fa
Feedback
بابونه

بابونه

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
256
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+1530 روز
آرشیو پست ها
عهد و عطاى حاكمان حندان نپابد از مهر مردم تن مزن! كفتم، شنفتى؟ اشك روان سايه پيك مهر بانيست از ديده افتادى ولى از دل نرفتى #ابتهاج

تو خضرِ واقف از غیبی و من موسی بی‌صبرم چه دشوار است از کار تو ای دل سردرآوردن! - فاضل نظری

یعنی چی واقعاً نمیفهمم یک انسان به خصوص یک مسلمان چطور به خود اجازه بی احترامی در مقابل دین و خداوند را می‌دهد ، عقیده و ایمان هر کس مربوط خودش اما در هر دین و مذهبی هستیم ادب و احترام در مقابل حضرت پروردگار را باید در نظر بگیرم ، در هر شرایط نه اینکه با اندک ترین فشار و شرایط سخت زبان بر کفر گویی باز کنیم و در نوشته های بی سروپا به خدا سرِ گله و شکایت باز کنیم آن هم به نوع بی ادبی اش.

از آدم‌های که با خواندن یکی دو کتاب روشنفکر جلوه می‌کنند و نظر شان در مورد خداوند تغییر می‌کند حتی در نوشته های شان ادب و احترام رب را در نظر نمیگیرند سخت متنفر هستم.

بوی بهار و نو شدن..🌿 #زیارت ناجو #بغلان
بوی بهار و نو شدن..🌿 #زیارت ناجو #بغلان

#بغلان #سرک شرکت
#بغلان #سرک شرکت

#پلخمری #اَبکه
#پلخمری #اَبکه

سالِ قبل و از همین روزهای سال🌿
سالِ قبل و از همین روزهای سال🌿

بعد از سلام عوام میپسندید که جایِ آدم معروف ها سیاست مدار ها و یا دکتر، مهندس ها باشند... اما این حقیر.. دلش می خواهد جایِ کسی باشد که شما ؛ عزیزم صدایش می زنید! وسلام

به حرف‌هایی فکر می‌کنم که هزار سال است می‌خواستم به تو بگویم اما نگفتم. به حرف‌هایی فکر می‌کنم که هزار سال است می‌خواستم به من بگویی اما نگفتی. به حرف‌های کال تو فکر می‌کنم که کاش نمی‌گفتی اما گفتی. به حرف‌های رسیده‌ی خودم فکر می‌کنم که کاش می‌گفتم اما نگفتم. به شب فکر می‌کنم که آدم را مجبور می‌کند رقیق شود و چیزهایی را بنویسد که نباید بنویسد. به شب فکر می‌کنم که آدم را مجبور می‌کند سنگ‌دل شود و چیزهایی را ننویسد که باید بنویسد. بگذار بیش‌تر از این فکر نکنم. #نیلوفر دادور

از شوكت فرمانروایی‌ها سرم خالی‌ست  من پادشاه كشتگانم! كشورم خالی‌ست چابک‌سواری نامه‌ای خونين به دستم داد با او چه بايد گفت وقتی لشکرم خالی‌ست خون‌گريه‌های امپراتوری پشيمانم در آستين صبر جای خنجرم خالی‌ست مكر وليعهدان و نيرنگ وزيران كو؟ تا چند از زهر نديمان ساغرم خالی‌ست؟ ای كاش سنگی در كنار سنگ‌ها بودم آوخ كه من كوهم ولی دوروبرم خالی‌ست فرمانروایی خانه بر دوشم، محبت كن ای مرگ! تابوتی كه با خود می‌برم خالی‌ست #فاضل_نظری

می‌خواستم همه کارهایم را بکنم و سر فرصت به دنبال او بروم. می خواستم اول دنیا را عوض کنم، کتاب هایم را بنویسم، اسم و رسم به هم بزنم، برنده شوم، و بعد با دست های پر به دنبالش بروم. خبر نداشتم که، " عشق منتظر آدم ها نمی‌ماند."

می‌بینمت از دور و زیاد است همین هم این سوخته‌دل ساخته با کمتر از این هم صدبار صدایت زدم اما نشنیدی یک چشم بگردان به من گوشه‌نشین هم عشقی که زمینی نشود فایده‌اش چیست؟ ای ماه بینداز نگاهی به زمین هم گفتی که ز خود بگذر و دیدی که گذشتم از روح‌و روان هم، تن‌و جان هم، دل‌و دین هم از پیچ و خم رود گذشتیم و رسیدیم از چشمه‌ی تردید به دریای یقین هم ای زاهد اگر منکر عشقی به جهنم ! ما با تو نیاییم به فردوس برین هم فاضل نظری

آن که روزم سیه کند این است

روز اول که دیدمش گفتم ..

رحم کن بر دلم که مسکین است

شاد کن جانِ من، که غمگین است.

از صدای انفجار، از صدای مرمی، از اخبار، از نتنیاهو، از دعوا، از جنگ، از دوستان دو رو، از محبت‌های ریایی، از کسانی که سر به سجده‌ می‌گذارند و برای یک تعدادی خیر می‌خواهند و بر یک تعدادی شر، دست به دعا بلند می‌کنند و از خدا طایفه‌ی را در صلح و صفا می‌خواهند و طایفه‌ی را بدبخت و نگون‌بخت، روزه به دهن دارند و روزگار جماعت خود را سفید می‌خواهند و روز جماعتی را سیاه متنفرم، از تمام روزه‌ به دهن‌های که از صدای اذان کرده متنظر خبر مرگ آدم‌ها هستند و خوشحال برای جنگ و دربه‌دری متنفرم، و از تمام آدم‌های که دوست‌دار جنگ و خونریزی در هرجایی جهان اند بیشتر.

چگونه یک قلب، یک قلب ِ نه چندان سالم، می‌تواند این همه ناخشنودی و انباشتنِ دائمیِ این همه اشتیاق را تحمل کند؟ _کافکا
چگونه یک قلب، یک قلب ِ نه چندان سالم، می‌تواند این همه ناخشنودی و انباشتنِ دائمیِ این همه اشتیاق را تحمل کند؟ _کافکا

پرِ سفید یک کبوتر، چرخ‌زنان پایین می‌آید. جلو پایم می‌افتد. پر را برمی‌دارم. بو می‌کنم، بوی آزادی و بوی آسمان می‌دهد. بغض می‌کنم ..🕊 __علی‌اشرف درویشیان