fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

Doug Rattmann

Doug Rattmann

رفتن به کانال در Telegram

cake is a lie. ‌ https://t.me/+NAEZFYN3dVY0YzVk

نمایش بیشتر
إيران203 311دسته بندی مشخص نشده است
323
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
اینم امروز رسید. ایران‌کتاب کلا جای شسته‌رفته‌ایه، البته یه بارم پراگما ازش مجموعه کامو گرفته بود راضی نبود. خلاصه میتوان به
اینم امروز رسید. ایران‌کتاب کلا جای شسته‌رفته‌ایه، البته یه بارم پراگما ازش مجموعه کامو گرفته بود راضی نبود. خلاصه میتوان به نقاط ضعف دیر ارسال کردن و قیمتش اشاره کرد. خواهم دید که چه خواهد شد.

اینم تمام شد. وقتی اون شاهکار رو تموم میکنی تو بد خماری میمونی تا حدی که دوست داری حافظت رو از دست بدی دوباره بخوانیش. خوشه‌چ
اینم تمام شد. وقتی اون شاهکار رو تموم میکنی تو بد خماری میمونی تا حدی که دوست داری حافظت رو از دست بدی دوباره بخوانیش. خوشه‌چینی‌ها جلد ۳.۵ هم محسوب میشه، چون یه جورایی اسپین‌آفه. داستان‌های کوتاه از جاهای مختلف جهان داس‌مرگ. میشه اینگونه توصیف کرد نسبت به داستان اصلی، اینا متوسط هستند، هرچند یکی دوتا داستان داره میشه به عنوان کتاب مقدس پرستید. همچنان بر ترجمه آرزو مقدس درود میفرستم.

Repost from Anarconomy
تو تلگرام اینجوریه که هرکی یه کانال داره که آهنگ‌های مورد علاقه‌ش رو میذاره، که یعنی اکثر کانال‌های موجود، با ممبرهای کانالش که تعداد اندکی هستند انسی می‌گیره که انگار رفقای نزدیکش هستند. دلش براشون تنگ میشه، و اگه بفهمه بلایی سرشون اومده ناراحت میشه. اما هیچوقت به اینکه اگه تعدادشون بیشتر بود چه می‌شد فکر نمی‌کنه. اگه کانالی داشت که هشت میلیارد عضو داشت، با دلتنگی براشون چه میکرد؟ با اینکه میفهمید بلایی سرشون اومده چه میکرد؟ هرکسی میتونه پیامبر باشه. به شرطی که بتونه به همه فکر کنه و هیچ‌کس رو جا نذاره. اگه بتونی به همه فکر کنی و هیچ‌کس رو جا نذاری، عقایدت و حرفات و عصبانیت‌هات و ناراحتی‌هات همین‌هایی بود که الان است؟

photo content

بر خلاف بقیه متن‌ها، اینایی که پشت هم گذاشتم تقریبا هیچ جمع‌بندی و نتیجه‌گیری نداره. میزارم شما خودتان بر اساس A و B، تصمیم بگیرید که C چه باشد. در روزگاری که اشرار حیات‌ستیز مانع از زندگی میخوان بشن، اهمیت زندگی و مشتقاتش بیشتر و بیشتر میشه.

• اینارو داشته باشید، حالا یک زاویه دیگه: ما دو نوع حُب (دوست داشتن) داریم، طبعی و استقلالی. ۱. حب طبعی یعنی چیزی رو دوست دار
• اینارو داشته باشید، حالا یک زاویه دیگه: ما دو نوع حُب (دوست داشتن) داریم، طبعی و استقلالی. ۱. حب طبعی یعنی چیزی رو دوست داری بابت چیز دیگر یا به طبع چیز دیگر. مثلا تو عاشق نوشتنی، و به طبع نوشتن مداد رو دوست داری. مداد رو بابت مداد بودنش دوست نداری، دوسش داری چون باهاش مینویسی. وقتی مداد بشکنه، ناراحت نخواهی شد. ۲. حب استقلالی یعنی چیزی رو بابت خودش دوست داری. مداد رو دوست داری چون مداده، اگه بشکنه ناراحت میشی و آسیب میبینی. مداد بابت نفس مداد بودنش ستایش میشه.

در اندیشه مدرن معنی عشق عوض شده. میشه حتی گفت عشق رمانتیک محصول مدرنیسمه. اما با این حال، ایرادات فاحشی داره، چون هرکسی دنبال یک الگوعه تا اونو بپذیره، نه اینکه کشف کنه در درون خودش چه میگذره یا چه معنی میده. در هر جامعه‌ای تعریف خودشو داره چون در هر جامعه اون تعریف کاربرد داره. یعنی درواقع ما تعریف درست و غلط نداریم، نهایتا استدلال درست و غلط داشته باشیم. اینکه «چه عشقی برای من درست است؟» مربوط میشه به اینکه «چه رابطه‌ای برای من درست است؟» و اونم باز مربوط میشه به اینکه «من چگونه حالم خوب میشود و شاد خواهم بود؟». هرسه به نحوی به هم مرتبطند. چندسال پیش داستان یک عاشق محلی رو برای دوستان تعریف میکردم، که انقدر عاشق یک دختر بود، میگشت بهترین مردان اون محل رو پیدا کنه و به خواستگاری اون بفرسته.دختره هم فهمیده بود جریان چیه، هرکی میومد میگفت نه. داستان کمی طولانیه، خلاصه اینکه همه میگفتند طرف کارش آنرمال بود، یا ضعف داشت، یا فلان مشکل را داشت. چون برای همه عشق در فردیت خلاصه شده بود. چون رابطه باید به نفع «من» باشد. درصورتی که اون شخص انقدر طرفش رو دوست داشت که بهترین عمل برای خوشبختی «او» رو میخواست انجام بده و منیتش حذف گشته بود.

