سينما
رفتن به کانال در Telegram
317
مشترکین
+124 ساعت
-17 روز
+630 روز
آرشیو پست ها
316
به انتهای داستان که کمی نزدیک میشیم رنگ قرمز کامل از بین رفته ، که بنظر من نشون از پایان اون رابطه ی پر هیاهو میده
دیگه حتی روزنه ای بازگشت اون رابطه وجود نداره و فقط رو به سردی میره
316
اواسط فیلم با پررنگ شدن داستان کم کم رنگ ها کرخت میشن اما هنوز رنگ قرمز وجود داره که رکن اصلی داستان هست، اما حضور پررنگ آبی کمرنگ، مشکی و طوسی نشان از سرد شدن فضا میده که در ذهن مخاطب حالت غمگینی بوجود میاره
316
در ابتدای فیلم رنگ ها بصورت واضح وجود دارن و رنگ قرمز آلبالویی به شکل اغراق شده ای وجود داره، شده خیلی کوتاه و جزئی اما هست
به علاوه رنگ هایی چون آبی و مشکی که در این فیلم رفته رفته پررنگ تر میشه
316
این تحلیل نشان میدهد که هیچ یک از این انتخابها تصادفی نیستند؛ بلکه تمام جزئیات قاب، رنگ و میزانسن بخشی از زبان سینمایی فرهادی هستند که روایت و احساس را بدون دیالوگ تعریف میکنند
316
همچنین «فقدان»، «ابژه غائب» و سکوت درباره خشونت و تبعاتش — چه برای قربانی (رعنا) و چه برای شخص مقابل (عماد و جامعه) — یکی از لایههای روانی مهم فیلم است.
316
فیلم نشان میدهد که فشارهای جامعه، فرهنگ مردسالار و انتظارات اجتماعی چطور میتوانند انتخابی را از آدمی بگیرند یا او را به سمت انتقام بکشند.
316
بحران هویت فردی و اجتماعی یکی از محورهای روانشناختی فیلم است — تجاوز به رعنا فقط زخم جسمی نیست، بلکه حمله به حس امنیت، تعلق، اعتماد و جایگاه اجتماعی زن و شوهر است.
316
فیلم بدون محکوم کردن قطعی یا ارائه راهکار «سیاه/سفید»، شخصیتها را در خاکستری نگه میدارد: یعنی ما خودمان باید تصمیم بگیریم اخلاقیات و عدالت در موقعیت پیچیده چیست.
316
تحلیل ساختاری + روانشناختی (نقد انگلیسی / جهانی)
در نقدی به زبان انگلیسی گفته شده «فروشنده» فیلمی است درباره روان، فقدان خود‑ارزش، خشم، احساس تحقیر و آسیب هویتی؛ یعنی آسیب روانی “شوهر” (عماد) بعد از حادثه به خودِ او است — نه صرفاً خشونت بر علیه جسم؛ بلکه لطمه به روان و هویت. بیننده در طول فیلم همراه عماد میشود، میفهمد که «زخم» ناشی از تجاوز فقط جسمی نیست، بلکه به وجدان، غرور، امنیت و اعتماد برمیگردد.
316
نگاهی روانکاوانه / روانتحلیلی (مقاله «ابژه غائب» و فقدان)
در این دیدگاه، فیلم «فروشنده» با استفاده از مفهوم «ابژه غائب» — یعنی چیزی که مفقود شده و غایب است — کار میکند. این فقدان، شکاف روانی در شخصیتها، از هم گسیختگی هویت زن و شوهر بعد از بحران، و زخم روانی ناشی از تجاوز و فقدان امنیت روانی را نمایان میکند. به عبارت دیگر، تجاوز و پیامدهایش نه فقط حادثهای بیرونی، بلکه بحران روحی و روانی عمیق است که زندگی شخصیتها را تحت تأثیر قرار میدهد.
316
نقد «بحران هویت مردانه»
طبق این تحلیل، «عماد» تحت فشار قدرتِ انتقام و عطش احیای حیثیت مردانهاش قرار میگیرد؛ یعنی آسیب روانی و هویتِ درگیر بحران مردانه — پس تجاوز به رعنا نه فقط یک خشونت فردی، که زنگ خطر بحران هویت و مردانگی است. تحلیلگر میگوید واکنش عماد، نتیجه «نظام میانکنشی فرهنگی» است — یعنی جامعه و ارزش ها نقش تعیینکننده در تصمیم او دارند.
