fa
Feedback
شطحیات؛

شطحیات؛

رفتن به کانال در Telegram

@m_hosein_g1 مرا دردیست اندر دل که گر گویم زبان سوزد و گر پنهان کنم، ترسم که مغز استخوان سوزد! . صرفا اشتراک هرچی که نشان از دل و دلدار داره...

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
137
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
+230 روز
آرشیو پست ها
موگویی/عراقچیcore:

از جمعه‌ای که گذشت تا همین الان دوبار قرار شده برم اربعین و دوبار لغو شده... دارم دیوونه می‌شم دیگه. خوف و رجای بین رفتن و نرفتن واقعا سخته...

امان امان...
امان امان...

بنازم.

به قول حاج محمد آقای سهرابی؛ اصلا کسی برای ثوابش نمیره نجف، زشته شیعه امیرالمومنین علیه‌السلام بره نجف بگه برای ثواب میرم. ما میریم که پوزه بمالیم در خونه امیرالمومنین علیه‌السلام و خودمون رو نشون بدیم که آقای ما یه التفاتی به نوکراش داشته باشه؛ « استخوانی بده تا کلب درت رام شود » ما میریم نجف که قلبمون آروم بگیره، میریم که صدیقه طاهره سلام‌الله‌علیها از ما راضی بشه، کی برای ثوابش رفتیم زیارت؟ دامن عصمتم از گرد عبادت پاک است نشود بنده‌ی حیدر به ثواب آلوده

-

تنها دلیلی که به عملیات انتحاری علیه رؤسای سه قوه رو نمیارم.

بازم مذاکره... تو این آتش بس کاذب جدید، دولت قیمت بنزین رو می‌بره بالا و باز قراره ما تندروها و وحدت‌شکن‌ها بریم و اغتشاشات و اعتراضات حاصل از تصمیمات دولت رو جمع کنیم. بی‌نظیره.

برای چندمین بار بهم ثابت شد که چه‌قدر نفْس این مرد، تربیت‌یافته است! خدا نگهت داره. سال‌هاست که به‌شدّت روی رفتار نسل‌های مختلف مدّاح‌ها متمرکزم و گواهی می‌دم بین مدّاح‌ها شخصی رو به اندازهٔ آقای رسولی که سیزده‌چهارده‌ساله می‌شناسم‌اش، انسان، مهذّب‌النفس، خاکی، بی‌ریا، فهمیده و باسواد ندیدم. صرفاً جهت اینکه یک‌کم بیشتر با ایشون که مایهٔ افتخار جامعهٔ حزب‌اللّٰهی‌ان آشنا بشید، این داستان رو که با چشم خودم دیدم، تعریف می‌کنم: سال ۹۶ که کرمانشاه زلزله اومده بود، بعد از اینکه رهبر شهید فرمودن: «از همهٔ کسانی که می‌توانند به‌نحوی در سبک‌کردن بار مصیبت و جبران خسارت مؤثر باشند درخواست می‌کنم که به یاری آسیب‌دیدگان بشتابند..»، ده‌نفر از رفقا جمع شدیم و رفتیم کرمانشاه. یه تیم از مدّاح‌ها هم اومده بودن اونجا (از بینشون فقط اسم آقای رسولی، مطیعی و بیوکافی یادم مونده) و می‌رفتن بین مردم و باهاشون حرف می‌زدن و ازشون فیلم‌برداری هم می‌شد. ما هم می‌رفتیم تو روستاها برای توزیع موادّ غذایی و چادر اسکان و دارو. آقای رسولی معمولاً صبح‌های زود که هنوز کار تیم رسانه و فیلم‌برداری شروع نشده بود، با ما سوار ماشین می‌شد و از قصرشیرین می‌اومد داخل روستاهای منطقهٔ سرپل‌ذهاب. من همراهی مداح‌ و شخصیّت‌های شناخته‌‌شده با این حرکت‌های جهادی رو زیاد دیدم، اما معمولاً افرادی در این سطح، وقتی شرکت می‌کنن، بیشتر یا کار رو مدیریّت می‌کنن یا در حدّ تبرّک کار انجام می‌دن، اما این مرد از شدّت تواضعش، از بچه‌های تیم ما که بسیجی‌های ۲۰ ـ ۱۹ ساله بودن دستور می‌گرفت و بار جابه‌جا می‌کرد و ارزاق توزیع می‌کرد، بدون اینکه اجازه بده کسی بشناسدش. من اون‌جا فهمیدم این مرد خیلی جلوعه تو این‌جور مسائل و الحمدللّٰه گرفتار چیزای پیش‌پاافتاده‌ای که مع‌الأسف تعداد زیادی از مدّاح‌ها باهاش درگیرن، نیست.

آره خلاصه.
آره خلاصه.

باز ایام اربعین رسید و اینستا پر شد از لجن‌بازی این حجاب‌استایل‌ها تو کربلا و نجف. خدا ریشه‌تونو بسوزونه و نابود کنه ملاعین.

Repost from "جنگلی🎒"
-تشییع القلوب حبیب صادقی
-تشییع القلوب حبیب صادقی

ز بیمِ فتنهٔ شادی چو کودکان همه عمر غمت گرفته در آغوش و در کنار، مرا - صائب

ای کاش این سلبریتیایی که خودشونو شاگرد و عزادار اکبر عبدی می‌دونن، تو تمام ابعاد زندگیشون مثل اکبر عبدی می‌شدن.

Repost from عارفانه
سخنان مرحوم اکبر عبدی درباره حضور در جلسات سالک مجذوب میرزا اسماعیل دولابی @Arefane

کتاب تراز.

هیچ عذابی برای یک مرد بالاتر از بازارگردی نیست.

ای آنکه ز شوقت جگر خلق کباب است گر نیم نظر لطف کنی عین ثواب است... - معنی