظبم»، برای آخرین بار از در خانه بیرون رفتند، برای آخرین بار، مثل همیشه شجاع و شریف ماندند، برای آخرین بار به آسمان نگاه کردند، برای آخرین بار عاشق ایران بودند، برای آخرین بار امید داشتند، برای آخرین بار ترسیدند اما پا پس نکشیدند، برای آخرین بار کمک کردند، برای آخرین بار کمک خواستند و برای آخرین بار زیستند؛ و دیگر هیچ‌وقت بازنگشتند.

تو اتاقم دارم از تنهایی آتیش میگیرم~

+2
«آهنگ هایی که سمااسماعیلی درست می‌کرده»

‎⁨بانو_عهدیه_و_آقای_عارف_–_در_پایان_از_خدا_میخوام_⁩.mp31.19 MB

photo content

سلام نارنگیا

‏با شیخ از شراب حکایت مکن که شیخ ‏تا خون خلق هست ننوشد شراب‌را ‏«شهریار»

کاش می شد همه رو گذاشت

انقدر زیادن نمی‌دونم چند تا باید بزارم بمیرم براشون