⸂رزکوچولو ⸃
رفتن به کانال در Telegram
𝑇ℎ𝑒 𝐿𝑒𝑡𝑡𝑒𝑟𝑠 𝑜𝑓 𝐾𝑖𝑛𝑑𝑟𝑒𝑑 𝑆𝑝𝑖𝑟𝑖𝑡𝑠 📜 𝑖𝑛 𝐺𝑟𝑒𝑒𝑛 𝐺𝑎𝑏𝑙𝑒𝑠 🧺🪄 |月星| ﹏ بهشتی در میان ستارههای دریاچه نقرهای آونلی🧙🏻♀️
نمایش بیشترإيران212 798دسته بندی مشخص نشده است
269
مشترکین
-224 ساعت
-57 روز
-2430 روز
آرشیو پست ها
268
دریغا،
سرزمین نگونبخت که از به یاد آوردن خود بیمناک است.
کجا میتوانیم آن را سرزمین مادری بنامیم که گورستان ماست؛
آنجا که جز از همهجا بیخبران را خنده بر لب نمیتوان دید؛
آنجا که آه و ناله و فریادهای آسمانشکاف را گوش شنوایی نیست.
آنجا که اندوه جانکاه چیزی است همهجا یاب.
و چون ناقوس عزا به نوا درآید کمتر میپرسند که از برای کیست،
و عمر نیکمردان کوتاهتر از عمر گلی است که به کلاه میزنند
و میمیرند پیش از آنکه بیماری گریبانگیرشان شود.
-شکسپیر مکبث؛ پرده چهارم، مجلس سوم
نمایش فریز مکبث فریز
268
اشتباه برداشت نشه من از به اشتراک گذاشتن این نمایشنامه هیچ قصد سیاسی خاصی نداشتم چون خیلی واضحه گرایش اعتقادیم چیه.
ممنون از درکتون
268
دریغا، سرزمین نگونبخت که از به یاد آوردن خود بیمناک است. کجا میتوانیم آن را سرزمین مادری بنامیم که گورستان ماست؛ آنجا که جز از همهجا بیخبران را خنده بر لب نمیتوان دید؛ آنجا که آه و ناله و فریادهای آسمانشکاف را گوش شنوایی نیست. آنجا که اندوه جانکاه چیزی است همهجا یاب. و چون ناقوس عزا به نوا درآید کمتر میپرسند که از برای کیست، و عمر نیکمردان کوتاهتر از عمر گلی است که به کلاه میزنند و میمیرند پیش از آنکه بیماری گریبانگیرشان شود.
-شکسپیر مکبث؛ پرده چهارم، مجلس سوم
نمایش فریز مکبث فریز
268
+1
در بدترین ما، مقداری خوبی هست و در بهترین ما، مقداری بدی هست که هیچ یک از ما حق این را نداریم که از دیگری عیبجویی کنیم.
-شکسپیر
اجرای تئاتر مکبث در سالن استاد سمندریان
268
هیچ تاجی آنقدر ارزشمند نیست که برای بهدستآوردنش، آرامش روح را قربانی کنی!
بعد از خوندن تاجر ونیزی و ژانر متفاوتش انتخاب مکبث یکم ریسک بود ولی خب باز هم منو تونست به متن و داستان علاقه مند کنه. جوری که آدمی و حوائجش و به تصویر می کشه و اینکه سیری ناپذیر بودنش اون رو به دردسر میندازه. به جای فکر اون رو به عجله سوق میده و شاید انتخاب هاش اون رو به جهنمی که با دست خودش ساخته دعوت می کنه، همه و همه برام جای تفکر داشت!گاهی بزرگترین دشمن انسان، کسی نیست که در برابرش ایستاده؛ بلکه طمعی است که درون خودش ریشه دوانده. «مکبث» اثر ویلیام شکسپیر، داستان جاهطلبی، قدرت، وسوسه، خیانت و عذاب وجدان هست. مکبث، سردار شجاع اسکاتلندی، بعد از شنیدن پیشگویی سه جادوگر درباره پادشاهشدنش، درگیر رؤیای رسیدن به قدرت میشه، همسرش هم مکبث و به تحقق این رؤیا ترغیب میکنه و مکبث قدم تو مسیری میذاره که بازگشت ازش به هیچ وجه آسون نیست. اما رسیدن به قدرت، آخر ماجرا نیست؛ چراکه بعد از اون، ترس، بدگمانی و عذاب وجدان کم کم زندگیش و در بر میگیره! به نظرم شکسپیر تو این نمایشنامه به پرسشهایی عمیق و فلسفی درباره ماهیت انسان میپردازه مثلا؛ آیا سرنوشته که انسان رو به سوی تباهی میکشونه یا انتخابهایی که خودش انجام میده؟ آیا قدرت ارزش بهایی رو داره که برای بهدستآوردنش میپردازیم؟
-روایتی ماندگار از سقوط انسانی است که در جستوجوی قدرت، آرامش و انسانیت خویش را از دست میدهد؛ داستانی که یادآوری میکند گاهی سنگینترین مجازات، نه حکمی از سوی دیگران، بلکه عذاب وجدانی است که انسان در درون خود حمل میکند.