• اسطوره هر دوره، نشون میده هر جامعه چه دیدگاهی به عشق داشته. شاید بشه ریشه یابی کردش تا امروز. مثلا خدایی که مربوط به خورشید
• اسطوره هر دوره، نشون میده هر جامعه چه دیدگاهی به عشق داشته. شاید بشه ریشه یابی کردش تا امروز. مثلا خدایی که مربوط به خورشید و عهد و پیمانه، مسئول عشقه، که نشون میده ایرانیا عشق رو با تعهد میشناختند که میترا رو اینگونه وصف کردند [اینکه در این فرهنگ بعد قرن‌ها هنوز عشق منهای تعهد پذیرفته نشده نشون میده چیزی که وارد اینجا بشه خروجش با خداست]. کوپید در روم کودک برهنه‌ای روی ابره، که نشون میده رومی‌ها در عشق، معصومیت و بازیگوشی میدیدند. آفرودیت از آلت بریده کرونوس طی قیام زئوس و برادران متولد میشه، که نشون میده بخش جنسی عشق در یونان مهم بوده. مخصوصا آلت مردانه. در اساطیر ابراهیمی، یا عشق پیوند خورده با خداست (آهاوا) یا یک عمل ایثارگرانه‌ست (آگاپه) و یا برای بقای جامعه‌ست (مودت و رحمت) [ارجاع به این متن]. میشه فهمید اینکه «من از خودم اگه بزنم تو رابطه و سختی بکشم، یعنی عشق» ریشه در کجا داره.

قبل از ادامه بحث، این چند کتاب رو پیشنهاد میکنم. اول زندگی کوتاه است از یاستین گوردر [نامه‌های امیلیا فلوریا خطاب به آگوستین قدیس] و سندروم ژولیت اثر بانو ضحی کاظمی. برای کلاسیک‌خوان‌ها هم بانی و کلاید [برگرفته از یک زوج خلافکار آمریکایی] اثر این پسره برت هشفلرد پیشنهاد میشه. دیدم همه دارن شب‌های روشن و نازنین رو معرفی میکنند گفتم از غافله جا نمونم. اگه خیلی شرقی‌خوان هستید سقراط عاشق از کاتایاما، اگه با مسخ کافکا حال کردید، سامسای عاشق از موراکامی پیشنهاد میگردد. البته خوشحال میشم اولویتتون با همون دوتای اول باشه‌.

جشن‌ها بهانه‌ای برای شاد بودن هستند، و هرکدوم فارغ از موضوعش، هدف اصلیش انگیزه پیدا کردن، دورهمی یا حال خوبه. پس اگه کسی هدف اصلی این مراسم رو بهم بزنه، انگار که دشمن روان جمعی انسان‌هاست. مثال‌های زیادی هست، که درباره‌ هرکدوم جدا میشه صحبت کرد. اما درباره امروز، مدیا ممکنه توقعات بی‌جا ایجاد کنه. ولنتاین به‌جای پاسداشت عشق، تبدیل میشه به روز اجبار به شاد بودن. به نحوی که اگر کسی تنهاست، پس کم داره. اگر هدیه‌ای از کسی دریافت نکردی، شاید آدم مطلوب یا دوست‌داشتنی نیستی. اگه درحال جشن گرفتن با پارتنرت نیستی، یه چی کم داری یا شکست خوردی. لازم نیست الکی خودتون رو درگیر چنین چیزایی کنید و احساس ناراحتی کنید. فقط شما تنها نیستید، حتی کسانی که در رابطه هستند هم تنهان. اونا فقط تنهاییشون رو باهم شریک میشن. همه داستان Saint Valentine رو شنیدیم، و درواقع نمیدونیم چقدرش واقعیه و چقدرش افسانه است. فرقی هم نمیکنه، چه چیزی مهم‌تر از عشق و زندگی، اونم در قامت مبارزه با اشرار زندگی‌ستیز؟ چه چیزی جالب‌تر از یادآوری یک اعدامی سیاسی در راه حیات؟ در جهانی که خدا مرده، جاش خالی نمیمونه. عشق تبدیل به بهترین جایگزین دین میشه. «تو همه چیز منی» زبان دینه، به یک بیان دیگه. البته تبعاتی هم داره، چون به تنهایی عشق نمیتونه خلا معنا رو پر کنه، و یک غول چراغ آرزو باشه. اینگونه میشود که سرخوردگی پیش میاد، و با رفتن معشوق همه چیز فرو میریزه.

• Saint Valentine
+1
• Saint Valentine

ـ «هوش مصنوعیا رفتن دین ساختن»
ـ «هوش مصنوعیا رفتن دین ساختن»

رائفی‌پور هم از خبر عقبه، هم از لحاظ ذهنی عقبه کلا.

•

وقتی زیاد بنویسی بیشتر در معرض چرت و پرت بافتن قرار میگیری، بنابرین احتمالا ممکنه با سیل عظیمی از اراجیف مواجه شوید. خلاصه که این تمام محتوای کانال نیست، گلچین منه، باز اگه کسی کنجکاو بود میتونه کلیدواژه‌هارو سرچ کنه ببینه چی پیدا میکنه اینجا.

-

-

۱۲۴. چگونه شاعر شویم؟ - امید مهدی نژاد ۱۲۵. چگونه نویسنده شویم؟ - اسماعیل امینی ۱۲۶. آشنایی با ژان ژاک روسو - پل استراترن ۱۲۷. آشنایی با ارسطو - پل استراترن ۱۲۸. آشنایی با کافکا - پل استراترن ۱۲۹. جمهور افلاطون - انجی هابز ۱۳۰. وضعیت آخر - توماس هریس ۱۳۱. آشنایی با جان لاک - پل استراترن