fa
Feedback
شطحیات؛

شطحیات؛

رفتن به کانال در Telegram

@m_hosein_g1 مرا دردیست اندر دل که گر گویم زبان سوزد و گر پنهان کنم، ترسم که مغز استخوان سوزد! . صرفا اشتراک هرچی که نشان از دل و دلدار داره...

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
137
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
+230 روز
آرشیو پست ها
پادکست دل خراباتی ۴۹.mp38.76 MB

گر سلامم را نمی‌گویی علیک در جواب بنده دشنامی بگو...

واسه رسیدن به کربلا به خاک و خون می‌کشیم خودمونو، تحمل گرما و اینا که سهله.

Repost from مَأمول
آخرین حرف همین است، زَمینی نشوید.
آخرین حرف همین است، زَمینی نشوید.

گفت با این‌همه گرما و جنگ می‌خوای‌ بری کربلا؟ جهنمه واقعا. گفتم جهنم یعنی دوری از نجف و کربلا... از ۹ اسفند تا حالا به امید اینکه برم کربلا زنده موندم مشتی.

برم برای بار هزارم اخراجی‌ها رو ببینم.

اکبر عبدی فوت کرد

اوه

-

-

زین آتش نهفته که در سینه من است خورشید شعله‌ای است که در آسمان گرفت - حافظ

لامصب مرور خاطرات چه قدرتی داره که بعصاً می‌تونه آدم رو از پا در بیاره...

برای دهمین بار پلی شد

Repost from زخم کاری.
از همه جا رونده نمی‌خوای؟ زائر جامونده نمی‌خوای؟

Repost from N/a
چرا نمی‌نویسم؟ چون داستان دیگر از نوشتن گذشته. وضعیت این شکلی است که موشک‌ آمریکایی بچه‌‌ای را کشته و حالا مادرش ضمن تبرئه‌ی آمریکا، جمهوری اسلامی را مقصر کشته شدن فرزندش می‌داند. یعنی از بغض جمهوری اسلامی حاضر نیست از عشق به قاتل بچه‌اش دست بکشد. این تصویر بخشی از جامعه‌ی ماست. جامعه ایران، از این بیماران روانی کم ندارد. یک مشت کودنِ بی‌فهم و شعورِ پرمدعای عربده‌کشِ همیشه طلبکار که تصمیمشان را برای نفهمیدن گرفته‌اند. این جامعه کارش با نوشتن پیش نمی‌رود.‌ این جامعه تحلیل و نقد و فکر کردن به کارش نمی‌آید. این جامعه قبل از هر چیز باید تمیز شود. تسویه شود.‌ پاکسازی شود. آن هم نه از سر ناچاری. نه چیزی شبیه دی‌ماه پارسال. تسویه‌ باید فکر شده باشد. باید برنامه‌ریزی شده باشد. باید در باب «حق حیات»، تجدیدنظرهای جدی کرد. خیلی جدی این روزها دارم ارزش زندگی آدم‌ها را روی چرتکه می‌اندازم. و راستش نتیجه‌ی این فکر کردن‌ها این است که برای سلامت جامعه، سلب حق حیات از گروهی از افراد، عین عدالت است. چرا باید اجازه داد حق حیاتِ یک زامبی که از ترامپ کمک می‌خواهد و با بمباران هلهله می‌کند، حیات جمعیِ ایرانیان را تحت تاثیر قرار بدهد. حتما جمع بر فرد ارجحیت دارد. تازه دارم مساله‌ی ذهنی هیتلر را می‌فهمم. هیتلر - فارغ از اینکه قضاوتش چقدر درباره یهودی‌ها درست بود - به این نقطه رسیده بود که خیر جمعی آلمانی‌ها با بیماری درمان ناپذیر یهود، جمع‌نشدنی است. و طبیعتا خیر جمعی اولویت دارد بر امیال آن اقلیت. حس میکنم ما هم در همان موقعیتیم. و صد البته هزاران بار محق‌تر از هیتلر. هیتلر رقص یهودی‌ها بر پیکر تکه‌تکه‌شده‌ی کودکان آلمانی را ندید. ما رقص و پایکوبی زامبی‌ها بر پیکر بچه‌های میناب را دیدیم. باید فکر راه حل باشیم. ایران با وجود این مزاحم‌ها، نجات نخواهد یافت. راه نجات اکثریت جامعه ایران، باز شدن مسیر برای سلب حق حیات از زامبی‌هاست. - کانال نانوشته‌ها

اصلا خوش به حال اونی که رسید گنبدت رو دید...

Repost from شطحیات؛
Untitled 1.mp34.00 MB